سرمقاله
اسماعیل عسلی
پیروز انتخابات
اگر از اشخاص گوناگون بپرسید پیروز انتخابات ریاست جمهوری که ۲۹ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۶ برگزار می شود چه کسی خواهد بود پاسخ ها یکسان نیست و طبیعتاً برخی پاسخ ها واقع بینانه، برخی پاسخ ها جانبدارانه و برخی پاسخ ها بدبینانه خواهد بود. اما یک پاسخ دقیق وجود دارد و آن این است که بگوییم پیروز انتخابات روز ۲۹ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶ کسی خواهد بود که چند ده سال بعد که آب ها از آسیاب افتاد و بسیاری از نامزدها و نسلی که هم اکنون حق رای دادن دارند هم از صفحه روزگار محو شدند، نسل های آینده که بی گمان با هیچکس مخصوصاً رفتگان رودربایستی ندارند متفق القول باشند که رئیس جمهوری منتخب مردم در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ انسان شایسته و لایقی بود و در خدمت منافع ملی و به دنبال رفاه و آرامش و رشد و توسعه کشور بود نه به دنبال اهداف جناحی و هیزم انداختن در تنور اختلافات مذهبی و قومی و خط کشی بین مردم و نگاه تبعیض آمیز بین اقوام و ادیان و مذاهب گوناگون؛ چنین شخصی بدون تردید پیروز واقعی انتخابات است. آخوربینی با آخربینی زمین تا آسمان تفاوت دارد. لذا نباید روی مناسبات قراردادی حساب باز کرد. در حال حاضر ماست هیچ کس ترش نیست و همه از خودشان تعریف می کنند اما باید دید قضاوت نسل آینده در باره اکنونیان چه خواهد بود. امروز ما با نیشخند و عصبانیت از شاهان قاجار یاد می کنیم به خاطر فرصت هایی که از دست دادند، به خاطر حماقت ها و شهوترانی ها، تعصبات بی ارزش و متحجرانه، نگاه طبقاتی به مردم و میدان دادن به امثال کریم شیره ای ها و ملیجک ها، باج خواهی و زورگویی و تبدیل فرصت های طلایی به تهدید؛ اما در زمان قاجار که کسی جرأت اظهار نظر نداشت و صدایش به جایی نمی رسید. سیستم ها، تمدن ها، شخصیت ها و فرصت ها و تهدیدها و… می آیند و می روند و این سنت دیرینه ی الهی است که در قرآن نیز به آن اشاره شده است اما آنها که می مانند به نسبت میراث ارزشمندی که از گذشتگان به آنها رسیده، شاکر و سپاسگزار خواهند بود و لعنت و نفرین نثار کسانی خواهند کرد که منابع و ثروت ها را به هدر داده اند.
اگر به طرز تفکر و آثار شاعران ماندگاری نظیر فردوسی، مولوی، سعدی و حافظ که نام و یاد و آثارشان زینت بخش خاطر و خانه های مردم است بیاندیشیم درمی یابیم که نگاه انسانی آنها به جوامع بشری رمز ماندگاری آنهاست نه نگاه فرقه ای، قومی و طبقاتی و به همین دلیل است که آثار آنها در هر کجای جهان یافت می شود و هر ایرانی فارغ از این که چه مسلک و مذهب و نژادی داشته باشد به آنها احترام می گذارد. آنها منادی صلح و آشتی بوده اند و مبلّغ همزیستی مسالمت آمیز. آنها جامعه ی جهانی را پیکره ای واحد می دانسته اند و ارزش گزاری های آنها مبتنی بر تفکیک قومی و مذهبی نبوده است. چرا ما از رژیم صهیونیستی متنفریم زیرا بر یک قومیت و باور و برداشت خاص از دین یهود تعصب می ورزد. از منظر یک مورخ تحلیلگر بین هیتلر و نتانیاهو هیچ تفاوت ماهوی وجود ندارد هر چند ظاهراً در تقسیم بندی های تاریخی رو در روی هم قرار می گیرند. اصولاً هر گونه بی عدالتی مبتنی بر نگاه ابزاری به پدیده های فرهنگی نظیر قومیت، مذهب، ملیت و جغرافیا زمینه ساز تنش بین جوامع انسانی است و تفاوتی ندارد که شما تحت لوای چه نام و عنوانی در چنین راهی قدم برمی دارید. از این منظر نتیجه ی عملکرد البغدادی و اردوغان و ترامپ یکی است و رو در رویی البغدادی و ترامپ تأثیری روی داوری تاریخ نخواهد داشت.
انتخابات در کشورهای گوناگون از دیدگاه های مختلف مورد ارزیابی قرار می گیرد. همچنان که نگاه غالب در داخل کشور به انتخابات ریاست جمهوری ملی است، کسانی هم هستند که نگاه منطقه ای به انتخابات ایران دارند و در گستره جهانی نیز شاهد نگاهی دیگر هستیم و در کنار چنین نگاه هایی هر کشوری به فراخور منافعی که دارد انتخابات ایران را دنبال می کند. لذا بهترین نتیجه برای انتخابات ایران نتیجه ای است که در وهله ی اول به نفع مردم ایران باشد و در عین حال به نفع منطقه و جهان. حال ممکن است که انطباق منافع ملی و منطقه ای و جهانی نیز برای برخی کشورها سودمند باشد از لحاظ تأثیری که روی بورس و بازار و آرامش مرزی و صادرات و واردات آنها دارد. مسلماً تجربه ی چهار سال گذشته ایران که بر پایه ی تنش زدایی از سیاست خارجی استوار بوده، در حد بضاعت و ظرفیت های اقتصادی و فرهنگی به تثبیت نسبی شرایطی انجامیده که زمینه ی رشد اقتصادی را فراهم می کند و این سیاست ها با توجه به نتایج سودمندش باید تداوم یابد و انتظار می رود که در چهار سال آینده ما بتوانیم به رویکردی قابل دفاع در تنظیم سیاست های منطقه ای برسیم به گونه ای که همسایگان شرقی و غربی و شمالی و جنوبی امنیت ما را امنیت خود بدانند و با این توهم که می توانند با قلقلک های مرزی و جنگ های نیابتی به امنیت خود بیافزایند، درآمدهای نفتی خود را صرف چالش های نظامی و خرید اسلحه نکنند. اصولاً در منطقه غرب خاورمیانه به دلیل احیا شدن عصبیت های مذهبی و نژادی که نقشه ی غربی هاست و همچنین وجود مرزهای مشترک قومی، ماجراجویی نظامی تحت تأثیر محرک های خارجی فرجام خوشی نخواهد داشت و افتخاری هم نیست که مسلمانان یکدیگر را بکشند و تجارب تاریخی هم ثابت کرده است که کشورهای اسلامی هرگز در سایه ی جنگ به تفاهم نمی رسند. جنگ چالداران نه به نفع ایران تمام شد و نه به نفع عثمانی بلکه از یک سو امپراتوری عثمانی را تضعیف کرد و از سویی دیگر دلخوشی کاذبی برای شاهان صفوی ایجاد کرد که تصور می کردند دارند از تشیع دفاع می کنند. البته بعدها روشن شد که هم «برادران شرلی» که پس از جنگ چالداران به ایرانیان توپ های ویرانگر دادند و هم کسانی که دولت عثمانی را مسلح کردند نه خیرخواه ایران بودند و نه خیرخواه عثمانی. دست آخر هم اشرف افغان از یک سو و غرب از سوی دیگر حساب صفوی¬ها و عثمانی¬ها را رسیدند. اصولاً کشورهایی نظیر ایران، مصر و عربستان که روی سایر کشورهای اسلامی تأثیرگذاری بیشتری دارند به تفاهم و همگرایی نمی رسند جز با تعاملات فرهنگی بین کانون های علمی و مذهبی خود و در حال حاضر آنچه شاهد آن هستیم تحریک احساسات قشریون و اعتقادات تفرقه افکنانه و بی ارزش در این کشورهاست که محصولی جز فرصت سوزی و تلفات انسانی و هزینه های مادی فراوان ندارد. به هر تقدیر باید دعا کنیم که ایران و منطقه و جهان پیروز انتخابات ۲۹ اردیبهشت باشند نه شخص یا حزب خاصی!
- سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶