سرمقاله
محمد عسلی
ایران امروز از دید دولتمردان آمریکا
هر آنچه از بیان و عملکرد دولتمردان آمریکا تاکنون شنیده و یا دیدهایم دشمنی با ایران است. ایرانی که به تصور آنها دارای موشکهای دوربرد آنچنانی است، توانسته از جنگ تحمیلی ۸ ساله جان سالم به در برد؛ تحریمهای کمرشکنی را پشت سر گذاشته از انزوای سیاسی بیرون آمده، در میان ملتهای اسلامی برای دفاع از نهضت آزادیبخش فلسطین از محبوبیت ویژهای برخوردار است؛ بین اقوام و قشرهای مختلف وحدت و همدلی ایجاد کرده، در کشورهای عراق، سوریه، یمن، لبنان و افغانستان و بحرین و امارات ذینفوذ است و به یاری شیعیان در عراق، سوریه و لبنان برخاسته در مقابله با تروریسم موفق عمل کرده، پیشرفتهای تکنولوژیک و علمی قابل توجهی داشته، آمادگی برای ساخت بمب اتم دارد، قدرت بلامنازع نظامی منطقه است؛ پشتوانه اقتصادی زیرزمینی عظیمی از جمله نفت، گاز، مس و دیگر مواد کانی دارد؛ در استراتژیکترین منطقه جغرافیایی قرار گرفته، از ثبات و امنیت فوقالعادهای برخوردار است و نهایتاً توانسته مخالفان نظام و گروهکهای دشمن نظام را از میدان به در کند.
حال چنین کشوری با این خصوصیات با آمریکا دشمنی میکند و منافع آمریکا را در ایران و بعضی کشورهای دیگر تهدید میکند.
پس باید بهانهای پیدا کنیم تا پیشرفت ایران را متوقف کنیم؛ ثبات سیاسی و اقتصادی آن را متزلزل کنیم؛ در صفوف و وحدت مردم شکاف ایجاد کنیم؛ شخصیتهای سیاسی و اقتصادی آن را ترور کنیم؛ دوستان و همپیمانهای آن را تهدید و مرعوب کنیم و آن را از نفس بیاندازیم.
پس چه بهانهای بهتر از آن که چماق حقوق بشر را بر سرش فرود آوریم چون مثل عربستان و بعضی کشورهای دیگر نفتخیز خاورمیانه تسلیم ما نیست و در مقابل زور و اقتدار ما سر خم نمیکند هر چند برای آنها حقوق بشر اهمیتی نداشته باشد. پاکستان و هند و اسراییل و چین اگر بمب اتمی داشته باشند ایرادی ندارد؛ اما ایران اگر موشکهای پیشرفته و سلاحهای بازدارنده نظامی داشته باشد با سیاست اختلافافکنانه ما در خاورمیانه همخوانی ندارد زیرا در مقابل هر حملهای از جانب همسایگانش و یا حملات نظامی ما میتواند از خود دفاع کند.
از دیدگاه دولتمردان آمریکا ایران باید کشوری ضعیف، وابسته، تسلیم و آسیبپذیر باشد.
پس مسأله هستهای بهانه است، چماق حقوق بشر هم وسیلهای برای ارعاب و نقطه ضعفگیری و وقتگیری ده ساله تحریمها هم امید واهی برای پیدا کردن شرایطی که دوباره بتواند نفوذ سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی خود را به ایران تحمیل نماید. غافل از آنکه ایران امروز، ایران زمان شاه مخلوع نیست و ایران از یک پشتوانه قوی مردمی و حمایتهای قومی برخوردار است.
و اما بعد:
آنچه ما را از آسیبها و فشارهای سیاسی و اقتصادی مصون و محفوظ نگاه میدارد در مرحله نخست وحدت و پرهیز از جدایی و تفرقه است.
دوم، نظارت دقیق و بدون ملاحظه بر عملکردهای اقتصادی مسئولان در هر رده و پست و مقامی که هستند.
سوم، پرهیز از توصیهطلبی، رفیقبازی، واسطهتراشی و انحصارطلبی است که متأسفانه در طول این ۳۷ سال گذشته بسیار از این مسایل آسیب دیدهایم.
چهارم، پرهیز از مداخله در زندگی خصوصی افراد به منظور حفظ شأن و شخصیت انسانها با هر باور و عقیدهای که عمل به آنها موجب خدشه در باورهای دیگران نشده باشد.
پنجم، پرهیز از سخنان، وعظ و خطابهها و موضعگیریهایی که عقلاً و شرعاً منطقی نیست و موجب وهن و اختلاف میشود.
و نهایتاً بهانههایی که دشمن برای تخریب و ایجاد تشکیک و تردید در دل مردم ما پیدا میکند و بارها از این راه ضربه خوردهایم و در موضع دفاع قرار گرفتهایم.
و در پایان ذکر این نکته مهم لازم است که اگر رضایت مردم را داشته باشیم نه فقط آمریکا که اگر همه کشورهای اروپایی هم متحد شوند نمیتوانند صدمه و ضربه جدی به ما بزنند.
وای از روزی که نظام و حاکمیت حمایت مردم را از دست بدهد، آن روز، روز شکست انقلاب است و از دست رفتن استقلال و هویت ملی، امید که چنین نشود.
والسلام
- پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۸ آذر ۹۵