یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
کاستی های شیراز در بحث گردشگری
به اذعان اغلب صاحب نظران، کارشناسان و حتی مسئولین، ادوار گوناگون ظرف سه دهه گذشته دورنمای امیدوارکننده ای که می تواند متکی بر پتانسیل های نهفته در شیراز و در راستای بهره گیری از قابلیت های آن با هدف توسعه ی همه جانبه آن باشد گردشگری است که با محور قرار گرفتن آن شاهد افزوده شدن بسیاری از شاخص های درخور پایتخت فرهنگی، طرح های کارآفرین و برپایی سازه ها، تندیس ها و مراکز توریستی جلوه دهنده به این شهر خواهیم بود. با صرف نظر از ویژگی های آب و هوایی، اماکن تاریخی و باستانی، بقاع متبرکه و طبیعت چهارفصل و مردمی مهمان نواز که اشاره ی به آنها به منزله ی مرور بدیهی ترین نشانه های شیراز است و با این پیش فرض که عزم و اراده ی مسئولین و مردم به بسترسازی و زمینه چینی برای تحقق این موقعیت معطوف گردیده، باید به دنبال شناسایی کاستی هایی باشیم که با برطرف شدن آنها شیراز می تواند سالانه پذیرای میلیون ها گردشگر داخلی و خارجی باشد.
ظرف چند دهه ی اخیر نوع تبلیغات و سمت و سوی مواضع نهادهای فرهنگی و مرتبط با گردشگری در جمهوری اسلامی به گونه ای بوده که تقریباً این موضوع را جا انداخته و تفهیم کرده که ایران میدانی برای جولان افراد لاابالی که تعریفی مغایر با ارزش های ریشه دار ایرانی از گردشگری دارند نیست و طبیعی است که تأکید بر توسعه ی قابلیت های گردشگری شیراز نیز در همین چارچوب دنبال می شود.
با در نظر گرفتن مقدمه ای که از آن عبور کردیم می رسیم به کاستی هایی که فرصت های پیش رو برای تبدیل شیراز به قطب گردشگری را تهدید می کند. اولین معضلی که در فصل گردشگری خصوصاً نوروز در مکان های تاریخی، پیرامون باغ ها و بقاع متبرکه به چشم می آید بحث موانع موجود در مسیر رفت و آمد روان شهروندان و گردشگران است که نشان دهنده جا افتاده نبودن بهره گیری از وسایل نقلیه عمومی است. شاید با زبان آمار و ارقام و اشاره به نمونه های خارجی و تجربه شده بهتر بتوان اهمیت این موضوع را درک کرد.
پاریس، برلین، بارسلونا، توکیو، لندن، سئول، پکن و مونترآل که بهشت گردشگران خارجی محسوب می شوند و هرساله پذیرای میلیون ها گردشگر و در عین حال صدها نشست و کنفرانس علمی، نمایشگاه های هنری و صنعتی و همچنین برگزاری جشنواره ها و تورنمنت های ورزشی هستند در بحث برخورداری از سامانه حمل نقل عمومی نیز گوی سبقت را از سایر شهرهای جهان ربوده اند که این واقعیت ضرورت نگاه جدی به این مقوله را در شهری چون شیراز گوشزد می کند. به عنوان نمونه ای خیره کننده متروهای فعال در پکن سالانه سه میلیارد و چهارصد و ده میلیون نفر را در سطح شهر جابجا می کنند. آمار استفاده از دوچرخه در شهرهای گردش پذیر جهان نیز نشان دهنده ی باور عمومی نسبت به تأثیر مثبت این وسیله ی نقلیه بر سهولت رفت و آمد و کاهش آلودگی هواست. ۱/۹۹ درصد هلندی ها برای رفت و آمد داخل شهر از دوچرخه استفاده می کنند، در سوئد ۹ میلیونی ۶ میلیون دوچرخه وجود دارد و در ژاپن ۵/۷۲ میلیون نفر از جمعیت ۱۲۷ میلیونی آن از دوچرخه استفاده می کنند. جالب است بدانیم که ژاپنی ها معمولاً دوچرخه های خود را قفل هم نمی کنند! شیراز هم می تواند با استقبال از دوچرخه چند هدف را همزمان نشانه بگیرد دستیابی به تندرستی و تناسب اندام شهروندان، حل مشکل ترافیک و کاهش آلودگی هوا
متأسفانه دست اندرکاران امور ترافیک در شیراز ظرفیت معینی برای رفت و آمد خودروها در نظر نگرفته اند که منهای تهران در هیچ شهر دیگری نیز اجرا نمی شود به همین دلیل روزانه خودروهای شماره شده زیادی به تعداد خودروهای در حال تردد اضافه می شوند در حالی که هیچ برنامه ی الزام آوری برای ممانعت از تردد خودروهای آلاینده وجود ندارد لذا خودروهای فاقد معاینه فنی منعی برای تردد ندارند و از همه تأسف بارتر تردد موتورسیکلت ها در پیاده رو خیابان هاست که بدترین منظره را برای یک گردشگر خصوصاً خارجی به نمایش می گذارد.
مشکل بعدی نبود توالت های عمومی در خیابان ها و خصوصاً تقاطع های اصلی شیراز است که قاعدتاً باید زیرزمینی هم باشد. احداث توالت عمومی در زیر پل های متقاطع چند سطحی که احداث آنها ظرف پنج سال گذشته سرعت بیشری داشته و همچنین کنار روگذرها و برخی چهارراه ها امری ضروری است و بی شک مردمی که برای استعلام میزان موجودی خود در هر بار ۱۰۰۰ ریال به عابر بانک می پردازند، برای پرداخت هزینه توالت به وسیله کارت شهروندی که مورد استفاده های زیادی هم می تواند داشته باشد، مشکلی ندارند!
تعریض پیاده روها نیز باید مطمح نظر باشد و مهمتر از آن حراست از حریم شهروندان در چنین مسیری است زیرا اگر قرار باشد برخی مغازه دارها، موتورسیکلت ها و حتی گاهی ماشین ها پیاده روها را اشغال و یا ناامن کنند چگونه می توان مردم را به پیاده روی تشویق کرد؟
مسأله ی بعدی توسعه ی فضای سبز است. در حال حاضر مناطق ۱و ۳ و ۴ و ۱۰ از این نظر وضعیت نسبتاً قابل قبولی دارند، مناطق ۲ و ۵ و ۶ و ۹ نیازمند افزایش فضای سبز هستند ولی فاصله ی مناطق ۷ و ۸ با استانداردهای جهانی در بحث فضای سبز خوب نیست که البته نباید انتظار داشت در کوتاه مدت قابل جبران باشد.
به نظر می رسد راه اندازی تاکسی توریسم خصوصاً در ایام نوروز تسهیل کننده ی کار نظارت و بازرسی متولیان بر عملکرد رانندگان باشد.
شهر شیراز چندین میدان چشم نواز خود را در جریان احداث تونل قطار شهری و ساخت تقاطع های چند سطحی از دست داده و از لحاظ نصب مجسمه های مربوط به چهره ها و مفاخر هنری و علمی و شهدای شاخص در چهارراه ها و کنار بوستان ها و سر در اماکن فرهنگی و هنری وضعیت خوبی ندارد.
دورنمای خشکسالی در فارس و شیراز ایجاب می کند که متولیان امر برای تفکیک آب شرب و آب غیرقابل شرب شهر شیراز چاره اندیشی کنند و سرعت کانال کشی فاضلاب نیز بیشتر شود و سیاست یک دستی نیز مد نظر باشد که مصرف آب توسط شهروندان از بیرون و درون خانه ها مدیریت شود. ناگفته پیداست که ایجاد مناظر چشم نواز در حاشیه رودخانه خشک منوط به روانی آب در آن است که فعلاً تحت الشعاع خشکسالی قرار گرفته و در گرو تعیین تکلیف سد تنگ سرخ است!
تعیین تکلیف بافت قدیم و تاریخی شیراز با به میدان آوردن بخش خصوصی یا هر طرحی که به ترمیم و بهسازی این وصله ی ناجور می انجامد باید در پیشانی برنامه های متولیان امر قرار گیرد.
در پایان به نظر می رسد اگر شیراز بتواند پیشنهاد دهنده و مجری طرح پایلوت مدیریت واحد شهری در سطح کشور باشد که صد البته نیازمند لابی گری قوی است، هم در جهت ساماندهی بافت تاریخی و قدیم شیراز گام بلندی برداشته خواهد شد و هم از بسیاری ناهماهنگی های هزینه بر و فرساینده جلوگیری می شود.
ناگفته پیداست که افزایش تعداد هتل ها و مسافرخانه ها و مراکز خدمات گردشگری نیز خواه ناخواه به موازات حرکت در جهت رفع کاستی هایی که مورد اشاره قرار گرفت ناگزیر مطرح می شود که بیشتر دست بخش خصوصی را می بوسد و به میدان آوردن بخش خصوصی نیز محقق نخواهد شد مگر اینکه شرایطی فراهم کنیم که هر گونه سرمایه گذاری در حوزه گردشگری در شیراز سودآور، کارآفرین و مقرون به صرفه باشد.
- سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵
- سرمقاله

یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۸ دی ۹۵