• print
یادداشت طنز “اسماعیل عسلی” ۲۲ آبان ۹۵

ها چیشم،  ها ببم
ننه  ی کوکب که پاورچین پاورچین قدم ورمی  دوشت،  یهویی مثل خرگوشی که چشمش به جمال هویج روشن شده باشه، خودش رو رسوند به سیما خانم که با اون قد و قوارش مثل باباکوهی از دور دیده می  شد و نفس زنون گفت: ای وای می  دونستی که عروسی دخترم به هم خورد؟ سیما خانم با تعجب گفت: زبونتو دندون بگیر ننه  ی کوکب همچی می  گی به هم خورد که انگاری آش نذری به هم خورده، مگه چند سال نامزد نبودن؟ ننه  ی کوکب که همیشه آرزوش بود همه رو غافلگیر کنه و خبر داغ به گوش این و اون حواله بده با بی خیالی گفت: مگه تو این دنیای واویلا نیستی بنده  ی خدا، همی  ترامپ نکبتی که بی پرس و طلب رضایت، زن و دخترا رو ماچ می  کرد و بی بی کلینتون طبلکش رو به باد داد حالو شده رئیس جمهور، میگن از وقتی سر خر آفتابی شده ۵۰ دلار رفته رو هر اونس طلا، با این وضع و اوضاع تکلیف دختر منم معلومه، سالی که نکوست از بهارش پیدان. این دوماد مفنگی نکبتی من که خیال می  کرد با فوق لیسانس به کسی کار میدن حالو با هزار تا التماس و سفارش رفته تو قنادی عمو جوادش نخودچی پاک می  کنه، اگه ایطو پیش بره  هاتون  هاتون به جویی نمیرسه که بخواد گردنبند طلای گرون گردن بچه  ی من بکنه، دختر منم که شرم خورده حیا قی کرده، هر چی بهش گفتم ننه فوق لیسانس برای کسی آب و نون نمیشه به خرجش نرفت که نرفت حالو سر به زانو رو به شیطون نشسته تف به در و دیوار میندازه و از زمین و زمون بونه میگیره، دندش نرم باید بیشینه کنج خونه تا گیسش هم مثل دندونش سفید بشه، خدا وقتی میخواد بابای کسی رو بسوزونه خودش رو میفرسته دنبال هیزم، به درک اسفل من النار، تا جونش در بره، اِقد این دست و اون دست کرد و ایراد بنی اسرائیلی گرفت تا این مرتیکه  ی بی چشم رو شد رئیس جمهور آمریکا، میگن باباش تو فیلم کابویی وسترن بازی میکرده و خودش هم اهل کشتی کج بوده، به همه دندون نشون داده، گفته سبیل همه  ی مکزیکی  ها رو دود میدم، نه گذوشته و نه وردوشته گفته به ما چه مربوط که باید از اروپا دفاع کنیم مگه خودشون ارتش ندارن، مثل این که میگن میخواد با استخون کله  ی سیاها بین آمریکا و مکزیک دیوار بکشه. حیوونکی کلینتون چقدر شب تا صبح با نتانیاهو بیدارخوابی کشیدن تا تونستن  یه مشتی آدم ریش دراز احمق به اسم داعش علم کنن بندازن به جون مسلمونا حالو ترامپ اومده میگه میخوام سر به نیستشون کنم همچی که انگار نه خانی اومده نه خانی رفته. چی چی بگم واللو خر ساخته حالو فیل میخواد خرابش کنه، بعضیا هم میگن اینا همش حرف مفت بوده که دمیدن تو بوق و کرنا فوت کردن تو گوش مردم آمریکا، میگن آنگلا مرکل شبا کابوس می  بینه، بی بی سی عزا گرفته، دماغ سوخته  های آمریکایی هم عین مور و ملخ ریختن تو خیابون و پرچم خودشونو آتیش میزنن، دوره  ی آخرالزمونه، هیشکی از فردای خودش خبر نداره، آخی بمیرم برای پادشاه عربستان که پول نفت سیاهو خرج روسفیدی کلینتون کرد، حالام ورداشته با دماغ سوخته و دهن دوخته زنگ زده به ترامپ که  یعنی مبارکت باشه، سیما خانوم! الهی هیچ تنابنده ای به درد چه کنم گرفتار نشه، من نمی  دونم میخواد چیطو بشه،  یی مشتی آدم نفهم از پایین و بالو خالی کردن رو سر مردم سوریه، چند کرور آدم بلاتکلیف رو آواره کوه و دشت و بیابون کردن حالو نه آفتابه دارن که خودشون رو بشورن نه دستشون از کمرشون می  افته که بگن غلط کردیم، به عراق هم ظن و گمون خوشی ندارن، داعش هم مثل شغالی که دنبالش گذوشته باشن از این تپه به اون تپه،  یی جا میخوره  یی جو خرابی میکنه، غربیا هم که پوتین رو به اندازه  ی  یی دمپایی قبول ندارن سازمان ملل هم مسابقه  ی طناب کشی راه انداخته،  یکی تصویب می  کنه،  یکی وتو، خاورمیانه هم شده مثل خشتک صدام که صد تا وصله بهش دوختن و بازم مثل ترش بالو سوراخ سوراخه و اسباب خجالت!!
سیما خانم که شستش خبردار شده بود ننه  ی کوکب تازه چونه ش گرم شده و حالا حالاها ول کن معامله نیس، دست کرد تو جیبش چند تا مویز به هم چسبیده بهش تعارف کرد و گفت: بخور تا دهنت هوا به هوا بشه، شور نزن ننه  ی کوکب، ماها مثل مرغ هستیم که تکلیفمون تو عزا و عروسی روشنه، اول از همه بهت بگم که  یکی سوار ماشین بوده پیاده میشه  یکی دیگه سوار میشه، ماشین همون ماشینه فقط شوفرش عوض شده، اگه شوفر دومی  حساب آب و روغن و بنزین و تایر و زاپاس دستش باشه اتفاقی نمی  افته، چرا که هم سرعتش معلومه، هم قدرتش، میمونه جاده و پیچ و خم، شیب و سربالایی و برف و بارون و دور از جون شما ریزش کوه، که اون هم پشت پرده نشین  ها درستش می  کنن تو این آمریکایی که افسار دنیا رو دست گرفته بالاخره چند تا آدم عاقل پیدا میشن که به ترامپ بگن چه کار باید بکنه؛ چه کار نباید بکنه. تا اونجایی که من می دونم فقط منو غذای کاخ سفید عوض شده که اونم میره تو حلقوم ترامپ. میگن با همه  ی کم عقلیش  یی حرف درست و حسابی زده و گفته منافع آمریکا از منافع هر کشوری مهمتره، اگه همین جاده رو بگیره و گازش بده، سر زنده به گور می  بره و دعای مردم آمریکا هم پشت سرشه و در رو همون پاشنه می  چرخه که می   چرخید، بازار طلا هم فروکش می  کنه، آب  ها از آسیاب می  افته تو هم برو به فکر سیسمونی باش که بعید نیست تو راهی داشته باشی، کار دختر و پسرا این روزا حساب و کتاب نداره، اگه تونستی عقد و عروسی رو با هم بگیر که  یه وقت عروسیش به رئیس جمهور
بعدی آمریکا برخورد نکنه،  هاچیشم،  هاببم.

Comments are closed.