• print
سرمقاله” اسماعیل عسلی” ۲۱ فروردین ۱۳۹۶

سرمقاله
اسماعیل عسلی
تأثیر متقابل انتخابات شوراها و ریاست جمهوری بر یکدیگر
از آنجایی که مردم ایران دومین تجربه ی ملی در پیوند با برگزاری همزمان دو انتخابات را پیش رو دارند و انتخابات ریاست جمهوری همواره از دیدگاه عمومی حائز اهمیت شایانی بوده، زنگ گمانه زنی ها برای ارزیابی تأثیر متقابل این دو رویداد همزمان بر یکدیگر که در ۲۹ اردیبهشت برگزار می شود، به صدا درآمده است. ناگفته پیداست که انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا از لحاظ تعداد نامزدها قابل مقایسه با یکدیگر نیستند و تفاوت های ماهوی زیادی با یکدیگر دارند. چشمداشت عرفی و قانونی از جایگاه شخصی که می خواهد بر کرسی ریاست جمهوری یک ملت چند هزار ساله تکیه بزند به اندازه ای بالاست که بعید به نظر می رسد تعداد کاندیداهای مطرح خصوصاً کسانی که می توانند مهر تأیید شورای نگهبان را بر پیشانی فرم تقاضای خود داشته باشند از شمار انگشت های یک دست تجاوز کند، در صورتی که متقاضیان شرکت در ماراتن عضویت در شورای شهر و روستا در سراسر کشور محدودیت پذیر نیست و تنها عامل بازدارنده عدم توفیق نامزدها در عبور از دهلیز تأیید صلاحیت است که چندان هم سختگیرانه نیست و برخورداری از سواد و نداشتن سوء پیشینه و قرار داشتن در بازه ی تعیین شده ی سنی و سکونت در جغرافیایی که انتخابات در آن صورت می گیرد برای قرار گرفتن نام هر فردی اعم از زن و مرد در فهرست نامزدهایی که باید در معرض انتخاب قرار گیرند کافی است.
دومین وجه تمایز انتخابات شوراها و ریاست جمهوری، پر رنگ بودن گرایش های قومی و قبیله ای در انتخابات شوراهاست که خصوصاً در مرحله ی اول موجب ازدحام در پای صندوق های رأی می شود. طبیعتاً اگر انتخابات ریاست جمهوری نیز مانند انتخابات مجلس رنگ و بوی حزبی به خود بگیرد، بعید نیست که شاهد رقم خوردن نتایجی مشابه آنچه در جریان انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رخ داد خصوصاً در کلانشهرها و شهرهای بزرگ باشیم.
هر چند با توجه به آزمون و خطاهای تجربه شده ظرف ۴ دوره گذشته، جایگاه این نهاد مشورتی بومی از لحاظ وزن سیاسی و تأثیرگذاری روی تصمیمات ملی، قابل قیاس با وزن سیاسی مجلس شورای اسلامی و خبرگان نیست، اما در چارچوب قواعد بازی های رایج شده در ایران که با هدف گرم کردن تنور انتخابات اوج می گیرد و هیجان خاصی را به جامعه تزریق می کند، انتظار می رود شاهد نتایج غیرمنتظره ای در انتخابات شوراها تحت تأثیر انتخابات ریاست جمهوری باشیم. هر چند موج این تأثیرگذاری به ساحل شهرهای کوچک و روستاها نخواهد رسید!
هجوم قابل توجه مردم تحت تأثیر گرایش های قومی و قبیله ای و محله ای پای صندوق های رأی خصوصاً در مرحله ی اول، بخشی از آرای خاموش در بحث انتخابات ریاست جمهوری را نیز به کانون رقابت های انتخاباتی می کشاند که توفیق در بهره گیری از آرای چنین افرادی، هوشمندی گردانندگان ستادهای انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری را می طلبد!
بی گمان اگر برخی از نامزدهای شوراهای شهر و روستا نگاهی جانبدارانه و علنی به نامزدهای ریاست جمهوری داشته باشند، با چنین رویکردی جاذبه و دافعه ای ایجاد خواهند کرد که تأثیر انکارناپذیری روی آرای آنها خواهد داشت. هر چند اوج گرفتن اینگونه رودررویی ها به زاویه ی موجود بین نامزدهای ریاست جمهوری و دو قطبی بودن انتخابات بستگی پیدا می کند. اما اگر نامزدهای ریاست جمهوری از منظر رسانه ها و افکار عمومی نقطه ی مقابل هم تلقی نشوند، احتمال صف بندی های آنچنانی و احتمال تأثیرپذیری انتخابات شوراهای شهر و روستا از انتخابات ریاست جمهوری ضعیف تر می شود. بی گمان اگر انتخابات مجلس شورای اسلامی با انتخابات ریاست جمهوری همزمان برگزار می شد، شاهد رقابتی تنگاتنگ و تأثیرپذیری بالای هر دو انتخابات از یکدیگر بودیم. در عین حال نباید از تأثیر جانبداری نامزدهای شاخص و محبوب شورای شهر از نامزدهای ریاست جمهوری خصوصاً در محیط های کوچک که رویکردهای قبیله ای و فامیلی پررنگ تر است غافل بود!
از آنجایی که مطالبات معیشتی در شهرهای کوچک و روستاها بر مطالبات فرهنگی و مطالبات حقوقی معطوف به قانون اساسی نظیر حقوق شهروندی، چربش قابل ملاحظه ای دارد، شعارهای عامه پسند یا به تعبیر متداول آن پوپولیستی نیز در چنین مکان هایی با اقبال بیشتری مواجه خواهد شد، هر چند با توجه به تغییر روزافزون نسبت افراد تحصیل کرده به افراد عادی و بعضاً بی سواد در روستاها و شهرستان ها که دائماً رو به بهبود است، نباید انتظار داشت که استقبال از شعارهای عامه پسند در روستاها و شهرهای کوچک، به نتایجی مشابه آنچه در سال های ۸۴ و ۸۸ رقم خورد بیانجامد!
معمولاً در جریان انتخابات شوراها در مقایسه با انتخابات ریاست جمهوری به دلیل برخی صف بندی های ایلی و طایفه ای و محلی، ضریب آسیب پذیری نظم و امنیت و احتمال تخلف بیشتر است لذا امید می رود که این تأثیرگذاری به گونه ای نباشد که بعدها از همزمانی انتخابات شوراها با انتخابات ریاست جمهوری به عنوان تجربه ای ناموفق یاد شود.
ناگفته نماند که با تعیین تکلیف و انتخاب یا حذف بیش از ۹۰ درصد نامزدهای شوراهای شهر و روستا در دور اول، با کاهش درصد مشارکت مردم در انتخابات شوراها مواجه هستیم و این مسأله بر انتخابات ریاست جمهوری در صورتی که به دور دوم کشیده شود از لحاظ درصد مشارکت تأثیر منفی خواهد گذاشت و این مهم می طلبد که رسانه ها و ستادهای انتخاباتی در بازه ی زمانی دور اول و دوم در بحث شورآفرینی و ایجاد انگیزه سنگ تمام بگذارند.
به هر تقدیر انتظار می رود برگزاری اولین دور همزمان انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا، دستاوردی جز هم افزایی، پررنگ تر شدن نظم و قانونمندی و به نمایش گذاشتن شکوه اقتدار ملی نداشته باشد.

Comments are closed.