یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
سلام بر مسیح
اگر بخواهیم به میزان مظلومیت هر پیامبری پی ببریم باید ببینیم پیروانش چه شباهت هایی به او دارند و چه تفاوت هایی و چگونه با پیروی و تأسی به پندار و گفتار و کردارش پیامبرشان را ارج می نهند. بی آن که بخواهیم به شیوه ی مورخین غربی وارد چانه زنی های تاریخی شویم روز میلاد مسیح را شادباش می گوییم. پیام آوری که با هدف اصلاح آیین به انحراف کشیده شده ی یهود ظهور کرد. این مصلح بزرگ در زمانی پای به عرصه ی گیتی گذاشت که کاهنان یهودی چونان امروز با نگاهی نژادپرستانه به تعلیمات موسی و آموزه های تورات می نگریستند و گرد خود حصاری کشیده بودند و خود را از سایر اقوام و ملل متمایز و برتر می دانستند. تحریف های روا داشته شده در آیین یهود به گونه ای بود که عرصه ی دین را تنها برای جولان دادن کاهنان فراهم می ساخت. کاهنانی که تفسیر و فهم تورات را به چند نفر که در رأس هرم قرار گرفته و به تورات دسترسی داشتند منحصر می دانستند. عیسی ابن مریم (ع) ظهور کرد تا مروّج مهربانی در عصر خشونت و مبلّغ برادری در نظام برده داری باشد با معجزاتی که فراخور نیاز زمانه اش به پشتوانه روح القدس انجام می داد. عیسی ابن مریم (ع) آمدن و رفتنی داشت که نه از منظر مورخین بلکه از منظر وحی هیچ گونه تردیدی در آن نیست. مظلومیت مسیح (ع) در این است که پیروانش مانند پیروان ادیان دیگر که تصویری افسانه ای از پیشوایان خود ارائه می دهند او را که با فقرا و بیماران نشست و برخاست می کرد و به رسم تواضع بر روی الاغ می نشست آنقدر بالا بردند که مقام پسر خدایی را برایش به ارمغان آوردند و گفتند کیست که بتواند مانند پسر خدا باشد و چون او رفتار کند؟ و بدین سان هر چه مسیح (ع) به مقام خدایی نزدیکتر کردند، پیروانش را به گناهان زمینی بیشتر آلوده نمودند و دست آخر گفتند که مسیح تاوان گناهان ما را در ماجرای مصلوب شدنش پرداخته است. پس به جای آن که خدا را قادر مطلق معرفی نمایند بی آن که خود را در عمل ملزم به پیروی از مسیح (ع) بدانند، مسیح (ع) را مسئول شفاعت برای راهیابی به بهشت کردند و همین بهشت که در آموزه های عیسی ابن مریم (ع) جزای اعمال نیک بود و به بها می دادند نه به بهانه، در برابر دریافت پول به مردم ساده لوح فروختند! بی گمان کسی که پسر خدا باشد، دست نایافتنی خواهد شد و توجیه کننده ی لغزش های پیروانش، در حالی که تمامی پیامبران بارها تأکید کردند که ما بشری مانند شما هستیم و تنها به ما وحی می شود اما به گوش هیچ کس فرو نرفت. چرا که در غیر این صورت باید پا جای پای آنها می گذاشتند و دکان هایشان را می بستند! و بدین سان شکوه ساده زیستی عیسی ابن مریم (ع) در کلیساهای کاخ مانند و زیارتگاه هایی که به نام قدیسین و قدیسه ها در جای جای اروپا بر پا گردید، گم شد و آیین های بدعت آمیز راه هموار رستگاری را از میان دهلیزهای تنگ و تاریک عبور دادند. کسانی که مسیح را تا مرز خدا بودن رسانیدند هر چه تلاش کردند نتوانستند مانند او باشند اگر چه تارک دنیا شدند و به زن و فرزند پشت کردند و شبانه روز را در غارها به ذکر گذرانیدند و از خوردن و نوشیدن تا جایی که می توانستند خودداری کردند اما باز هم احساس می کردند فاصله ی زیادی با تصویری که از مسیح در ذهن خود ساخته اند دارند. رهبانیتی که آنها ترویج کردند نتیجه ای جز مهجوریت، افسردگی و هذیان گویی و مقدس بازی و فرقه تراشی و نهایتا انحرافات جنسی یا ابتلا به بیماری های روانی نداشت و شگفت انگیز این که برخی هذیان های ناشی از گرسنگی و ریاضت های جسمانی و سرکوب غرایز طبیعی، الهامات غیبی لقب گرفت و بهانه ای شد برای تقدس مآبی و فریب افکار عمومی و آبشخوری برای گنده گویی و شطح بافی و کرامات تراشی! ناگفته نماند از آنجایی که آیین مسیحیت ابتدا در سرزمین هایی رواج یافت که پیش از آن توسل به الهه ها برای عبور از مسیرهای سخت زندگی رایج بود و پیروی از خدای یکتای غیر قابل رؤیت برای آنها دشوار بود پس از اندک مدتی ترجیح دادند با دستاویز قرار دادن زجرهایی که مسیح کشید و مصیبت هایی که مریم مقدس متحمل شد، از حضرت مسیح (ع) و مریم مقدس الهه ای بتراشند و مجسمه هایی از آن دو بسازند و زیارتگاه هایی درست کنند و دکان هایی راه بیندازند و برای خدا رقبایی بتراشند که با عادات دیرینه ی آنها همخوانی داشته باشد و از این رهگذر مردم را سرکیسه کنند. از زمانی هم که دولت روم ناگزیر مسیحیت را پذیرفت و دین و دولت دست در آغوش هم کردند اوضاع از آنچه که بود بدتر شد، چرا که از یک سو پادشاهان برای گسترش دامنه ی نفوذ خود در میان مردم نیازمند تأیید و تقدیس خود توسط پاپ ها و کاردینال ها و اسقف ها بودند و از سویی دیگر فتح سرزمین های جدید و افزوده شدن به جمعیت مسیحیان و پیروان پاپ و پر شدن جیب های گشاد دوخته شده برای لباس های مقدس در گرو جنگاوری و سیاست ورزی فرمانروایان بود و این بده و بستان هنوز هم ادامه دارد هر چند در مواردی دست کلیسا از دامن سیاست کوتاه شده اما این کوته آستینان هر جا که اقتضا می کند درازدستی هایی دارند. روحانیونی که پشت سر فاتحان سرزمین های سیاه و زرد و سرخ آیین مسیح را ترویج دادند و پس از آن همه کشتار از بخشش مسیح سخن گفتند چه توجیهی برای رفتار خود دارند؟! کیست که نداند سالهای سیاه قرون وسطی و دوران رواج تفتیش عقاید و عصر رونق بازار تکفیر، محصول همداستانی دربار پادشاهان و دربار پاپ بود. مانند دو لبه ی قیچی که وظیفه ای جز دو نیم کردن مردم برای گرم نگه داشتن بازار خرافات، تقدیس بیگانه کشی و فتح سرزمین های جدید نداشتند تا آنجا که اگر کسی فرزندش مریض می شد نذر می کرد در صورتی که بهبود یافت او را به جنگ های صلیبی بفرستد. چه جنایت هایی که به نام خدا و مسیح (ع) و حضرت مریم و فتح بیت المقدس در جنگ های صلیبی به وقوع نپیوست و چه بیچارگانی که در این راه جان شیرین را فدا نکردند! و اکنون پس از چندین قرن مورخین دهان گشوده اند و بر آن همه ساده لوحی نیشخند می زنند!
عیسی ابن مریم که در قرآن آمده در واقع برای نفی عیسی پسر خداست و جمع کردن بساط فریبی که پس از دولتی شدن آیین مسیح (ع) گسترده شد تا به پیروان او تفهیم کنند که عیسی (ع) از جنس خاک نبود و نمی توان مانند او رفتار کرد او به آسمان ها تعلق داشت و به همان جا رفت و شما اگر می خواهید به بهشت بروید باید به شفاعت او دلخوش باشید نه پیروی از او و این ما هستیم که راه شفاعت او را برای شما هموار می کنیم. پس ما همه کاره ایم! از این رو حضرت مسیح (ع) احترامش واجب است اما رفتارش قابل تقلید نیست که اگر بنا بود سیاستمداران مسیحی پیروان واقعی حضرت عیسی باشند جهان اینگونه نبود. هر چند در میان مسیحیان مانند مسلمانان انسان های مؤمن و شریف کم نیستند اما عیسی ابن مریم (ع) نیز مانند محمد ابن عبدالله (ص) در بین پیروان خود غریب و مظلوم است و البته مظلومیت حضرت محمد (ص) اگر بیشتر نباشد کمتر نیست!
سلام بر مسیح روزی که زاده شد، و روزی که می میرد و روزی که برانگیخته می شود و سلام و شادباش بر پیروان راستین او.
- یکشنبه ۵ دی ۱۳۹۵
- سرمقاله

یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۵ دی ۹۵