• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۹ اردیبهشت ۱۳۹۶

سرمقاله

محمد عسلی

تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری و قضاوت عمومی

معمولاً تاکنون حرف و حدیث­ها و وعده وعیدهای نامزدهای انتخاباتی بیشتر برای کسب آراء و جلب نظر مخاطبان و شنوندگان بوده است و کمتر به این مهم پرداخته می­شود که با توجه به امکانات و درآمدها و توانمندی­های نیروی انسانی و موقعیت­ جغرافیایی چه می­توان کرد؟ به همین دلیل (هزار وعده خوبان یکی وفا نکند)

در انتخابات اخیر آمریکا، ترامپ پس از نشستن بر کرسی ریاست جمهوری و اخذ ابلاغ آن مجبور شد بسیاری از سخنانش که وعده­هایی غیرعملی در آن بود را پس بگیرد و اصلاح کند.

گاه بعضی از شعارها و وعده­ها شکل عوام­فریبی به خود می­گیرند. هر چند با خواست و ذائقه­ی مردم نسبت مستقیم دارند. کسی که می­خواست پول نفت را بر سر سفره مردم بگذارد قدرت خرید مردم و میزان پولی را که برای پرداخت بهای برق، گاز و سایر نیازمندی­های عمومی می­پرداختند به شدت افزایش داد؛ مثل این که نان را از سفره برداری و یک آبنبات خوش­طعم و کم­مقدار به دست مردم بدهی.

آنچه می­باید در تبلیغات انتخاباتی مطمح نظر نامزدها باشد اطلاعات و آگاهی­های مبتنی بر آمار از وضعیت و توان فعلی کشور است. با احتساب وقایع و رویدادهای خوشایند و یا ناخوشایند متأسفانه بعضی صحبت­های انتخاباتی به انشاء و وصف­العیش می­ماند.

کشوری که توانسته ۸ سال جنگ تحمیلی خانمانسوز را تحمل کند و سرمایه­های ملی و ذخایر ارزی و بخش عمده­ای از نیروهای جوان خود را در راه دفاعی مقدس هزینه کند برای جبران مافات باید نخست به امنیت و ثبات هر آنچه حفظ کرده است بیاندیشد.

مهم­ترین رکن امنیت که ریشه و اساس دیگر امنیت­هاست، امنیت اقتصادی است. در امنیت اقتصادی به امنیت و ثبات شغلی، امنیت و ثبات تولید، امنیت مصرف، امنیت وسایل تولید و مهم­تر از آن امنیت و ثبات پول ملی باید توجه کنیم و برای رفع موانع و نواقص آنها برنامه­ریزی داشته باشیم.

متأسفانه هنوز یک تعریف جامع، کلی و واقع­بینانه از اقتصاد نداریم. اقتصاد ما نه اسلامی، نه سرمایه­داری و نه جامعه­نگر است. ما اقتصاد کمونیستی، سوسیالیستی و کاپیتالیستی را به دلایل عقلی و نقلی و اسلامی کنار گذاشته­ایم و گفتیم می­خواهیم اقتصاد اسلامی داشته باشیم.

امروز کدام اقتصاد برگرفته از قرآن و سنت در کشور اجرایی شده است؟

تعریفی که اسلام از مشارکت مدنی و سایر عقود اسلامی دارد در بانک­ها چندان بی یال و دم و اشکم شده است که به شترگاوپلنگ می­ماند. به عنوان مثال صندوق­های قرض­الحسنه پول مردم را می­گیرند بدون آنکه سودی پرداخت کنند و از آن پول وام­هایی با سودهای ۲۰ تا ۳۰ درصد به متقاضیان می­دهند و اسم آن را گذاشته­اند کارمزد بانکی. نتیجه آنکه هر آنچه مردم از اسلام می­دانستند و یا نمی­دانستند با آن روبرو شدند و به این نتیجه رسیدند که بانک­ها از اسلام و نام ائمه استفاده ابزاری کرده­اند. زیرا هیچ یک از این اعمال در شأن ائمه و سوابق آنها و سفارشاتشان نبوده است.

پس نامزدها نخست باید راهکار و روشی برای بهبود اقتصاد فعلی ارائه دهند که با هر آنچه امروز عملی می­شود متفاوت باشد و سپس استدلال کنند که با این هدف و با این روش می­توان شاهد بهبود داد و ستدهای مالی و پولی بود.

بسیاری از طرح­ها و برنامه­های ارائه شده در دولت­های قبلی و فعلی طرح­هایی خوب و واقع­بینانه بوده­اند. اما در عمل به نتیجه­ی مطلوب نرسیده­اند که می­توان دلایل آن را ضعف مدیریت، عدم نظارت و ارزشیابی دقیق از عملکرد دستگاه­های پایین­دستی و عدم مقابله جدی با رانت­خواران و سوء استفاده­کنندگان دانست. زیرا میزان اختلاس­های اعلام شده و اعلام نشده آنچنان زیاد و عجیب است که بعضاً با هر یک از ارقام آنها می­شد یک شهر ساخت.

آنچه یک دولت و نظام را از آفات جانبی و درونی و بیرونی حفظ می­کند نخست انتصاب افراد نخبه و شایسته است و دوم نظارت مستمر و دقیق بر کار و روش آنهاست که متأسفانه به هر دلیل در دوره­های قبلی چندان به آن اهمیت داده نشده و هر کس در موضع قدرت اجرایی و پست­های کلیدی قرار گرفته کم­سوادتر و کم­تجربه­تر در مرور زمان بوده است.

ما حتی تجربه­ی تاریخی را هم لحاظ نکرده­ایم که هلاکوخان بیسواد، وزیری چون خواجه نظام­الملک داشته که با تیزهوشی توانسته حاکمیت وی را قوام بخشد و یا از حذف شیرمردانی چون امیرکبیر و قائم­مقام فراهانی توسط شاهان قاجار به این تجربه دقت نکردیم که یک مرد جنگی به از صد هزار.

آنچه می­باید مردم به آن آگاه و واقف باشند و روی آن چشم و گوش و دل خود را بگشایند کارنامه­ی نامزدهاست؛ کارنامه­هایی که بدون سانسور و حذف و تعویض باشند. مشکل عمده ما این است که معمولاً نامزدها خوب صحبت می­کنند اما بد عمل می­کنند و امروز بعضی­ها می­گویند انتخاب بین بد و بدتر مطمح نظر است که نقض غرض در انتخاب است. در صورتی که باید انتخاب بین خوب و خوب­تر باشد.

شش نفر از نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری همه افراد خوب و خوش­سابقه، اخلاق­مدار و متعهد به نظام و انقلاب هستند اما کارنامه بعضی­ها حکایت از ناتوانی آنها در انجام وظایفی است که قبلاً عهده­دار آن بوده­اند. چگونه می­توان کسانی را برای ریاست جمهوری انتخاب کرد که در ایفای وظایف قبلی­شان توفیقات چندانی نداشتند؟

سن افراد، انرژی لازم، هوشمندی، میزان دانش و تجربه، سوابق خوب کاری و صداقت و امانتداری می­باید مطمح نظر انتخاب کنندگان باشد.

امید که با شفاف­سازی و بدون گرایش­های جناحی بین خوب و خوب­تر، خوب­تر را انتخاب کنیم. شرایط فعلی کشور را به لحاظ سیاسی، اقتصادی و تهدیدات خارجی در نظر بگیریم و پیشگیری قبل از درمان در تصمیمات اجرایی را در نظر داشته باشیم.

والسلام

 

Comments are closed.