• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۳ اسفند ۹۵

سرمقاله
اسماعیل عسلی
ناگفته نماند
اهالی رسانه هرگز از شنیدن سخنان شگفت انگیز خسته نمی شوند‏‏.‏ اخیراً استاندار خراسان جنوبی در سخنانی که به نظر می رسد از بدیهیات انکارناپذیر است پیرامون رواداری رقص در این استان اظهار نظر فرموده و برای خود تولید دردسر کرده است‏‏.‏ یک حرکت اضافی و بی ثمر که تنها می توان از آن به عنوان یک خوراک رسانه ای بهره برد‏‏.‏ اصولاً بر زبان آوردن حرف هایی از این دست هر چند اکثریت مردم نیز با آن مشکلی ندارند در جامعه ای که مخالفان چنین سخنانی به راحتی می توانند آن را دستاویز راه اندازی تجمع قرار دهند و موج آفرینی کنند چندان ضرورتی ندارد‏‏.‏ باید به این آقای استاندار گفت: اغلب مردم نه به امر شما برای رواداری شادی چندان توجه دارند و نه به نهی دیگران‏‏،‏ آنها کار خودشان را می کنند‏‏.‏ لذا آنهایی که اهل رقص باشند می رقصند و هزینه اش را هم پرداخت می کنند و آنها که با رقص میانه ای ندارند عطایش را به لقایش می بخشند. همکاری در روزنامه داشتیم به نام ظاهر که افغانی بود و در زمانی که حکومت افغانستان در دست طالبان بود گاهی به ولایتشان سری می زد و برمی گشت‏‏.‏ یک بار تعریف می کرد که می خواستیم مطابق سنت قدیمی برای یکی از پسرعموهایمان در قندهار عروسی بگیریم اما طالبان مانع می شد از این که ساز و طنبور و رقص و شادی در کار باشد و ما ناگزیر شدیم چند نفر از افراد بانفوذ طالبانی را ببینیم و به آنها پولی بدهیم و یک عروسی آن گونه که می خواهیم داشته باشیم‏‏.‏ من به او گفتم چگونه گفت: یکی از مأموران طالبانی از ما چند صد هزار افغانی گرفت و زمان دقیق بازدید مأموران را به اطلاع صاحبخانه رسانید به طوری که در زمان ورود مأموران همه موقر و بدون سر و صدا سر جای خود نشستند و همین که مأموران دور شدند دوباره ساز و آواز برقرار شد من به او گفتم در برخی از کشورهای آمریکای لاتین هم عمده درآمد دولت از طریق دستگیری و جریمه ی قاچاقچیان مواد مخدر تأمین می شود! زمانی که یکی از مسئولین ایرانی در مورد لزوم مبارزه با تولید و توزیع مواد مخدر با خانم بی نظیر بوتو گفتگو کرده بود وی در پاسخ با اشاره به مشکلات مالی دولتش به گونه ای از زیر بار قبول مسئولیت شانه خالی کرده بود‏‏.‏ منظور این است که هیچ کاری در برخی کشورها نشد ندارد و فقط کافی است فعل خواستن را صرف کنید و پول کافی هم داشته باشید‏‏.‏ پرواضح است کسی که پول ندارد غلط می کند که در مجلس مختلط می رقصد آن هم در افغانستان‏‏.‏ از این بحث بگذریم و برویم سراغ کلمه ی رقص که در ردیف بلاتکلیف ترین کلماتی است که هنوز تعریف خداپسندانه ای برای آن ارائه نشده است‏‏.‏ برخی از کسانی که سرشان توی حساب و کتاب است و دیمی حرف نمی زنند یک تعریف علمی برای رقص دارند که می توان آن را در یک جمله خلاصه کرد “رقص‏‏،‏ حرکتی است که ریشه در احساس داشته باشد” بر این اساس حتی حرکت مادری که جوانش را در یک تصادف از دست داده و بی اختیار از چپ به راست گردن می چرخاند و خاک بر سر می کند و اشک می ریزد نیز گونه ای رقص به حساب می آید‏‏.‏ یکی از بزرگان گفته است: “وقتی که زبان از بیان احساس بازمی ماند‏‏،‏ رقص آغاز می شود‏‏.‏” بر این اساس رژه نظامی هم اگر با احساسی حماسی همراه شود رقص است‏‏.‏ خوشحالی یک ورزشکار پس از وارد کردن توپ در دروازه ی حریف نیز رقص است‏‏.‏ گاهی اوقات انسان عاجز است از این که بتواند احساس خود را با زبان ابراز کند در چنین حالتی ناخودآگاه به رقص روی می آورد‏‏.‏ خبرگزاری ایسنا در یک مصاحبه به نقل از مرحوم مرتضایی فر که وزیر شعار بود نقل می کند وقتی امام به ایران تشریف فرما شده بودند و برخی اشک خوشحالی از چشمهایشان جاری بود صادق خلخالی همان حاکم شرع معروف که نیاز به معرفی ندارد در مدرسه ی رفاه با تکان دادن موزون عبایش در حضور امام می رقصید و امام از این حرکت می خندیدند‏‏.‏ اعراب از گذشته های دور آیینی داشته اند که به رقص شمشیر معروف بوده و در هیچ زمانی نیز منع نشده و هنوز هم به عنوان آیینی سنتی برگزار می شود‏‏.‏ زنان عرب نیز از گذشته های دور هنگام کار یا بچه داری و فعالیت در مزرعه و نخلستان آوازی زیر لب زمزمه می کردند که اصطلاحاً به آن دبکه می گویند‏‏.‏ در یکی از جنگ های صدر اسلام وقتی زنان مسلمان می بینند که زنان کفار قریش با دایره زدن و آوازخوانی لشکریان کفر را تشویق به جنگ می کنند به نزد پیامبر می آیند و کسب تکلیف می کنند و پیامبر نیز به آنها یاد می دهد که چگونه لشکریان اسلام را تشویق کنند‏‏.‏ یک بار پیامبر از کوچه ای عبور می کردند صدای دف شنیدند پرسیدند چه خبر است به ایشان گفته شد علی ابن هبار عروسی دارد‏‏،‏ ایشان بلافاصله فرمودند: پایه های ازدواج را محکم کنید و آن را آشکار کنید و دف بنوازید! علامه مجلسی می نویسد در زمان ازدواج حضرت محمد با خدیجه زنان دایره هایی آوردند و آن را برای خدیجه می نواختند! ناگفته نماند که آنچه به عنوان واسونک در عروسی ها توسط زنان خوانده می شود ریشه در بیان احساسات جانبدارانه ی بستگان داماد و عروس دارد که تلاش می کردند به افتخارات و امتیازات خود اشاره داشته باشند و به گونه ای بر هم کفویی عروس و داماد تأکید کنند. همه می دانند که در گذشته سازهای رایج در مناطق صحرایی بیشتر بادی و کوبه ای بوده و در مناطق دیگر سازهای زهی نیز وجود داشته است‏‏.‏ برخی تصور می کنند که فقط دف زدن ایراد ندارد چون در زمان پیامبر هم رواج داشته است؛‏ این حرف به آن می ماند که بگوییم فقط با شمشیر می توان جنگید چون سلاح های دیگر در زمان پیامبر رواج نداشته است‏‏.‏ جالب اینجاست که در سرود ویژه شهید مطهری که به صورت زنده در حضور امام اجرا شد از تمامی سازهای زهی‏‏،‏ کوبه ای و بادی و سنتی و غیرسنتی استفاده شد و حضرت امام نیز از دیدن سازها ناراحت نشدند و منعی هم در کار نبود و دست آخر هم این سرود را تأیید کردند و مناسب دانستند، با این وجود هنوز هم کسانی پیدا می شوند که با دیدن ساز از جا می پرند و فکر می کنند هر چه مشکل است در ساز خلاصه شده است‏‏.‏ به هر حال هر کسی اختیار خودش را دارد‏‏.‏ اصولاً یکی از دلایل مقاومت کسانی در برابر برخی از رشته های هنری به عدم درک اقتضائات اداره اجتماعات بشری بازمی گردد و چون مذهبیون قرن ها تجربه حکومتی نداشته اند و سبک زندگی خاصی را دنبال می کرده اند‏‏،‏ تساهل در برابر برخی ملاحظات برای آنها دشوار است ضمن این که اصولاً آنچه رقص را به زعم برخی از متشرعین مذموم جلوه می دهد و به آن واکنش نشان می دهند درآمیخته شدن آن با رفتارهایی است که با شئونات اسلامی منافات دارد. در ایران که مردم آن از چندین هزار سال پیش به نجابت و اصالت معروف بوده اند رقص ها عمدتاً در پیوند با کار و فعالیت های روزمره تعریف می شده و نمود پیدا می کرده است و مردم هرگز با هدف دهن کجی به چارچوب های اخلاقی به رقص روی خوش نشان نداده اند. متأسفانه در آمیختن سبک های زندگی در ایران به رقص به عنوان زیر شاخه ای از خرده فرهنگ ها لطمه ی زیادی وارد کرده و عده ای را به واکنش و مخالفت واداشته است در حالی که رقص های اصیل بومی هر منطقه آیینه ی تمام نمای فرهنگ و جغرافیای هر منطقه است به طوری که رقص بندری شباهت زیادی به ماهیگیری دسته جمعی دارد‏‏.‏ رقص شمالی ها به گونه ای است که گویی مشغول شالیکاری یا برداشت و غربال کردن دانه های گندم و برنج هستند‏‏.‏ رقص کردی بن مایه های حماسی دارد و نشانه هایی از میراث فرهنگ باستانی در آن دیده می شود. حتی پهلوانان زورخانه نیز حرکات گوناگون برای ورزیدگی را با آهنگ و به صورت موزون انجام می دهند‏‏.‏ بسیاری از آیین های مذهبی چه شاد باشد و چه اندوهبار با هماهنگی و به صورت موزون انجام می شود و با تعریف علمی که از رقص سراغ داریم همخوانی دارد‏‏.‏ رقص مردان عشایر فارس نیز نمایشی از همبستگی ایلی و بیانگر آمادگی آنها برای دفاع و جنگندگی است و شکوهی در آن نهفته است که به لباس رنگین کمانی و در عین پوشیده و نجیبانه زنان مربوط می شود و فاقد هر گونه تحریک جنسی است‏‏.‏
متأسفانه نوعی رقص عربی که در گذشته به رقص کنیزان و بردگان جنسی معروف بوده و بسیار تحریک آمیز است و با حالتی نیمه عریان اجرا می شود‏‏،‏ مدتی است در حالی که سنخیتی با فرهنگ ایرانی ندارد رواج یافته که به نظر می رسد بیشتر ریشه در گونه ای مبارزه منفی در واکنش به ایجاد محدودیت ها دارد. گاهی با اطلاع رسانی صحیح می توان آسیب هایی که در شادی ها و حتی عزاداری ها وجود دارد را به مردم تفهیم کرد‏‏.‏ در جامعه ی ما که نمونه های گوناگون شرک و خرافه پرستی در آن رواج دارد هستند کسانی که فکر می کنند اگر شب آخرین چهارشنبه سال ترقه پرتاب نکنند و حال خودشان و عابران را نگیرند‏‏،‏ یک چیزی در زندگی کم دارند و چنین آیینی به این شکل در تاریخ به ثبت نرسیده و توجیه عقلی و منطقی نیز ندارد چون تحریفات زیادی در آن صورت گرفته است‏‏.‏ خوشبختانه تاکنون دیده نشده که افراد فهیم به چنین رفتارهایی روی خوش نشان دهند. در پایان باید گفت به نظر می رسد که اگر این ملت چند هزار ساله را با حرف های صد تا یک غاز سر لج نیاندازیم و مدیریت اینگونه رفتارها را به خودشان واگذار کنیم اوضاع از آنچه هست بهتر می شود و ارزش ستیزی نیز رنگ و بوی سیاسی به خود نمی گیرد!

Comments are closed.