• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۹ فروردین ۱۳۹۶

سرمقاله
اسماعیل عسلی
ترمیم فرهنگ کار در راستای تحکیم زیرساخت های اقتصاد مقاومتی
اگر کسی اهل ژرف نگری و مقایسه باشد پس از در کنار هم گذاشتن صحنه هایی که ساکنان جوامع گوناگون از فعالیت و تلاش به نمایش می گذارند، درمی یابد که اکثریت شهروندان ایرانی آنگونه که باید و شاید به کارهای درگیرانه و فیزیکی تن نمی دهند و اغلب میل به پشت میز نشینی و انجام کارهایی دارند که نیازی به تلاش بدنی نداشته باشد. با نهایت تأسف در اذهان بسیاری از مردم این گونه جا افتاده که افراد تحصیل کرده برای گریز از کار بدنی درس می خوانند و پس از فارغ التحصیل شدن باید به کارهای راحت و بدون دردسر که خستگی بدنی به دنبال نداشته باشد روی بیاورند. این در حالی است که در کشورهای صنعتی و پیشرفته حتی اساتید دانشگاه که صاحب کرسی و نظریه پرداز هستند در صورت نیاز بیل و کلنگ به دست می گیرند و کار عملی و درگیرانه را برای خود یک فرصت و امتیاز تلقی می کنند. ماشینی شدن بسیاری از کارها در غرب و کشورهای پیشرفته به این معنا نیست که آنها برای گریز از فعالیت بدنی از ماشین بهره می گیرند. بهره گیری از ماشین برای بالا بردن ضریب دقت و سرعت و یکنواختی و یکدستی محصول است. ضمن این که استفاده از ماشین و دستگاه های تمام اتوماتیک هزینه ی تمام شده ی تولید را کاهش می دهد و چنین رویکردی در بازار رقابتی جهان معاصر امری جاافتاده و قابل توجیه است.
اصولاً یکی از دلایل بیکاری اغلب فارغ التحصیلان دانشگاهی در ایران تمایل زایدالوصف آنها به پشت میز نشینی است. در واقع همین گریز از کار و تلاش یدی است که برخی از افراد را به سوی کارهای پیش پا افتاده و در عین حال مضر به اقتصاد کشور سوق می دهد. مدیریت شبکه های هرمی، طراحی شیوه های گوناگون قاچاق کالا، واسطه گری، ورود به بازار خرید و فروش ارز، آغوش گشودن به روی رانت و سفته بازی و شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت های ناشی از رویکرد به کارآفرینی و اشتغال و فعالیت بی وقفه و… همه و همه نشان می هد که جوانان ما روز به روز با فرهنگ کار و تلاش بیگانه تر می شوند. متأسفانه پدران و مادران نیز از این که فرزندان خود را در حال انجام کار فیزیکی که نیازمند زور و قدرت است ببینند زیاد خوشحال نمی شوند. ساکنان کشورهای واقع در آسیای شرقی و جنوب شرقی این قاره کهن اغلب اهل کار و فعالیت هستند و بهره وری در آنجا کیفیت بالایی دارد. در غرب نیز حتی دختران جوان هم اهل کار و فعالیت بدنی هستند و هر چند تحصلیکرده و عضو خانواده های ثروتمند باشند کار کردن را برای خود افتخار می دانند.
علت این که برخی از کارفرمایان در ایران ترجیح می دهند از کارگران غیر بومی خصوصاً افغانی و پاکستانی برای انجام کارهای ساختمانی و کارگاه های تولید مصالح ساختمانی و حتی باغداری و مرغداری ها استفاده کنند این است که آنها بدون کراهت و با کیفیت بالا کار می کنند تا جایی که حتی برخی از پیمانکاران طرف قرار داد با ادارات دولتی نیز با وجود ممنوعیت های قانونی کارگران غیر ایرانی را ترجیح می دهند! در چنین شرایطی از اقتصاد مقاومتی سخن گفتن کمی دشوار است چرا که اقتصاد با کار و تلاش پیوند خورده است. زمانی بود که فرش مورد نیاز تمامی ایرانیان با دست و در همین کشور بافته می شد و در عین حال هزاران تخته فرش به خارج از ایران صادر می گردید. چگونه است که مهندسین کره ای یا اروپایی در کشور ما مثل یک کارگر ساختمانی تن به فعالیت می دهند اما برخی کارگران ایرانی دائماً به دنبال فرصتی برای فرار از کار هستند. با این توصیف پاسخ این سئوال که چرا پیدا کردن کارگر خوب بومی از نظر اغلب کارفرمایان ایرانی به عنوان یک دغدغه مطرح است، چندان دشوار نیست.
اصولاً یکی از دلایل کم رونقی کانون های پژوهشی در کشور، منهای بحث سرمایه گذاری و ریسک پذیری، گریزپایی تحصلیکرده ها از کار و تلاش مستمری است که نیازمند حوصله و تحمل خستگی است.
به نظر می رسد ما نیازمند این هستیم که برای نهادینه کردن فرهنگ کار و تلاش اقدامات اساسی انجام دهیم. چنین حرکتی را باید از انجام کارهای نمادین شروع کرد. ساخت تندیس یک کارگر در حال انجام کار و نصب آن در یک میدان، تجلیل از کارگران تحصیلکرده و مبتکر در مناسبت های خاص، درجه بندی کارگران بر اساس تحصیل و تجربه و سابقه ی کار و تعیین سقف دستمزد بر اساس شاخص های متمایز کننده، بسترسازی برای ارتقای موقعیت کارگران و… اقداماتی از این قبیل می تواند خون تازه ای در شریان فرهنگ کار و تلاش در جامعه ی ایرانی به جریان بیندازد.

Comments are closed.