• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۵ فروردین ۱۳۹۶

سرمقاله
محمد عسلی
اقتصاد مقاومتی چرا و چگونه؟
امروز اقتصاد در مفهوم عرفی نوعی بهره‌مندی از تلاش و کار و مدیریت مداخل و هزینه‌هاست. اقتصاد مقاومتی نیز در همین چارچوب می‌گنجد با این تفاوت که توانایی مقاومت در برابر فشارهای خارجی را دارد.
اقتصاد مقاومتی دو بُعد دارد. یکم بُعد داخلی و دوم بُعد خارجی.
در بُعد داخلی نخست باید به داشته‌هایمان آگاهی کامل داشته باشیم و به نیازهایمان. داشته‌هایمان همان منابع هستند، اعم از منابع مالی، کانی، صنعتی، کشاورزی و … و نیازهایمان که میزان خواسته‌هایمان هستند اعم از مصرفی و غیرمصرفی برای تولید و ابزار کار حاصل کار می‌باید در جهت رفع مایحتاج عمومی، منافع ملی و نیازهای آموزشی، دفاعی، بهداشتی، تفریحی، فرهنگی و … صرف شود.
برای تحقق این خواسته‌ها نخست نیاز به تبیین هدف‌ها و روش‌های معقول داریم یعنی برای ورود به برنامه‌ریزی باید تفکر قبل از عمل داشته باشیم و بانک‌های اطلاعاتی و سرشماری‌های جمعیتی به ما بگویند چگونه هدفمندی کنیم تا پاسخگوی نیازها باشیم پس افراد کارشناس و خبره که با معیارهای علمی در برنامه‌ریزی آشنایی کامل دارند می‌باید تشخیص دهند که اولویت‌ها در برنامه‌ریزی اقتصادی کدامند.
بعد از برنامه‌ریزی نیاز به سازماندهی داریم.
در سازماندهی نیروهای کارآمد، متخصص، سالم، پرانرژی، صادق و متعهد و علاقمند مدنظرند که بتوانند به صورت هماهنگ با هم کار کنند. هماهنگی یکی از ارکان مهم مدیریتی است. نظارت بر نحوه عملکرد افراد سازمان و میزان هماهنگی، از انحراف و خروج از اهداف پیشگیری می‌کند مشروط بر آنکه مستمر باشد و توسط افراد خبره و امین صورت گیرد.
ارزشیابی از کار هر فرد در سازمان به گونه‌ای باید انجام گیرد که هیچکس از صافی نگاه نافذ ارزشیاب‌ها به دور نباشد و توصیه و سفارش و دلسوزی در کار نباشد. ثبات شغلی و نگهداری زمانی میسر است که نظارت و ارزشیابی به موقع، عالمانه و مستمر انجام شده باشد.
این مقدمه را از آنرو آوردم تا این سؤال را مطرح کنم که:
آیا مدیران و برنامه‌ریزان اقتصادی ما خواسته یا توانسته‌اند این ضوابط را رعایت کنند؟
آیا افراد موردنظر عالم و متخصص هستند؟
آیا راه نفوذ افراد فرصت‌طلب، سود استفاده‌چی و اختلالگران را بسته‌اند؟
اگر ادعا داریم که همه چیز سر جای خودش است پس چرا شاهد این همه نابسامانی، دزدی، اختلاس، رشوه و سوءاستفاده از پست‌های مدیریتی هستیم؟
نتیجه آنکه ما در برنامه‌ریزی‌های اقتصادی مشکل مدیریتی داریم زیرا وقتی رئیس جمهور قبلی بدون مطالعه و به فوریت دستور حذف و تعطیلی سازمان برنامه و بودجه را می‌دهد، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
بدتر از آن اینکه هیچکس و هیچ اداره یا سازمانی هم اعتراض نمی‌کند و دلیل نمی‌آورد که این کار غلط است و نمی‌گوید اگر سازمان برنامه و بودجه کشور در برنامه‌ریزی مشکل دارد راه درست آن اصلاح است نه حذف صورت مسئله.
و اما بعد:
بُعد خارجی. معمولاً در هر کشوری مشی تعاملات و روابط اقتصادی با خارج را دیپلماسی و سیاست خارجی دنبال می‌کند.
اینکه وزیر امور خارجه در جهت ارتقاء سطح روابط خارجی اقدام نماید و یک فرد غیرمسئول با تحریک و سخنرانی آنرا به هم بزند و یا مبادرت به تهدید کند به نحوی که آثار آن منجر به حمله به سفارت مثلاً انگلیس یا عربستان به هر دلیلی شود، آثار آن در مرحله نخست ضررهای مالی و خساراتی است که به اقتصاد ما وارد می‌شود و نهایتاً قطع روابط که سرمایه‌دار خارجی را برای سرمایه‌گذاری در کشور ما منفعل کرده و می‌ترساند، چنانکه این وقایع را بارها شاهد بوده‌ایم.
همه می‌دانیم که امروز جذب سرمایه و سرمایه‌گذار رکن اول ایجاد اشتغال است. سیاستی و روشی باید تا بتوان آنها را جذب کرد، مانند صیادی ماهر که تیرش به خطا نرود.
آیا ما چنین کاری کرده‌ایم؟
یا برعکس داشته‌هایمان را در بعضی از کشورها به باد فنا داده‌ایم.
وقتی اوایل انقلاب اسلامی بعضی‌ها با افکار کمونیستی و سوسیالیستی شعار دادند: «ابوذر، ابوذر، دشمن سرمایه‌دار» توقع داریم سرمایه‌داری جرأت کند در کشور بماند؟
باید از اشتباهات درس بگیریم و اجازه ندهیم افراد خودسر و سودجو که از طرف بعضی افراد غیرمسئول تحریک می‌شوند برنامه‌ریزی‌های سیاسی و اقتصادی را به هم بریزند. و اگر با شعارهای عامه‌پسند و احساسی از یک سوراخ بارها گزیده شده‌ایم بدانیم که مؤمن از یک سوراخ بیش از یک بار نباید گزیده شود.
دلسوزی‌ها و رهنمودهای مقام معظم رهبری برای اصلاح امور اقتصادی کشور بسیار واقع‌بینانه است اما تحقق آن در گرو اجرای مو به موی مؤلفه‌های گوناگون آن است و نیازمند شجاعت است. مثل جراحی که مبادرت به خروج غده سرطانی از مغز یک بیمار می‌کند به جرأت، مهارت و آزادی عمل نیاز دارد.
اینکه از چهار طرف بخواهد مصالح و منافع این و آن را ببیند بدین معنی است که در صورت مبادرت به عمل بخش‌هایی از غده سرطانی را به حال خود واگذارد و به اصلاح اندکی مبادرت کند.
ملت بزرگوار ما در بسیاری از بیماری‌ها مصونیت پیدا کرده، میکروب‌ها و ویروس‌های خطرناک را که همان دشمنان خارجی و داخلی بوده‌اند از خود رانده‌اند. این افتخار بدان معنی نیست که در هر شرایطی بتوانند از عهده مصایب و مشکلات برآیند، بلکه برعکس چنین ملتی می‌باید برای حفظ ثروت و توان خود نیازهای معیشتی را رفع کند. نمی‌توان دشمنی را همیشه با دشمنی پاسخ داد و اگر بتوان در شرایطی میسر است که زور و زر و پول و سلاح ما از دشمن بیشتر باشد تا بتوانیم با وی بجنگیم اگر امروز از یک قدرت نظامی قوی برخورداریم به خاطر صلح و امنیتی است که از تجربه بعد از جنگ تحمیلی ۸ ساله به دست آورده‌ایم. هنوز نیاز به سازندگی و قوی‌تر شدن داریم. اقتصاد سالم یکی از ارکان قدرت هر کشوری است که با آن می‌توانیم خدمات آموزشی، بهداشتی، دفاعی، فرهنگی و اجتماعی بیشتر و بهتری را به مردم قهرمانمان ارائه نماییم.
همه این را می‌دانیم که اگر پایی بیماری قانقاریا بگیرد باید آنرا قطع کنیم. برای این کار جسارت، فوریت و خبرگی لازم است. می‌توان با پای مصنوعی هم راه رفت و بقیه اعضاء را حفظ کرد. نفت همان پای بیمار است و اقتصاد سالم، تولید سالم، اشتغال سالم و نهایتاً معیشت سالم را به دنبال دارد.
برای حفظ منافع ملی، امنیت داخلی و خارجی و وحدت و پرهیز از تفرقه نیاز به وحدت و وحدت رویه داریم.
بیاییم نهال دوستی بکاریم و از دشمنی بپرهیزیم چرا که حافظ سفارش کرده است:
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد
حافظ هم با وام گرفتن از قرآن که فرموده: تعاونوا علی البر و التقوی و لاتعاونوا علی الاثم و العدوان، چنین شعر مانایی سروده است.
والسلام

Comments are closed.