سرمقاله
اسماعیل عسلی
بی توجهی به آمارهای پراکنده
تقریباً همه ی نامزدهای ریاست جمهوری بخشی از برنامه های تبلیغاتی خود را به مقوله ی امنیت اختصاص می دهند و مستقیم و غیرمستقیم از سیاست ها و برنامه هایی سخن می گویند که متضمن افزایش ضریب امنیتی کشور است. از آنجایی که کشور متعلق به مردم است می توان گفت که امنیت کشور نیز همان امنیت مردم است. اینجاست که جای خالی برخی پرسش ها و پاسخ ها در گفتگوهای تبلیغاتی خالی است. با این مقدمه به سراغ آمار می رویم:
بر اساس آمار رسمی از سال ۸۴ تا ۹۳ یعنی طی ۱۰ سال ۲۱۹ هزار و ۱۷۲ نفر در تصادفات جاده ای کشته شده اند یعنی تقریباً هر سال ۲۲۰۰۰ نفر که برای یک جمعیت ۷۵ میلیونی رقم بسیار بالایی است و ایران را در ردیف کشورهایی قرار می دهد که برای گردشگران ناامن تلقی می شود چرا که گردشگران خارجی خصوصاً شهروندان ساکن در جوامع پیشرفته قبل از سفر سیاحتی به یک کشور امنیت جاده ای، اجتماعی و همچنین بهداشت و آب و هوای آن را مد نظر قرار می دهند.
مطابق آنچه وزارت بهداشت اعلام نموده هر ۱۰ دقیقه یک ایرانی بر اثر مصرف دخانیات جان خود را از دست می دهد، یعنی سالیانه بیش از ۵۲۵۰۰ نفر، ضمن این که سالیانه نزدیک به ۳۰۰۰ ایرانی نیز به دلیل اعتیاد جان خود را از دست می دهند.
آمار مربوط به مرگ ناشی از زایمان در ایران ۱۹ نفر در هر ۱۰۰۰۰۰ نفر است که اگر بر اساس تولد سالانه ۵/۱ میلیون نوزاد محاسبه کنیم سالانه تقریباً ۲۸۵ نفر در این رابطه جان خود را از دست می دهند. هر چند این آمار خوشبختانه نسبت به گذشته بهبود یافته اما هنوز هم ایده آل نیست.
مرگ ناشی از آلودگی هوا در ایران سالیانه ۵۰۰۰ نفر است که با توجه به بیابان زایی های ناشی از خشکسالی و همچنین خشک شدن برخی تالاب ها و دریاچه ها و بی توجهی همسایگان غربی ایران رو به افزایش است و باید برای آن فکری اساسی کرد.
اگر مرگ و میرهای ناشی از دعوا و مشاجرات خانوادگی و همچنین خودکشی و مرگ های ناشی از نوسانات اقتصادی، مصرف الکل و تریاک سرب دار و همچنین قتل های ناموسی، مرگ در محیط های کارگری، مرگ در هنگام تفریح و اجرای برخی آیین ها را نیز به سایر آمارها بیفزاییم رقم قابل توجهی می شود که نشان می دهد نقش دولت ها در کاهش چنین آمارهایی در جریان تبلیغات ریاست جمهوری مد نظر قرار نمی گیرد و عمده توجه تحلیلگران در بحث امنیت متوجه مسایل دیگری است که صد البته در اولویت آنها تردیدی نیست اما توجه به امنیت بهداشتی و اجتماعی مردم می تواند در همان راستا قرار گیرد، چرا که در اصل همه چیز به مردم بر می گردد.
نامزدهای ریاست جمهوری باید بدانند که تلاش برای کاهش مرگ و میر در ایران به عنوان یکی از زیر شاخه های سیاست جمعیتی حائز اهمیت است. اگر در نظر بگیریم جوان ۲۰ ساله ای که بر اثر اعتیاد یا تصادف یا دعوا جان خود را از دست داده غیر از ارزش معنوی و انسانی تا زمانی که به این سن برسد چه اندازه برای کشور هزینه در بر داشته آن گاه متوجه عمق و گستره خسارت ها می شویم. حتی جوانانی که برای همیشه از کشور مهاجرت می کنند نیز همین حکم را دارند زیرا ما آنها را نیز باید از دست رفته به حساب آوریم. ممکن است کسانی باشند که احساس خوبی از فرار مغزها داشته باشند زیرا قدرت مدیریت کشور بر اساس توقع تحصیلکردگان نخبه را ندارند و قادر نیستند فضایی فراهم کنند که محلی برای رشد و تعامل و شکوفایی باشد اما این حق ملت ایران است که از نعمت وجود نخبگان خود برخوردار باشند. چگونه است که ما با وجود این که برخی از کشورها را دشمن خود تلقی می کنیم اما اجازه می دهیم که جوانان آماده به کار و متخصص ما به آنجا کوچ کنند و چرخ های صنعت را در آنجا به حرکت درآورند. مدیریت کشور با چنین شرایطی نه تنها هنر نیست بلکه از هر کسی بر می آید، هنر آن است که از تهدیدها فرصت بسازیم و با کمترین هزینه بیشترین میزان رفاه را برای مردم فراهم سازیم.
زمانی که یک نامزد ریاست جمهوری برنامه های خود را اعلام می کند باید به تأثیر برنامه های خود بر از بین بردن عواملی که موجب مرگ و میر می شوند نیز اشاره داشته باشد.
مرگ و میرهایی که به صورت پراکنده اتفاق می افتد از قدرت تاثیرگذاری بالایی برای ایجاد انگیزه در مردم و مدیران در راستای دست یازیدن به اقدامات بازدارنده برخوردار نیست. تعداد کسانی که در ساختمان پلاسکو سوختند و خاکستر شدند هرگز به اندازه ی تعداد کسانی که سالیانه دست به خودسوزی می زنند نیست. اما وقتی یک رویداد رسانه ای می شود تأثیرگذار است. نباید از آمارهای پراکنده غافل بود زیرا دریا با پیوستن قطره ها به یکدیگر شکل می گیرد.
ما اگر بخواهیم به عوامل مرگ و میر غیر طبیعی که ریشه در کاستی های فرهنگی و سهل انگاری و بی مسئولیتی دارد اشاره کنیم مثنوی هفتاد من می شود. از بحران هایی که به کمبود دارو می انجامد تا اخذ زیر میزی در بیمارستان ها، آب های غیر بهداشتی، رفتارهای پرخطر، حاشیه نشینی، ورشکستگی در کوران قبض و بسط های اقتصادی و بالا و پایین شدن نرخ ارز، همسر آزاری، کودک آزاری، استفاده از مشروبات دست ساز، عدم مراجعه به پزشک به دلیل فقر مالی و.… صدها عامل دیگر که دست به دست هم می دهند و روزانه هزاران نفر را راهی قبرستان می کنند.
امروزه روز برای کنار هم قرار دادن چنین آمارهایی، مکانیزم ها و نرم افزارهای مناسب وجود دارد و به راحتی می توان مشخص کرد که سالیانه چند نفر در سطح کشور با مرگ های قابل پیشگیری از جمع ملت منها می شوند، این در حالی است که دولت سالیانه ضمن صرف هزینه های فراوان و تبلیغات تلاش می کند مردم را به فرزند آوری ترغیب کند. مسلماً انتظار می رود که به موازات چنین اقداماتی شاهد برنامه ریزی برای کاهش میزان مرگ و میرهای غیر طبیعی باشیم. البته ناگفته پیداست که بار ناشی از سهل انگاری ها صرفاً متوجه دولتی خاص نیست و این معضل سال هاست که به چشم می آمده و خوشبختانه روند نزولی هم داشته اما با توجه به سیاست های جمعیتی کافی نیست و باید مورد توجه بیشتر قرار گیرد.
- پنج شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۷ اردیبهشت ۱۳۹۶