• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۳ بهمن ۹۵

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
پاسداشت حریم های بحرانی
این روند تدریجاً در حال تبدیل شدن به یک عادت است که در کنار شکل گیری ستاد بحران برای رویدادهای غیرمترقبه،‏ ستادی هم باید برای رصد اخبار منتشر شده پیرامون آن تشکیل داد،‏ چرا که در چنین مواردی برخی از شهروندان احساس خبرنگار بودن می کنند و تلاش دارند با نزدیک شدن هر چه بیشتر به مکان وقوع حادثه مبادرت به تهیه خبر و عکس نمایند. اگر کسی حوصله داشته باشد می تواند فهرستی از گمانه زنی ها پیرامون علت وقوع آتش سوزی در ساختمان پلاسکو و پیامدها و تلفات و خسارات آن که از طریق فضای مجازی منتشر گردیده تهیه کند. البته چنین پدیده ای نتیجه ی کانالیزه شدن و فیلتر اخبار کشور در برخی از بازه های زمانی است که مردم را راغب می کند برای دستیابی به اخبار به اصطلاح سانسور نشده به فضای مجازی اعتماد کنند. خوشبختانه این روند رو به بهبود است و رسانه ی ملی هم تلاش کرد با پخش زنده ی عملیات امداد رسانی و آوار برداری از اشتهای زایدالوصف مردم برای حضور در محل حادثه و پیگیری اخبار واقعه آتش سوزی از رسانه های غیررسمی بکاهد.‏ تردیدی نیست که جامعه ی سیاست زده ی ما باید اعتماد آسیب دیده ی خود را نسبت به رسانه های رسمی ترمیم کنند و رسانه ها نیز در جهت تسهیل دسترسی مردم به اطلاعات شفاف و گردش آزاد آن گام بردارند.‏ این که هر شخصی با هر سن و تجربه و تخصصی بخواهد نقش یک گزارشگر و کارشناس را ایفا کند جامعه را با چالش های روانی زیادی مواجه خواهد کرد! طبیعی است که از دیدگاه یک ناظر غیرکارشناس هر شخصی را که مأموران آتش نشانی یا نیروهای امدادی و اورژانش از مکان حادثه خارج می کنند باید کشته شده به حساب آورد،‏ تخمین خسارات وارده نیز سلیقه ای و فراخور دانش و تجربه و شنیده های روایتگران غیرمسئول صورت می گیرد و تهیه عکس نیز بسته به زاویه ی دید صاحب تلفن همراه قابل تفاسیر گوناگون خواهد بود.‏ همه ی این ها دستاورد پدیده ی موبایل زدگی است.‏ موبایل زدگی هم چیزی شبیه سیاست زدگی یا گرمازدگی است که آدمی را از خود بی خود می کند.‏ اینجاست که همه می خواهند در ارسال خبر و عکس از یکدیگر سبقت بگیرند و همین امر رفت و آمد نیروهای امدادی و مأموران برقرار کننده ی نظم را با مشکل مواجه می کند،‏ چرا که دستور مبادرت به هر اقدامی باید با توجه به شعاع معینی که برای یک عملیات می تواند منطقی باشد صادر می شود.‏ در چنین شرایطی دغدغه ی مراقبت از جان ناظران پیرامونی نیز به دغدغه های نیروهای امدادی افزوده می شود.‏ عکس های سلفی آنچنانی منتشر شده در فضای مجازی آن هم در کنار ساختمانی که در حال سوختن است و بازتاب دادن تصویر افراد ذینفعی که با گریه و تأسف شدید نظاره گر صحنه ی سوخته شدن محل کار و زندگی و اجناس تولیدی و همچنین اوراق بهادارشان هستند،‏ چه لطفی دارد؟ اصولاً در فرهنگ نوین شهرنشینی مکان وقوع حادثه تا یک شعاعی برای نیروهای امدادی حکم اتاق عمل را دارد و همان گونه که جراحان و تکنسین ها و پرستارها و دستیاران فنی و بیهوشی برای برخورداری از تمرکز لازم و در دست گرفتن ابتکار عمل و این که بتوانند صدای یکدیگر را بشنوند و دستورات جراح ارشد را مو به مو اجرا کنند نیازمند حریم کاری هستند به طوری که حتی نزدیکترین افراد به بیمار تحت عمل جراحی نیز حق ورود به اتاق عمل را ندارد،‏ امدادگران نیز باید شرایط و حریم مشابهی داشته باشند.‏ البته تعیین حریم برای اجرایی شدن عملیات اطفای آتش و نجات افراد محبوس شده یا در معرض خطر بر عهده ی فرمانده عملیات است و چنین حریمی معمولاً با نصب نواری مخصوص تعیین می شود.‏ تجمع صدها نفر در فاصله ی کمی از ساختمان پلاسکو بیانگر این واقعیت تلخ بود که شهروندان توجیه نشده بودند یا این که بی اعتنا به حریم تعیین شده،‏ رفتاری پر خطر داشتند. هر چه بود دائماً از طریق رسانه ی ملی به مردم تذکر داده می شد که از منطقه ناایمن و درگیرعملیات، فاصله بگیرند و به قصد کنجکاوی یا کمک و دخالت در کار نیروهای امدادی به ساختمان نزدیک نشوند.‏ اما متأسفانه هر لحظه به تعداد جمعیت ناظر افزوده می شد.‏ چنین رفتاری با اصول ایمنی که رعایت آن در هنگامه ی پدافند غیرعامل ضرورت دارد در تضاد است به طوری که اگر خدایی ناکرده حادثه ای دامنه دار در محدوده ای وسیع رخ دهد یا شاهد اتفاقی مشابه در بافت های قدیمی که راه های دسترسی قابل ملاحظه و استانداردی ندارند باشیم،‏ عملیات امدادرسانی،‏ اطفاء و تلاش برای کاهش خسارات وارده با مشکل مواجه خواهد شد.‏ چنین صحنه هایی آزار دهنده است و کسانی که در شرایطی غیرمتعارف مبادرت به عکس گرفتن و فیلمبرداری از نیروها و شهروندان درگیر با یک ماجرای غیرمترقبه می کنند به رفتاری غیراخلاقی دست می زنند.‏ گرفتن تصویر همسر یکی از مأموران آتش نشانی گرفتار و محبوس زیر آوار و انتشار شتابناک آن در فضای مجازی چه توجیهی دارد و آیا کسی که مبادرت به چنین کاری می کند،‏ مطمئن هست که با هیچگونه اعتراضی از سوی افرادی که حریم خصوصی آنها محترم شمرده نشده مواجه نمی شود؟
البته آنگونه که شاهدان عینی حکایت کرده اند برخی از افراد اجتماع کرده پیرامون ساختمان پلاسکو کسانی بوده اند که کارگاه و محل کار آنها در حال سوختن و از بین رفتن بوده و بعضاً تلاش می کرده اند برای بیرون آوردن چک و سفته و اوراق بهادار موجود در کشوی میزها و گاوصندوق ها راهی به ساختمان پیدا کنند و چه بسا همین افراد نیز روی کندی روند اطفای آتش یا خروج بموقع مامورین آتشنشانی بی تأثیر نبوده اند!
به هر حال این ساختمان در آتش سوخت،‏ جان برخی از عزیزان این ملت را گرفت اما متعاقب آن باید جزئیات رخداد برای مردم تشریح شود و کارشناسان از طریق رسانه ملی و با استناد به عکس ها و فیلم های تهیه شده از داخل و بیرون ساختمان همگان را توجیه کنند و با مرور این رویداد تلخ آن را به یک کارگاه آموزشی برای تعلیم نکاتی که در بحث پدافند غیرعامل حائز اهمیت است تبدیل کنند و به همگان تفهیم نمایند که در چنین شرایطی ابتکار عمل باید در دست نیروهای امدادی باشد.‏ چه بسا حتی حضور مسئولین ارشد در محل حادثه نیز که با هدف ابراز همراهی و همدردی صورت می گیرد نیز ضرورت چندانی نداشته باشد و بهتر است که چنین افرادی در ستادی که نزدیک به محل حادثه تشکیل می شود حضور یابند و با مراجعات چندباره ی خود تمرکز مأمورین و مسئولین تیم های امدادی را به هم نزنند.‏

Comments are closed.