• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۷ دی ۹۵

سرمقاله
محمد عسلی
زبان فارسی میراث فرهنگی آسیب دیده
در همایش زبان و هویت که به منظور آسیب¬شناسی زبان فارسی در هتل همای شیراز با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و فرهیختگان و نخبگان فارس برگزار گردید یکی از سخنرانان استاد دکتر نیری بود که از آنچه بر سر زبان فارسی آمده سخت گله کرد و گفت: اگر وضعیت نام¬گذاری تابلوهای سطح شهر اصلاح نشود راهی جز این نیست که من و دانشجویانم به تابلوهایی که به زبان¬های بیگانه آراسته¬اند سنگ¬پرانی کنیم تا ما را به دادگاه ببرند و از آنها سؤال کنیم چرا به جای طرح دوم روی تابلو فلان مغازه نوشته¬اند: «دیزاین تو»
این سخن مرا بر آن داشت تا ضمن تقدیر از این استاد مسئولیت¬پذیر و حساس نسبت به زبان ملی نکاتی را در این کوتاه نوشتار قلمی کنم.
و اما بعد:
هر چند امروز زبان انگلیسی به صورت یک زبان بین¬المللی درآمده و جهانگردان و پیشه-وران به هنگام مسافرت با این زبان رابطه برقرار می¬کنند اما مشاهده می¬شود آلمانی¬ها، فرانسوی¬ها و بعضی کشورهای اروپایی دیگر آنقدر نسبت به زبان رسمی خود تعصب دارند که بعضاً حاضر نیستند پاسخ جهانگردان را به زبان انگلیسی بدهند و سعی دارند آنها را با زبان خود آشنا نمایند.
تابلوهای تبلیغاتی و نام¬گذاری مغازه¬ها در کشورهای عربی حکایت از آن دارند که چون در زبان آنها حرف ژ، چ، پ و گ نیست هر حرف را به حروف دیگر تبدیل می¬کنند و به اصطلاح می¬گوییم معرب شده است مانند پرتقال که آن را برتقال می¬نویسند و یا چخوف که آن جخوف می¬نویسند و می¬خوانند.
این توجهات باعث شده تا از ورود کلمات خارجی به زبان آنها پیشگیری شود و یکی از هویت¬های ملی¬شان حفظ گردد.
متأسفانه برای ما تاکنون مهم نبوده است که چگونه از تهاجم زبان¬های بیگانه به زبان ملی¬مان جلوگیری کنیم و یا تعصب خاصی نسبت به این موضوع داشته باشیم.
سؤال
آیا برای نام¬گذاری تابلوها، شرکت¬ها، مغازه¬ها، نام¬های کودکان تازه متولد شده، مدارس، خیابان¬ها، کوچه¬ها و بسیاری از مکان¬ها و سایر گزینه¬ها قوانین و مقررات و ضوابطی داریم یا نه؟
اگر داریم چرا اجرایی نمی¬شود و اگر نداریم پس این همه دم از فرهنگ و فرهنگستان و اعتبار و ارزش زبان فارسی زدن چه مفهومی دارد؟
مگر نه آنکه هر مغازه¬داری برای نام¬گذاری می¬باید مجوز دریافت کند؟
چه ارگان¬ها یا مؤسساتی مجوز تعیین نام را امضاء می¬کنند؟
این سؤالات و بسیاری از سؤالات دیگر تاکنون بی¬پاسخ مانده و علیرغم مقالات و یادداشت¬ها و سخنرانی¬های اعتراضی باز هم شاهد ظهور و بروز کلمات خارجی به جای واژه¬های فارسی در سردر مغازه¬ها، خانه¬ها، شرکت¬ها و حتی نام¬های کودکان هستیم.
مهم¬تر از آن حذف بسیاری از آثار ادبی، فرهنگی و هنری ما که حاصل زحمات و هنرنمایی¬های هنرمندان بزرگ تاریخی است از کتاب¬های درسی است جای بحث فراوان دارد.
اگر فردوسی بسی رنج برد تا ظرف سی سال بگوید، عجم زنده کردم بدین پارسی و یا سعدی و حافظ آثار فرهنگی و زبانی مانایی از خود به یادگار گذاشتند تا امروز پس از قرن¬ها ما بتوانیم به زبان فارسی سخن گوییم می¬باید فرهنگ و سخن آنها در محاورات روزانه مردم ما کاملاً مشهود باشد و اخلاق سعدی رویه¬ای برای اصلاح تعاملات اجتماعی نهادینه شده باشد.
مسلم است که این وظیفه متولیان فرهنگی است که نه به صورت مقطعی و مناسبتی بلکه مستمر و مداوم مروج فرهنگ فارسی¬نویسان باشند.
تهاجم فرهنگی زبانی از جهات مختلف به زبان و هویت ملی ما ضربه زده است. به کار بردن کلمات انگلیسی و بعضاً عربی نامأنوس درست¬نویسی و خوانش صحیح زبان فارسی را خدشه¬دار نموده است به ویژه در فضاهای مجازی که نادرستی کلمات رد و بدل شده فارسی مخلوط به زبان بیگانه را مدام شاهدیم.
و اما بعدتر:
اگر در خیابان¬ها، کوچه¬ها و یا حتی مدارس و دانشگاه¬ها به صورت نمونه¬گیری تصادفی از عابران و حاضران سؤال شود که یک شعر از سعدی، حافظ، فردوسی یا شاعر معروف دیگر فارسی¬زبان را بخوانند و یا مطالبی از آنها در حافظه داشته باشند به ندرت مصاحبه شوندگان مطالب قابل عرضه¬ای خواهند داشت.
متأسفانه در ادارات هم شاهد هجوم کلامی و قلمی واژه¬های محلی و قومی نامفهوم از مدیران و کارمندان هستیم و بسیار مواقع مشاهده می¬شود که مدیران هنگام مکالمات تلفنی با مخاطب¬های محلی خود به زبان¬های قومی صحبت می¬کنند که جای بحث فراوان دارد و رسیده¬ایم به جایی که فارسی¬زبانان در شیراز گاه به طنز یا به جد می¬گویند؛ حرفشان را نمی-فهمیم.
و در پایان اگر اهمیت زبان فارسی به عنوان زبان رسمی ما تا به حدی است که هویت ملی ما بدان وابسته است باید آسیب¬هایی که به زبان فارسی وارد شده است را در محاورات، نگارش و تبلیغات و نام¬گذاری¬ها جدی بگیریم چرا که در ادبیات، شعر، مقاله، کتاب¬نویسی و سایر تولیدات فرهنگی شاهد رخنه زبان¬های بیگانه و بعضاً کلمات نامفهوم من در آوردی هستیم و از این بابت فرهنگوران مسئولیت¬پذیر رنج بسیار می¬برند.
اهمیت این مهم از بالا به پایین می¬باید به گونه¬ای باشد که همانند یک باور اسلامی در ذهن و زبان ما درست¬نویسی و درست¬خوانی نهادینه شود.
متأسفانه بعضاً مشاهده می¬شود که اساتید دانشگاه¬ها و تحلیلگران در صدا و سیمای ملی هم از کلمات انگلیسی در بیان خود وام می¬گیرند.
با این اوصاف مسئولیت فرهنگ و ارشاد و یا فرهنگستان بسیار خطیر می¬نماید.
والسلام

Comments are closed.