• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۶ آبان ۹۵

سرمقاله
محمد عسلی
قلم‌ها را نشکنیم
دهان‌ها را نبندیم
سخنان رئیس جمهور در نمایشگاه مطبوعات بیشتر به یک گله و شکوه از رانت اطلاعاتی حکایت داشت و اینکه امنیت خبرنگاران را پاس داریم.
اما رئیس جمهور نگفت چگونه این امنیت می‌باید نهادینه شود. تفاوت‌ها، تبعیض‌ها و واسطه‌ها را چگونه می‌توان از میان برداشت و میدان را برای همه روزنامه‌نگاران باز گذاشت. حمایت‌های یارانه‌ای چگونه عادلانه و به حسب کم و کیف مطالب تقسیم شود و فاصله تهران تا اقصی نقاط کشور برای ارتقاء و اعتلای فرهنگ روزنامه‌خوانی تا چه میزان کاهش می‌یابد؟
با نگاهی گذرا به بیست و دومین نمایشگاه مطبوعات در محل مصلای تهران فقر و غنای مطبوعاتی به خوبی قابل درک است.
اگر هدف از تشکیل نمایشگاه مطبوعات ارائه دست‌‌آوردهای یکساله و ایجاد فضای سالم رقابتی در اطلاع‌رسانی باشد، ما هنوزا هنوز به این هدف نزدیک نشده‌ایم. زیرا رقابت‌ها کاملاً یکطرفه است و رقابتی در میان نیست.
بسیاری از نشریات شهرستانی به علت مشکلات مالی قادر به حضور در نمایشگاه نشده‌اند و آن تعدادی هم که از استان‌های مختلف آمده‌اند نتوانسته‌اند به نحوی وارد رقابت شوند که به چشم آیند جز اندک و انگشت شمار.
تنها دو روزنامه قدیمی کیهان و اطلاعات غرفه‌های خود را با تولیدات آرشیوهای صحافی شده و کتاب پوشش داده‌اند و دست به ساخت و ساز نزده‌اند.
مابقی روزنامه‌های سراسری مطرح، خبرگزاری‌ها و مؤسسات مطبوعاتی و بعضی از مجلات حضورشان را با آذین‌بندی و غرفه‌سازی‌های عریض و طویل به نمایش گذاشته‌اند.
و اما بعد.
ما هنوز یک تعریف عملیاتی که با سیاست‌های حاکمیتی جمهوری اسلامی منطبق باشد از آزادی نداریم.
گاهی آزادی را ظهور اراده شروع تعریف کرده‌ایم و گاهی هم آزادی را در چارچوب قانون اساسی عنوان می‌کنیم.
در اصل ۲۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده: «نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آنکه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشند تفصیل آنرا قانون معین می‌کند.»
اینکه چه مطالبی مخل به مبانی اسلام و یا حقوق عمومی است خود حکایتی غریب دارد که جای بحث آن در این نوشتار نیست.
آنچه مهم و قابل ذکر است اینکه هر سال و در طول هفته نمایشگاه مطبوعات کم و بیش باب مبحث آزادی مطبوعات گشوده می‌شود و نقطه نظراتی قلمی می‌شوند اما در طول سال در به همان پاشنه سابق می‌چرخد و هر کس در جای خود می‌نشیند و می‌نویسد آزادی نیست و یا همین جمله را هم نمی‌نویسد و گرفتار خود سانسوری می‌شود و متأسفانه بیشتر گرفتاری‌های ما از همین جاست. همه می‌دانیم بد، بد است اما بد می‌کنیم هم در حق خود و هم در حق دیگران. چرا که ما هم قانون ستیزیم و هم قانون گریز. وگرنه نباید با گذشت ۳۷ سال از پیروزی انقلاب اسلامی هنوز هم گرفتار انحصارطلبی، فرصت‌طلبی و محافظه‌کاری باشیم.
آزادی نه در رفاه به دست می‌آید و نه در فقر و نداری. آزادی شرایطی می‌طلبد که به فرهنگ، سیاست، اقتصاد، دانش و تعاملات اجتماعی برمی‌گردد.
عدم ثبات سیاسی، جنگ، فقر و خشکسالی و ناامنی آزادی‌ها را محدود می‌کنند. دغدغه‌های تهاجم فرهنگی، اعمال فشارهای سیاسی و اقتصادی، تحریم و تهدید و ناامن کردن مرزهای جغرافیایی و عقیدتی مجالی برای اندیشه‌های آزاد نمی‌گذارند و می‌توان به هر بهانه‌ای که مهمترین آن حفظ کشور و ثبات و امنیت است آزادی‌ها را محدود کرد.
سؤال این است: در چه شرایطی و با کدام بضاعت روزنامه‌نگاری می‌توان جامعه را از مخاطرات و کشور را از بی‌ثباتی اخلاقی نجات داد؟
اگر قلم‌ها و قدم‌ها همسو شوند و در یک خط موازی برای پیشبرد توسعه سیاسی اقتصادی و فرهنگی حرکت کنند و از اوضاع و احوال جهان فعلی درس بگیرند تا در دام ترفندهای امپریالیسم خبری نیفتند انتخاب راه آسان می‌شود.
درک صحیح شرایط فعلی و نیاز جامعه جوان ما را دل مشغول مسایل حاشیه‌ای نخواهد کرد. هنر وسیله ترویج آزادی و روانی قلم‌هاست و اعتقادات و دانش، جوهر و محرک خلاقیت‌ها، بدون هنر نمی‌توان جاذبه ایجاد کرد.
به قول حافظ:
قلندران حقیقت به نیم جو نخرند
قبای اطلس آن کس که از هنر عاریست
متأسفانه ما هنوز در بین مسئولین و آقایان علما نه فقط در نحوه به کارگیری هنر اختلاف نظر می‌بینیم. بلکه بعضاً بعضی از هنرها از جمله موسیقی را کلاً مردود می‌دانند و حذف می‌کنند در صورتی که موسیقی حماسی را حداقل می‌دانیم در صدر اسلام برای تهییج مجاهدان در جنگ از آن استفاده می‌کرده‌اند.
بحث آزادی قلم و بیان هم بی‌شباهت به پذیرش و عدم پذیرش بعضی هنرها نیست. هر چند ما برای مدتی آزمون و خطا هم نکرده‌ایم و چارچوب‌های آنرا نساخته‌ایم. اصل مقوله آزادی به تفکیک قوا و عدم مداخله‌ی هر یک از آنها در امور دیگری است که شاهدیم بعضاً رعایت نمی‌شود.
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
والسلام

Comments are closed.