سرمقاله
اسماعیل عسلی
نگاهی به روند کیفیت انتخابات ریاست جمهوری
روند دگرگونی ها در کیفیت نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران از بهمن ۵۸ تاکنون شتاب چندانی نداشته است؛ به این معنا که اگرچه انتظار می رفت متناسب با افزایش جمعیت تحصیل کرده و تقویت حافظه ی تاریخی مردم، شاهد دگرگونی هایی خصوصاً در بعد کیفی انتخابات باشیم، اما سیاست زدگی، موج سواری، لزوم انتخاب بین خوب، متوسط، بد و بدتر و بالا بردن ضریب امنیت داخلی به موازات کاستن از فشارهای خارجی و همچنین امید به تغییرات زیربنایی از جمله مهمترین عوامل پیش برنده ی مردم برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری بوده اند و در مواردی نیز انتخابات تحت تأثیر شدید برخی رویدادهای داخلی نظیر ترور و جنگ و بعضاً تحولات بین المللی و منطقه ای برگزار شده است.
کیفیت فعالیت احزاب و گروه های سیاسی نیز از الگویی مشابه پیروی کرده است و احزاب معمولا از دل رویدادها و تنش های داخلی سربرآورده اند و به تبع آن بیشترین انرژی و پتانسیل خود را صرف سهم خواهی و بازیگری در دایره ی قدرت کرده اند و نهایت فعالیت فرهنگی آنها در خارج از دایره ی قدرت راه اندازی رسانه هایی مکتوب بوده که نقش سخنگویی حزب و طیف خاصی را ایفا کرده اند. ضمن این که احزاب اغلب حول محور شخصیت ها گردیده اند و کمتر دیده شده که موضع گیری های یک حزب سر در آبشخور برآیند دیدگاه های اعضا و سمپات های آن داشته باشد، چرا که در گروه های سیاسی کنشگر به استثنای چند نفر افراد خاص که سایه ی گسترده ای هم دارند مابقی تعزیه گردان و سیاهی لشکرند و وضع و حال و روز آنها به سهم حزب و گروهشان در دایره ی قدرت گره خورده و انتصاب ها و برکناری های اتوبوسی نیز از همین واقعیت حکایت دارد. می ماند رسانه ها و نقش آنها در کیفیت بخشی به انتخابات. رسانه ها در ایران سرنوشت عجیب و غریبی دارند به طوری که علی رغم توقع بالایی که جامعه از آنها دارد به دلیل ملاحظات عدیده از جمله پایین بودن ظرفیت های فرهنگی قادر به ایفای نقش به صورت تمام عیار خود نیستند. وابستگی به قدرت و نیاز مستمر آنها به یارانه، ضعف بدنه ی کارشناسی و تخصصی، شناور بودن وضعیت کارکنان و عدم امنیت شغلی و هراس از واکنش های غیر منتظره از سوی گروه های فاقد هویت رسمی و... مجموعاً اغلب رسانه ها را مطیع و منفعل بار آورده و بهترین نقشی که در جریان انتخابات به آنها محول گردیده و خوب از پی آن برآمده اند گرم کردن تنور انتخابات، موج آفرینی، تأکید بر حضور حداکثری و در بهترین وضعیت بهره مندی از فضای نسبتا آزاد بازه های تعریف شده برای دوران انتقال مسئولیت ها بوده است که متأسفانه ضعف بدنه ی کارشناسی رسانه ها به دلیل ایجاد معبری باریک و حادثه آفرین بین رسانه و دانشگاه ها و کانون های علمی و پژوهشگران مستقل، بهره مندی از همین فرصت کوتاه را نیز با هزاران اما و اگر مواجه کرده است.
بر این اساس شگفت انگیز نیست اگر پس از فعالیت یک دولت فرهنگ محور، شاهد بر سر کار آمدن دولتی ماجراجو باشیم و پس از آن مردم راهی میانه و اعتدالی را در پیش گیرند تا خسارات وارده در زمان فعالیت دولتی افسارگسیخته که با سرعتی مخاطره آمیز قصد عبور از گذرگاه های تنگ و پرپیچ و خم تاریخی را داشته، بپردازند. این بالا و پایین شدن ها روی روند کیفیت انتخابات ریاست جمهوری تأثیر غیرقابل انکاری دارد. هر چند مشکل اساسی و زیربنایی تمامی روسای جمهور در ایران عدم تطابق آرمانگرایی و واقع بینی است. به این معنا که هر رئیس جمهوری تا پیش از ادای سوگند نگاهی آرمانی دارد اما پس از پهن کردن بساط دولتش و ارزیابی آمار و ارقام و آشنایی با واقعیت های دنیای پیرامون احساس می کند که خیلی از حرف ها شدنی نیست و اگر شدنی هم باشد، نیازمند ساز و کاری متفاوت است که بسترآفرینی برای آن در گرو گذشت زمان است. در حالی که نمایندگان مجلس کم و بیش می توانند رویکرد آرمانی خود را حفظ کنند، هر چند آرمانگرایی صرف نیز درجه واقع بینانه بودن مصوبات مجلس را کاهش خواهد داد و به همین میزان مسئولین نیز هر چه از موقعیت اجرایی فاصله می گیرند آرمانگراتر به نظر می رسند به گونه ای که در زمان فراغت از مسئولیت برای ارزیابی عملکرد دیگران از همان خط کش و شاقول آرمانگرایان استفاده می کنند. شاید هم با زبان بی زبانی می خواهند بگویند مشکل به جای دیگری بر می گردد. در این میان حوزه های دینی سلطان بلامنازع آرمانگرایی اند به طوری که اهل کوتاه آمدن نیستند مگر این که با قبول مسئولیت از نزدیک با مشکلاتی که در مسیر تحقق ارزش های مورد نظر آنها خودنمایی می کند مواجه شوند، گویا سهمی که تاکنون از مناصب اجرایی داشته اند برای نزدیک شدن آنها به نگرشی تعدیل شده کافی نبوده است. هر چند روی نگاه ابزاری به معیارهایی که سر در آبشخور آرمانگرایی دارد نیز می توان حساب باز کرد و امتیاز گرفت. به هر تقدیر امید می رود که انتخابات پیش رو بعدها توسط تحلیلگران رویدادهای تاریخی به گونه ای تحلیل و تفسیر نشود که آیندگان از آن تلقی گونه ای عقبگرد داشته باشند.
- یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۳ اردیبهشت ۱۳۹۶