سرمقاله
محمد عسلی
آثار تربیتی باور به ظهور امام زمان (عج)
نیمه شعبان هر سال که با برگزاری مراسمی شادی¬بخش به عنوان سالگرد تولد حضرت حجت (عج) همراه است دارای یک پیام اصولی است و آن اینکه کسی می¬آید. کسی که می¬تواند در زمین حکومت عدل و داد برقرار کند؛ با ستمگران و کافران بجنگد و فریادرس مظلومان تاریخ باشد.
در این نقل قول¬ها و احادیث دو چهره از امام زمان (عج) به نمایش گذاشته می¬شود. یک چهره جنگنده و خشن که بسیاری از گناهکاران و ظالمان را می¬کشد و جوی¬های خون جاری می¬شود از کشته¬ها و….
اما چهره دوم، چهره¬ای عدالت¬گستر و دادگر همراه با حمایت از محرومین و ستمدیدگان و کسی که می¬تواند حق را به حقدار برساند و….
با این دو باوری که به کرات نقل می¬شود چند آثار تربیتی مشهود و تأثیرگذار است.
یکم هر کس امام زمان خود را با اعمال و گفتار خود حاضر و شاهد می¬بیند و لذا با این باور سعی می¬کند ستمگر و ظالم و گناهکار نباشد.
دوم آنکه پیوسته یک امام عادل به او امید می¬دهد تا انتظاری هر چند طولانی را برای ظهور نسل به نسل به باور بنشاند.
سوم آنکه به انسان باورمند تفهیم می¬کند زیر بار ستم و فشار و بردگی نرود و آزاد و آزاده باشد چرا که امام زمان او این چنین است.
و نهایت اینکه سلسله امامت پایانی خوش دارد و امید و انتظارها تحقق می¬یابد و شیعیان و پیروان آن حضرت در کنار او به آرامش و عدالت می¬رسند و جهان در حکومت حضرت مهدی (عج) پر از عدل و داد و خالی از ستم و ستمگری می¬شود.
با این باورها که روز به روز تقویت می¬شوند شیعه امام علی (ع) در سلسله امامت با ایمان و باورمند در انتظار و امید زندگی را به پیش می¬برد.
حال این سؤال مطرح است که اگر شیعیان چنین باوری دارند چرا گناه، فریب و جرایم عدیده پیدا و پنهان روز به روز زیادتر می¬شود و انسان¬ها بیش و بیشتر در دام گول و فریب گرفتار می¬شوند هر چند منکر باور انتظار نیستند.
در پاسخ می¬گوییم در باورها شدت و ضعف وجود دارد و گاهی پوسته و صورتی به تظاهر و ریا در آن مشاهده می¬شود و متأسفانه اکثریت علیرغم باورشان در عمل دست خالی¬اند حتی اگر خود برگزار کننده مراسم نیمه شعبان هم باشند و یا بعضاً مبلّغ و ناصح و سخنران چنین جلساتی….
آنچه مهم است باور قلبی است. باوری که هم مانع است و هم مشوق، تو را منع می-کند از آنچه نباید و تشویق می¬کند بدانچه باید.
اعتقادات مایه آرامشند و درستی و راستی. جامعه¬ای که بنایش بر باوری باشد که او را از وساوس نفس شیطانی بر حذر می¬دارد جامعه سالمی است که به پلیس و نگهبان و بگیر و ببند نیاز ندارد زیرا هر کس بر اساس باورش پلیس خود است. اصل بر باور است حتی اگر به یک درخت مقدس باشد که حرمت آن را نگاه داری و خود را به زیور تقوی و اخلاق بیارایی تا از آن به قول حافظ نکته توحید بشنوی.
جامعه¬ای که باورهای دینی، مذهبی و اخلاقی خود را از دست بدهد بی¬هویت می¬شود و هدف را گم می¬کند و به سقوط اخلاقی کشیده می¬شود.
این¬گونه باورها که منشأ الهی دارند با خرافات و جهالت فرق دارند. جهل و خرافات لازم و ملزوم یکدیگرند و آثار تربیتی منفی و منحرف کننده دارند؛ اما باوری که در طول سال¬ها تجربه شده و جواب داده را نمی¬توان خرافاتی دانست.
به عنوان مثال جهاد یک توصیه الهی است و اگر امام زمان (عج) رهبری ظلم¬ستیز است یعنی جهادی است. ملتی که از چهار طرف تحت فشار تهدید، تجاوز و جنگ است، جهاد برایش حیاتی است. آن¬گونه که در جنگ تحمیلی ۸ ساله با همین باورهای اسلامی از ناموس و کشور و انقلاب و نهایتاً اعتقادات اسلامی دفاع شد و حاصل آن امنیت و حفظ حرمت و هویت مردم ماست.
باور به منجی اعظم با ریا و تظاهر جواب نمی¬دهد. در گذشته رسم بود زنان همسایه به هنگام نماز صبح مقابل منزلشان را آب و جارو می¬کردند و خانه را به نظافت و پاکی می-آراستند به این باور که امام زمان (عج) از آنجا عبور می¬کند و به آنها خیر و برکت می¬رسد. حتی اگر چنین باوری را درست ندانیم آثار تربیتی و اعتقادی آن مفید است این باور نه تنها جهل و خرافه نیست بلکه آثار تربیتی بسیار خوبی دارد که همان نظافت و پاکی و پاکدامنی است.
و اما بعد:
اگر در روش¬های آموزشی و تربیتی چنین باورهایی که در عمل مفید می¬افتند را نهادینه کنیم و وجود و حضور امام زمان (عج) را برای اصلاح و تربیت و امید به عدل و دادگستری و مقابله با ستم و ستمگری فرصت بدانیم جامعه ما به صورت خودکار به سمت سلامت هدایت می¬شود؛ اما اگر از آن استفاده ابزاری و صرفاً سیاسی کنیم که به مسیر انحراف و فریب برود باورها روز به روز سست و بی¬محتوی می¬شوند و به هنگام ترس رخ می¬نمایند که به جای امنیت و آرامش ترس¬آفرین می¬شوند. چنانکه بعضی از نقل قول¬ها در مورد ظهور امام زمان ترس¬آفرین است به جای آنکه امیدآفرین باشد.
والسلام
- پنج شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۶