• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۶ فروردین ۱۳۹۶

سرمقاله
اسماعیل عسلی
سمفونی جهانی
اگر از بسیاری مورخان و جامعه¬شناسان بپرسند که چه عاملی موجب شد بساط اقتدار کلیسای کاتولیک در اروپا برچیده شود و سخنان کسانی چون لوتر و کالون به گوش جهانیان برسد خواهند گفت: ماشین چاپ گوتنبرگ. این دستگاه با تمام سادگی که در آن زمان داشت زمینه¬ی ارتباط و تعامل اندیشمندانی که دنیا را متحول کردند را فراهم ساخت و بسیاری از رویدادهای سیاسی و علمی و تحولات اجتماعی را موجب گردیدند.
هم¬اکنون نیز فضای مجازی و وسایل تسهیل¬کننده ارتباط جمعی نظیر تلفن همراه نیز در حال ایفای چنین نقشی هستند. هرچند نقصان¬های فرهنگی و اختلاف ظرفیت¬های اجتماعی موجب گردیده که توجه برخی از پژوهشگران اجتماعی عمدتاً به زیان¬های ناشی از بهره¬برداری-های خسارتبار از این ابزارها معطوف شود. به همین دلیل باید اذعان داشت که جامعه بشری در آستانه¬ی تحولی بزرگ است که می¬توان آن را به کشف آتش، ورود آهن به زندگی انسان و همچنین اختراع دستگاه چاپ و متعاقب آن انقلاب صنعتی تشبیه کرد.
اگر به سرعت وقوع برخی تغییرات و دگرگونی¬های ظاهری و ساختاری توجه کنیم درمی-یابیم که ظرف سه دهه¬ی گذشته جوامع انسانی خواه ناخواه خود را در معرض دگرگونی¬های اجتناب¬ناپذیری دیده¬اند که باید برای عبور هدفمند از آن آمادگی لازم را داشته باشند.
در زمان وزش توفان اطلاعات، که منجر به جابجایی مؤلفه¬های تشکیل دهنده شناخت و معرفت در شاخه¬های مختلف آن می¬شود باورها، تعلقات قومی و ملی و مذهبی، فرهنگ¬ها و خرده¬فرهنگ¬ها و مرزهای قراردادی اعم از مرزهای اندیشگانی و حتی مرزهای جغرافیایی دستخوش تغییر و شک و تردید می¬شوند.
شاید در ابتدا که حتی ممکن است تا چند دهه نیز به طول بیانجامد شاهد مقاومت در برابر چنین تغییراتی باشیم. مقاومت¬هایی که بعضاً سر در آبشخور افراط و تفریط دارند اما این موج¬ها به تدریج فروکش خواهد کرد و مقدمات جهانی شدن زیر سایه ارتباطات فراگیر فراهم خواهد شد.
از نشانه¬های رویکرد به جهانی شدن توجه به دغدغه¬های مشترک انسان¬هاست. از این رو دور از انتظار نیست اگر مسایلی نظیر محیط زیست، آب، آلودگی، فقر، سوخت، حقوق بشر به معنای واقعی کلمه و همچنین تنظیم مناسبات انسانی بر مبنای عهدنامه¬های بین¬المللی بیش از پیش مطمح نظر قرار گیرد و در همین راستا بعید نیست که اندیشمندان و انسان¬های آگاه جای کسانی را بگیرند که هم¬اکنون در جای جای کره خاکی بر مسند قدرت قرار دارند و بعضاً بیشتر امکانات مادی و معنوی و ثروت¬های انسانی را در اختیار گرفته¬اند و از آنها برای اهداف کوتاه-مدت، قدرت¬جویی و انحصارطلبی بهره می¬گیرند و حاصل مدیریت آنها چیزی نیست که مطلوب افکار عمومی جهانیان باشد.
بی¬تردید در آینده¬ای نه چندان دور نهادهایی نظیر سازمان ملل متحد و زیرشاخه¬های آن که بیشتر نقش دلال¬های افسارگسیخته را ایفا می¬کنند و وظیفه¬ا¬ی جز فراهم¬سازی زمینه¬ی سیطره¬ی اقلیتی برخوردار بر اکثریتی محروم را ندارند جای خود را به نظریه¬پردازانی خواهند داد که بدون آن که نیازی به تبعیّت از الگوهای رایج حکومتی داشته باشند، به هدایت افکار عمومی جهانیان خواهند پرداخت.
کما اینکه نشانه¬های ساختارشکنی¬هایی از این دست هم¬اکنون نیز قابل مشاهده است. وقوع رویدادهای غیرمنتظره که در مواردی حتی با ذائقه¬ی انسان¬ها نیز همخوانی ندارد در ردیف چنین نشانه¬هایی است.
انفجار اطلاعات تدریجاً به سمتی هدایت خواهد شد که حافظه¬ی تاریخی ملت¬ها به یکدیگر جوش می¬خورد و آنها را ترغیب می¬کند تا دغدغه¬های مشترک را در اولویت قرار دهند. پیامبران و مصلحان جهانی نیز در ذهن و زبان انسان¬ها به یکدیگر نزدیک¬تر می¬شوند و به زودی همه درخواهند یافت سیمرغ همان سی¬مرغ است که تا پیش از این هر کدام برای رسیدن به آن به راهی می¬رفتند و عده¬ای دکان¬دار نیز در طول هزاران سال خود را جلو انداخته و با دستاویز قرار دادن آرمان¬های انسانی، جان بسیاری را بر سر اختلافات مذهبی و دینی به هدر دادند.
طبیعتاً در کوران چنین فعل و انفعالاتی شاهد بروز و ظهور زبان و خط معیار نیز خواهیم بود و بی¬گمان چنین خط و زبانی از دل فرهنگی همگرا که به دنبال نزدیک کردن بیش از پیش انسان¬ها به یکدیگر است سر بر خواهد کرد.
در همین راستا تعریف از دشمن نیز دچار دگرگونی خواهد شد و سخن از دشمن مشترک انسان¬ها که جهل و خرافه و جنگ و بی¬عدالتی است به میان خواهد آمد در حالی که هم¬اکنون هر گروه و قومی حداقل برای هویت¬بخشی به خود یا توجیه رفتارهایی که دارد دشمنانی را برای خود می¬تراشد و با چنین فرمولی دوست ما کسی است که با دشمن ما دشمن باشد و در نتیجه¬ی دشمنی حرف اول را در تنظیم مناسبات اجتماعی می¬زند.
هم¬اکنون دیوارها و پنجره¬ها هر چقدر هم که زیبا ساخته شده باشند برای مقابله با دشمن و دزد و بیگانه بنا می¬شوند. روزی که این دیوارها برچیده شوند با آجر فراوانی که به دست می¬آید خانه¬هایی ساخته خواهد شد که بی¬سرپناهان را در خود جای خواهد داد.
بی¬گمان روزی خواهد آمد که ما بر بسیاری از تفاخرهای موهوم که مانند سقفی پوشالی بر چنین دیوارهایی تکیه داده¬ایم خواهیم خندید.
کافی است از هم¬اکنون فضای مجازی را جدی بگیریم و چنین امکان فرهنگی بی¬پایانی را دستمایه¬ی تداوم رفتارهای گذشته خود قرار ندهیم. یکدیگر را ببینیم و بشنویم و باور کنیم و امیدوار باشیم که روزی بتوانیم در کنار اندیشمندانی که یک سمفونی جهانی را می¬نوازند همسرایانی یکدل باشیم.

Comments are closed.