• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی ” ۱۰ اسفند ۹۵

سرمقاله
اسماعیل عسلی
ویژگی های جامعه ی معنوی
دلبستگی نوجوانان و جوانان و حتی میانسالان به گشت و گذار در فضای مجازی، ضرورت جدی گرفتن چنین عرصه ای را برای اطلاع از آنچه در ذهن و زبان مردم جریان دارد بیش از پیش می نمایاند. اگر به اصطلاحات رایج شده مرتبط با فضای مجازی و بسامد و فراوانی آنها در محاورات روزمره توجه کنیم متوجه شدت گرفتن رویکرد به فضای مجازی خواهیم شد. جذابیت فضای مجازی در تنوع خدماتی که به کاربران ارائه می دهد به اندازه ای است که ایجاد محدودیت برای آن اعتراض همگانی را در پی خواهد داشت. بی گمان می توان اذعان داشت که گاه تأثیر و بازخورد یک صفحه شخصی در تلفن همراه از میزان تأثیرگذاری یک شبکه تلوزیونی که برنامه ها و پیام هایش را با صرف هزینه های فراوان به سمع و نظر مخاطبان می رساند بیشتر است و از آنجایی که خوشایندی و مهر تأیید مخاطبان بر چنین پیام هایی به انتشار و روایی مضاعف آن می انجامد، سمت بخشیدن به افکار عمومی با بهره گیری از فضای مجازی کار چندان پر هزینه ای نیست! ناگفته نماند که پیش از رواج فضای مجازی و رویکرد عمومی به آن، رسانه ی ملی و حتی روزنامه ها و مجلات با گزینش و اولویت بندی اخبار، آثار و اشعار و پیام ها و عکس ها فراخور مخاطبی که برای خود دست و پا کرده بودند، نقش فیلتر را در ممانعت از انتشار هرزنامه ها، تصاویر تحریک کننده یا مهیج و همچنین نوشته هایی با پیام های خارج از چارچوب های پذیرفته شده ایفا می کردند، ضمن این که نحوه ی دسترسی آحاد مردم اعم از کودک و نوجوان و جوان و میانسال و پیر و زن و مرد به رسانه های مکتوب و شنیداری و دیداری در گذشته با صلاحدید افراد ذی نفوذ خانواده ها و محافل اجتماعی و محیط های کاری مدیریت می شد. اما در حال حاضر امکان اعمال چنین مدیریتی وجود ندارد و تجربه نیز نشان داده است که هر گونه اقدام بازدارنده اعم از فیلتر، تولید پارازیت، منع زبانی و حائل های فیزیکی و اعمال سایر محدودیت ها و بگیر و ببندها اگر چه ممکن است درآمدزا و چالش آفرین و دستاویزی برای برخی سوء استفاده ها باشد اما به ایجاد مصونیت منجر نمی شود و تنها دستاوردش آمار و ارقامی است که در صورت ارائه ی گزارش های دقیق از موارد برخورد با انواع بهره گیری ها از فضای مجازی در اختیار کارشناسان امور اجتماعی و تحلیلگران مسایل فرهنگی قرار می گیرد. باید اذعان داشت به استثنای برخوردهایی که با سوء استفاده های مالی و کلاهبرداری و همچنین برخوردهایی که با بزهکاران اخلاقی خصوصاً در صورت وجود شاکی خصوصی توسط پلیس فتا صورت می گیرد، سایر اقدامات بازدارنده که با بهره گیری از نیروهای انسانی فراوان و صرف هزینه های سرسام آور با هدف مدیریت فضای مجازی انجام می شود، تاکنون راه به جایی نبرده است.
با قبول این واقعیت و همچنین واقعیتی دیگر که نظام ها و حکومت ها نیازمند مدیریت افکار عمومی و تأثیرگذاری بر روی آنها برای ایجاد انگیزه در راستای جلب مشارکت مردم در تمامی امور هستند، اکنون باید به این پرسش پاسخ دهیم که چگونه می توان افکار عمومی را مدیریت کرد و به آن سمت و سو داد. ممکن است کسانی منکر کمرنگ شدن معنویت در جامعه باشند اما با اشاره به دو نمونه تاریخی می توان به تفاوت های ایجاد شده در دو بازه ی زمانی متفاوت پی برد. وقتی که میرزای شیرازی در یک جمله ی ساده مبادرت به صدور حکم تحریم تنباکو کرد حتی زنان دربار ناصرالدین شاه نیز قلیان ها را شکستند و شاه ایران چاره ای جز لغو قرارداد امتیاز کشت و فروش تنباکو به انگلیس نداشت. در زمانه ی ما تاکنون چندین تن از آیات عظام به کرات در باره ی حرام بودن اخذ جریمه دیرکرد توسط بانک ها اعلامیه صادر کرده اند و یا در پاسخ به استفتائات مردمی بر زشتی اخذ ربا تأکید کرده اند و حتی گفته اند که مردم پول خود را به بانک ها نسپارند ولی نه تنها آب از آب تکان نخورده بلکه بانک ها کماکان ربا می گیرند و مردم نیز از سر ناگزیری ربا می دهند.
در یک جامعه ی دینی شخصیت های برخوردار از قدرت معنوی این قدرت را دارند که بتوانند با کمترین هزینه و تنها با سرمایه اعتماد عمومی مردم را به صلاح و سداد دعوت کنند. بدون تردید باید اعتراف کنیم که با شاخص های فعلی ما در یک جامعه ی دینی که قدرت معنوی در آن حرف اول را می زند زندگی نمی کنیم و کاهش اعتماد عمومی موجب گردیده که برخی توصیه ها و پند و اندرزهای شخصیت های مذهبی، با وجود این که بارها با صرف هزینه های فراوان اطلاع رسانی می شود، در نهایت بازخورد و نتایج عینی آن در حد انتظار نیست!
چه باید کرد؟! در آموزه های دینی برای عبور از تنگناهایی از این دست راهکاری آزموده شده ارائه گردیده و آن دعوت مردم به نیکی از راه عمل است؟ در قرآن کریم آمده است: “اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم آیا مردم را به نیکی دعوت می کنید اما خودتان را فراموش می کنید” و در جایی دیگر گفته شده است که “لم تقولون مالا تفعلون چرا می گویید آنچه را که خود انجام نمی دهید” و در حدیث نقل شده از معصوم نیز آمده است: “کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم مردم را به نیکی دعوت کنید ولی نه با زبانتان” (یعنی با عملتان)
باید بپذیریم که ما در جهان جاذبه ها به سر می بریم از این رو هر که جاذبه اش بیشتر باشد تاثیر و مخاطبان بیشتری خواهد داشت. وقتی ما از معنویت سخن می گوییم منظورمان ساختاری است که اساس آن نفوذ معنوی و عاطفی و حکومت بر دلهاست. جاذبه ی فضای مجازی هر چقدر هم که باشد نمی تواند جای کشش های معنوی را در صورت وجود بگیرد. معنویت شالوده و بنیان جامعه ی دینی است نه امتیازهایی که با دادن آنها مردم شرطی بار می آیند و ناگزیر برای دریافت پاداش به ظاهرسازی روی می آورند و نقاب بر چهره می زنند و آمارها و نظرسنجی ها و ارزیابی ها و تحلیل های علمی را غیرواقعی جلوه می دهند! اساساً ما زمانی می توانیم مدعی نهادینه شدن رفتاری خاص در جامعه باشیم که اگر مردم را کاملاً آزاد بگذاریم، اکثریت همان رفتار را هم در محافل عمومی و هم در محافل خصوصی به نمایش بگذارند وگرنه آنچه در ظاهر دیده می شود نتیجه ی جهت دهی های پر هزینه و مراقبت های چند لایه است در حالی که با حاکمیت فضای معنوی در جامعه هزینه ی سمت دهی به افکار عمومی به اندازه ای پایین می آید که همه احساس می کنند کسی از درون آنها را پاسبانی و هدایت می کند و او را از لغزش بازمی دارد. لذا باید اعتراف کنیم که بخشی از ترکتازی های رایج در فضای مجازی ریشه در کمرنگ شدن فضای معنوی دارد که مغایر با شاخصه ی اصلی جامعه ی دینی است.

Comments are closed.