بزرگداشت کنش مدارانه شهدا
اسماعیل عسلی
کیست که زیر سایه ی گسترده درختان همیشه سبز مقاومت نیاسوده باشد و خنکای نسیم وجود شهدا را در گرداب آتش بحرانها لمس نکرده باشد. کیست که در آغوش بستر نرم آسایش، چشمهای بیدار قهر کرده با خواب را به یاد نیاورده باشد و کیست که در هنگام خرامیدن از این سوی خیابان بدان سو، عبور سینه خیز مردان شب ستیز را از معابر مین آذین پیش چشم خود به تصویر نکشیده باشد. کیست که در هنگام نوازش کودکان نازپرورده خویش، جای خالی سایه ی التیام بخش پدر را بالای سر فرزندان شهدا حس نکرده باشد و کیست…؟
گاهی اوقات آدمیزاد در برابر بدیهی ترین پرسش هایی که از خود میکند درمیماند که چه پاسخی به صواب نزدیکتر است! مثلا همین تجلیل از شهدا که در موضوعیت آن هیچگونه اختلاف نظری وجود ندارد؛ چرا که بزرگداشت فرد یا افرادی که بالاترین نوع از خود گذشتگی را در راستای ادای دین نسبت به موطن خود که حرکتی نشأت گرفته از ایمان است به نمایش گذاشته و دفاع از تمامیت ارضی، فرهنگ، نوامیس و خاک و ثروتهای ملی را به وجه احسن و اعجاب برانگیزی به انجام رسانیده اند به اندازه ای بدیهی و باورپذیر است که جای سئوال ندارد! اما این که چنین بزرگداشتی در چه قالب و محتوایی مورد رضایت شهداست، جای تأمل دارد!
قبل از ورود به بحث قالب و محتوای بزرگداشت شهدا باید گفت: آثار و دستاوردهای گوناگونی بر بزرگداشت مفاخر ملی و قهرمانان یک سرزمین مترتب است که بخش عمده ی آن در راستای فرهنگ سازی و ارائه ی الگوی برتر به منظور نهادینه سازی رفتارهای پرمنفعت و سودآور برای ملت در چارچوب یک آرمان است که البته نسل جوان بیشترین بهره را از چنین بزرگداشت هایی میبرند و خوشبختانه از این نظر کارهای زیادی صورت گرفته و ما نمونه های فراوان بزرگداشت شهدا را تجربه کرده ایم و نهادهایی که خود را متولی اعزاز شهدا میدانند به یک یا دو نهاد محدود نمیشوند ضمن این که در اغلب سخنرانی های مهم و به مناسبتهای مختلف از شهدا میگویند و یادمان ها، تندیسها، پلاکاردها، نشستها، کنفرانسها، نامگذاریها و سرکشی به خانواده شهدا و همچنین ایجاد فرصتهای مغتنم برای بازماندگان آنها همه و همه از جمله اقداماتی است که ظرف سه دهه گذشته صورت گرفته و مطمح نظر همه ی کسانی بوده و هست که نظام و امنیت کشور را مرهون خون شهدا میدانند. این مهم را نمیتوان انکار کرد که هدف از بزرگداشت شهدا صرفا دست یازیدن به یک حرکت تلافی جویانه به منظور جبران خدمات غیرقابل توصیف شهدا نیست بلکه اهداف دیگری نیز مد نظر است که مهمترین آن الگوسازی برای نسل جوان است و همچنین بهره مندی از تأثیر معنوی یاد شهدا بر عملکرد مردم و مسئولین. اینجاست که باید پاسخی برای پرسش خود بیابیم و آن این که بزرگداشت یعنی چه؟
یکی از ویژگی های انسان والا این است که رفتارهایی همسو با یکدیگر دارد به این معنا که اگر از نیکی سخن میگوید، گفتار و کردارش نیز از همان جنس است. اگر بیداد ستیزی را با احترام به آزادگانی چون حسین ابن علی(ع) میستاید، خود نیز با بیداد میانه ای ندارد. بزرگداشت شهدا از این جهت میتواند الهام بخش باشد. اینجاست که مرزبندی ها آغاز میشود. تجلیل از شهدا مثل نماز خواندن برای خداست. یک انسان نمازگزار ممکن است در حالت نیایش تصور کند که برای خدا کاری انجام داده و نعمتهایش را جبران کرده است اما وقتی به آثار نماز بر رفتار خود توجه میکند درمییابد که وقت شناسی، پاکیزگی، آراستگی، تلاش برای همزیستی مسالمت آمیز و بهبود رفتارش در اجتماع و همچنین دوری از گناهان بیشمار شرط پذیرش نماز است که با نماز خواندن برای خود به ارمغان آورده است. حال اگر کسی نمازخوان باشد اما نمازش تأثیری در بهبود و کمال شخصیتش نداشته باشد در این صورت اگر چه راهی دراز پیموده اما رو به ترکستان رفته و به جایی نخواهد رسید.
روی به محراب نهادن چه سود دل به بخارا و بتان طراز
ایزد ما وسوسه ی عاشقی از تو پذیرد نپذیرد نماز
رفتاری که عمق نداشته باشد در سطح میماند و تأثیرگذاری اش اندک است اما اقدامات مبتنی بر خرد که هدفمند است موج ایجاد میکند و ماندگار خواهد بود. آفت بزرگداشت شهدا نگاه ابزاری داشتن به آن است برای مقابله با چنین آفتی باید باور کنیم که ما نیازمند تکریم شهدا هستیم و آنها از این جهت بی نیازند زیرا شهدا در اوج ارجمندی هستند و این بزرگداشتها مانند وضو گرفتن کودکی است که دستهایش آلوده است و با وضو گرفتن تطهیر میشود. خداوند به هر کاری که با انگیزه والا آغاز شده باشد برکت و گستردگی میدهد و یکی از برکات بزرگداشت خالصانه یاد شهدا دوری متولیان آن از کارهایی است که شهدا را ناراحت میکند. اگر شهدا برای آرامش بخشیدن به مردم و حراست از داشته های ملی و باورهای ارزشمند خون داده اند، کسی که خود را مدیون شهدا میداند نباید با دست یازیدن به کارهایی نظیر تبانی و دزدی و اختلاس و حیف و میل اموال عمومی و دروغ و ریاکاری که آرامش روانی را از مردم سلب میکند، شهدا را از خود بیازارد. گل بر سر قبر شهدا گذاشتن یک حرکت نمادین است که وقتی با اخلاص صورت میگیرد هم برانگیزاننده است و هم بازدارنده مانند نماز که بازدارنده از بدی هاست و امر کننده به خوبیها و چنین رفتاری اگر از قدرت بازدارندگی برای دوری از آنچه شهدا را آزار میدهد برخوردار نباشد ریاکارانه است.
شهدا دستاورد حاصل از فداکاریهای خود را عادلانه بین همه ی مردم تقسیم کرده اند و انتظار میرود که محصول حرکتهای فردی و جمعی بهره مندان از خون شهدا نیز معطوف به تقویت چنین دستاوردهایی باشد. از این رو نگاه جناحی و حزبی به شهدا و رفتارهای قیم مآبانه نسبت به این مفاخر ماندگار با ماهیت عملکرد این بزرگان در تضاد است. کسی که هزار دوز و کلک سوار میکند تا به پست و مقامی برسد یا موقعیتی را که پیدا کرده از دست ندهد با شهدایی که رفاه و آسودگی و خانواده و زن و فرزند را رها کردند تا از داشته های گرانبها حراست کنند، چه نسبتی میتواند داشته باشد؟! این که ما به دنبال تأثیر شفاعت اولیا خدا و شهدا تنها در آن دنیا باشیم ما را به جایی نمیرساند در حالی که نشانهی مهرورزی ما به خوبان و خوبیها باید در همین دنیا نیز خود را نشان دهد و بهشتی را برای ما فراهم آورد که پل ارتباطی با بهشت اخروی است و تنها با ایجاد این بهشت دنیوی است که میتوانیم از باورهای خود در برابر منکرانش دفاع کنیم.
آن یکی پرسید اشتر را که هی از کجا میآیی ای اقبال پی
گفت از حمام گرم کوی تو گفت خود پیداست از زانوی تو
ما برای ارزیابی میزان خلوص خود نسبت به آرمانهایی که برای آن قربانیان فراوان دادهایم باید همواره به دنبال نشانههایی باشیم که بر خویشاوندی معنوی ما با شهدا صحه میگذارند. مردم این نسبتها و خویشاوندیها را درک میکنند و میفهمند. اقبال مردم و نوع نگاه آنها به ما می فهماند که تا چه اندازه باورمان کردهاند. زمانی میتوان باور کرد بزرگداشت شهدا به فرهنگ تبدیل گردیده و نهادینه شده که برای لمس آن نیازمند نگاه کردن به تعداد تندیسها و پلاکاردها و مجالس و سخنرانیها و هزینهها نباشیم و نشانههای آن را بیشتر در تعاملات اجتماعی، تکریم ارباب رجوع، گره گشایی از کار مردم، نزدیکی قلبها به یکدیگر و انواع ازخودگذشتگی ها ببینیم.
بنابراین در مقام پاسداشت شهدا باید از مرز احساس و حرکتهای نمادین پا را فراتر بگذاریم و اخلاص خود را نسبت به شهدا در میدان عمل بیازماییم. نگاه انحصاری خود را به شهدا تعمیم ندهیم و افق دید خود را وسیعتر کنیم و به همهی داشته هایمان به عنوان امانت بنگریم و بدانیم که آنچه میتواند فداکاری در راه آسایش مردم را در چشم نسل کنونی تأثیرگذار بر همهی ابعاد زندگی مردم جلوه دهد، بزرگداشت کنش مدارانه شهداست.

یادداشت – چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۴