عذرخواهی یا انتقاد
اسماعیل عسلی
رؤسای جمهور در ایران صرف نظر از این که چند درصد از کل آرای مأخوذه را به خود اختصاص داده باشند ناگزیر از تشکیل کابینه ی ائتلافی بوده و هستند، زیرا مؤلفههای تأثیرگذار بر ترکیب کابینه سر در آبشخورهای گوناگون دارند و از همه ی اینها گذشته مرزهای موجود بین احزاب و گروهها و به زبان خودمانی فرقه های سیاسی به اندازه ای شکننده است که ییلاق و قشلاقها در هر فصلی صورت میگیرد و تشکلها از آنچنان مانیفست غیرقابل انعطافی برخوردار نیستند که قدرت عدول از چارچوبهای پا در هوا را نداشته باشند. از این رو چرخشهایی که با توجیهات مبتنی بر رویکردهای محافظه کارانه مشایعت میشوند الی ماشاءالله کم نیستند و کسانی که سالها در سربالایی های سیاسی استخوان ساییده اند تاکنون نتوانسته اند حدود و ثغور اصولگرایی و اصلاح طلبی را مشخص کنند و کسانی که از همان ابتدا به عنوان فعال سیاسی مستقل اعلام موجودیت کردند میدانستند که از چپ و راست نمیتوان به جایی رسید. و از همه ی اینها مهمتر این که حتی پنج درصد از کل مردم هم از وجوه اشتراک و افتراق جناحها سر در نمیآورند و چون سودی هم از این رهگذر عایدشان نمیشود تا قیام قیامت هم احساس مغبونیت نخواهند کرد.
بر این اساس ربط دادن وخامت اوضاع اقتصادی که عامهی مردم روی آن حساسیت دارند به این جناح یا آن جناح از وجاهت خداپسندانهای برخوردار نیست و آن قدر که میتوان روی نقش شخصیتها بر اوضاع و احوال کشور حساب باز کرد روی نقش احزاب نمیتوان. زیرا احزاب در ایران فاقد ترکیبی یکدست هستند به این معنا که اگر شما بخواهید از بین فلان حزب یک کابینه خوب انتخاب کنید که تمامی وزرای آن شانه به شانهی یکدیگر بسایند موفق نخواهید شد و معمولا چاق و لاغر هستند. علت این چاق و لاغری را باید در زد و بندهای پشت پرده جستجو کرد که بخشی از آن به تعاملات مجلس با رئیس جمهور در بحث سهم خواهی ها باز میگردد. ضمن این که اغلب کسانی که به وزارت میرسند بیش از آن که موقعیت کسب کرده را مرهون تحصیل و پژوهش در رشتهی مرتبط با موضوع کار خود در وزارت خانه باشند، مدیون پیشینه ی سیاسی خود هستند و در خوشبینانه ترین حالت از این منظر میتوان آنها را در بین سیاسیون فعال و به اصطلاح رجل بازیگر در دایره قدرت خیرالموجودین دانست.
پیداست که ناگزیری چنین ترکیبی از کابینه نیازمند مهندسی آن توسط رئیس جمهور است و این رئیس جمهور است که تلاش میکند سهم اندک خود در مهرهچینیها را با نقشآفرینی در حرکت دادن مهرهها جبران کند. توفیق رئیس جمهور در پیشبرد اهدافی که رئوس آن را در سخنرانیهای انتخاباتیاش عنوان کرده، به توفیقش در لابیگریهای زیر پوستی برمیگردد. از این رو رئیس جمهور شدن را باید ۲۰ درصد از پیروزی یک اندیشه دانست که بنا دارد ایدهی خود را برای رفع مشکلات کشور در عرصهی اجرایی عملیاتی کند و ۸۰ درصد دیگر آن به نوع و سمت تعاملات رئیس جمهور با قوای سهگانه و نهادهایی برمیگردد که اگر چه حقوقبگیر دولت هستند و سهمی در لوایح، بودجه و ارتباطات سازمانی دارند اما درجه تبعیت آنها از دولت قابل قیاس با برخی وزارتخانهها و زیرمجموعههای آنها نیست. برداشت مردم از روند امور هم به گونهای نیست که همه چیز را به پای رئیس دولت بنویسند، هر چند نمیتوان تأثیر رسوبات بر جای مانده از اندیشههای رایج در جوامع بدوی که بر نقش شخصیتها در سرنوشت اجتماعات انسانی تأکید ویژه دارند را بر داوریهای اشتباه پیرامون رویدادهای تاریخی نادیده گرفت. در جامعهی ما نیز نشانههایی از باورمندی به نقش یکسویهی شخصیتها در ایجاد تحولات گسترده تاریخی و فرهنگی وجود دارد و همین امر نیز برخی را دچار کیش شخصیت میکند و متوهمانه احساس میکنند که آفریقاییها و لبنانیها برای او به عنوان یک فرد دست تکان میدهند نه برای نماینده کشوری که قادر به ارائهی کمکهای مالی فراوان است. در واقع شاهد قدرتی پازلگونه هستیم که اشکال غیرمنتظم تکههای آن را تشکیل میدهند. با اتمام کار یک دولت اگر چه پازل دستخوش تغییراتی میشود اما برخی از اجزای آن از لحاظ ماهوی و کارکرد ثابت هستند لذا تفاوت سطح توفیقات هر رئیس جمهوری را باید در نوع تعاملاتش با این اجزای ثابت جستجو کرد. در کنار این واقعیت باید واقعیتهای دیگری را نیز ملحوظ نظر قرار داد و آن این که چنین دولتهایی وظایف یکسانی ندارند. گاهی به نظر میرسد که وظیفهی دولتها از منظرگاههای گوناگون متفاوت است. انتظارات مردم، انتظارات مجلس و انتظارات شخص رئیس جمهور. حال هر چه مردم و مجلس و رئیس جمهور به یکدیگر نزدیکتر باشند شاهد تمرکز عزم و اراده دولت بر انتظارات مشترک خواهیم بود و زمانی که بین مجلس و دولت زاویههایی وجود داشته باشد دولت عمال به رقیب مجلس تبدیل میشود زیرا به صورت طبیعی باید به دنبال پاسخگویی به مطلابات مردم باشد و اختلاف نظر بر سر تعریف از مردم که از اختلاف نظرهای رایج در ایران است موجب هدر روی نیرو و عزم و همت دولت و مجلس میشود. به همین دلیل و با توجه به اختلاف زمان فعالیت دورههای مجلس و ریاست جمهوری همواره این دغدغه وجود داشته که دولت از یک سو و سایر مؤلفههای مؤثر در روند امور از سوی دیگر بخواهند بر سر تعیین ترکیب مجلس با یکدیگر رقابت کنند. در واقع غیر از فیلترهای تعیین شده برای احراز صلاحیت نمایندگی، فاکتورهای دیگری نیز وجود دارد. مثل این که شما آب لیمو را از چند نوع صافی بگذرانید و در مراحلی نیز به آن اسانس اضافه کنید تا طعم و رنگ دلخواه شما را پیدا کند. حال این که این آبلیموی بستهبندی شدهی نهایی تا چه اندازه آبلیمو باشد به نوع و درجهی صافیها و طعم دهندهها و رنگها و افزودنی های مجاز و احیانا غیرمجاز دیگر بستگی پیدا میکند. در چنین شرایطی هر کسی حق دارد که احساس کند میتواند نماینده مردم باشد بدون آن که خود را ملزم به ارائهی تعریفی استاندارد از نمایندگی مجلس بداند. ً به هر تقدیر برای مردم جا افتاده است که معمولا یک سال مانده به انتخابات مجلس میتوان اغلب اظهار نظرها، انتقادها، سخنرانیها و بروز احساس مسئولیتها را با این واقعهی مهم مرتبط دانست و به تعبیری دیگر زیاد جدی نگرفت. مثلا فلان نماینده مجلس از شرایط ایجاد شده در جامعه انتقاد میکند در صورتی که شخصی که پس از نزدیک به چهار سال نمایندگی اکنون باید جوابگوی موکلان خود پیرامون اوضاع و احوال کشور باشد، خودش مدعی است. انتظار طبیعی این است که نمایندگان باید پاسخگوی شرایط کشور باشند. چون یک نماینده یا برای خود در سمت و سو دادن به امور کشور نقشی قائل است یا خود را مبرا میداند اگر خود را مبرا و بیتقصیر میداند یعنی این که در مجلسی که در رأس امور بوده کاری انجام نداده و اگر برای خود نقشی قائل است و نظام را هم پارلمانی میداند باید جوابگو باشد نه مدعی! نمایندگان باید بیالن کاری بدهند، بیلان بخشی، استانی و کشوری و بگویند و با آمار و ارقام و مستندات ثابت کنند که چه سهمی در تحولات حوزهی انتخابیه، استان مربوطه و کشور داشتهاند. میگویند مرد جوانی به نزد شخص بانفوذی رفت و به خاطر ظلمی که بر او رفته بود از همسایهاش شکایت کرد. آن شخص متنفذ همسایه را نفرین کرد. مرد جوان با عصبانیت محضر آن شخص متنفذ را ترک کرد و گفت: میروم شکایت همسایهام را نزد مادربزرگم ببرم زیرا او بهتر از تو نفرین میکند. خلاصه این که امروزه همه مردم منتقد هستند و چشمانتظار بهبودی اوضاع و نمایندگان باید بدانند که سال پایانی فعالیت خود در مجلس را باید به ارائه بیلان کار و فعالیت های مفید به حال ملت و احیانا عذرخواهی بپردازند نه انتقاد از وضعیتی که خودشان هم در آن نقش داشتهاند.

یادداشت – شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۴