• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲ خرداد ۱۳۹۶

سرمقاله
اسماعیل عسلی
عریضه¬ای غیررسمی
جامعه ی پزشکی از دیرباز ارجمندی ویژه ای در منظر افکار عمومی داشته و از آنجایی که این قشر خدوم تضمین کننده ی یکی از نعمات سه گانه یعنی تندرستی روح و روان مردم هستند و چنین قابلیتی را در سایه ی هوش و ذکاوت و اراده ای خستگی ناپذیر در راستای حصول به درجات بالای علمی به دست می آورند و از سویی دیگر به دلیل نوع دغدغه ای که دارند تدریجاً به درک معضلات اجتماعی و فرهنگی مردم نیز وقوف می یابند و واکنش هایی دارند که آنها را در فهرست طیف های فهیم و روشنفکر جامعه جای می دهد لذا همواره به عنوان مرجعی هدایتگر برای مردم مطرح هستند‏، به طوری که نمی توان از نقش تعیین کننده ی جامعه ی پزشکی در سرعت بخشی به توسعه ی فرهنگی و علمی جامعه ی در حال گذار ایران غافل شد‏. این طیف خدوم به موازات نقش آفرینی در ارتقای وضعیت بهداشتی و سلامتی مردم با درخشش در عرصه ی جهانی و عضویت در کانون های علمی و پژوهشکده های دانشگاهی‏، جایگاه ایران را در عرصه های علمی و پژوهشی نیز بهبود می بخشند‏.
خوشبختانه شهر شیراز ظرف نیم قرن گذشته به عنوان یکی از کانون های مطرح تربیت نیروی انسانی در حوزه ی بهداشت و درمان مطرح بوده و شخصیت های بی بدیل و منحصر به فردی را به جامعه ی پزشکی کشور و حتی جهان معرفی نموده و با وجود این که ظرف دهه های گذشته شاهد مهاجرت ها و جابجایی نخبگان پزشکی ایران به اروپا‏، آمریکا و سایر نقاط جهان بوده ایم‏، باز هم تراز بالای نخبگان پزشکی شاغل در درمانگاه ها و بیمارستان ها و مراکز آموزشی شیراز این کلان شهر را به یکی از قطب های مهم پزشکی در ایران و منطقه ی خاورمیانه تبدیل کرده است‏.
اقدامات صورت گرفته به منظور احداث بیمارستان ها و درمانگاه های تخصصی خصوصاً در زمینه هایی که مراجعات مردم بیشتر است گواه عینی وجود ظرفیت های بالا در شیراز برای توسعه فعالیت در این حوزه است‏. بی گمان بازخورد تداوم چنین سیاستی در آینده ای نه چندان دور به درخشش بیش از پیش شیراز به عنوان قطب پزشکی شیراز خواهد انجامید‏. ناگفته پیداست که رسیدگی به وضعیت معیشتی فعالان عرصه ی پیراپزشکی و تلاش برای بهبود سطح رفاه کارمندان و کارگران و نیروهای خدماتی بیمارستان ها و درمانگاه ها و مراکز بهداشتی‏، تأثیر معناداری بر کیفیت ارائه ی خدمات به مراجعین داشته و از استرس حاکم بر فضای کاری خواهد کاست‏.
کیست که نداند کار در بیمارستان ها و مراکز درمانی همواره نیازمند برخورداری از حس فداکاری و نوعدوستی است چرا که ارائه ی خدمت در حد وظایف قانونی و بخشنامه ای هرگز نمی تواند پاسخگوی تشنگی زایدالوصف بیماران به دلجویی و عشق و محبت باشد‏. از سویی دیگر ابراز محبت و انتقال چنین حسی از سوی پرستاران‏، بهیاران و کارکنان مراکز درمانی در گرو رهایی آنها از دغدغه های معیشتی و دلخوشی به امتیازاتی است که شرایط سخت کاری را برای آنها تحمل پذیر می کند‏. بدیهی است که وجود چنین تمایزی در صورت محقق شدن به حساسیت کارکنان سایر نهادها و ادارات دولتی نمی انجامد چرا که همه کم و بیش به سختی های کار در محیط های درمانی و فضاهای بیمارستانی وقوف دارند و مراکز خدمات درمانی وابسته به بخش خصوصی نیز از ظرفیت های لازم برای هماهنگ شدن با بخش دولتی برخوردارند‏.
ناگفته نماند که وقتی از شهری مانند شیراز به عنوان قطب پزشکی یاد می کنیم باید در نظر داشته باشیم که نیازمند ارائه ی الگو در زمینه ی کمیت و کیفیت ارائه ی خدمات درمانی هستیم که با لحاظ کردن این امر به اهمیت رضامندی پرستاران‏، پرسنل اداری و بخش های خدماتی بیشتر پی می بریم‏. ضمن این که هر چه امتیاز انجام یک کار بیشتر باشد شاهد جذب روزافزون نیروهای کارآمد به حوزه های درمانی خواهیم بود و از همه مهمتر این که بالا بودن انگیزه کارکنان‏، به رغبت آنها برای همکاری در راستای اجرای برخی طرح ها و پروژه های گرهگشا خواهد افزود‏. لذا به نظر می رسد که باید گام های مؤثری در جهت بهبود وضعیت معیشتی و حقوقی پرستاران و کارکنان و کارمندان مراکز خدمات درمانی برداشته شود و ارتقای سطح رفاه و برخورداری کسانی که امر مراقبت از بیماران را بر عهده دارند به اندازه ای باشد که این قشر خدوم از این منظر در جایگاه شایسته ی خود قرار گیرند‏. بالاخره قطب پزشکی بودن و بهره گیری از پتانسیل های توریسم درمانی که به اقتصاد شیراز تکانی قابل ملاحظه خواهد دارد الزاماتی دارد که باید به آن توجه کرد‏.

Comments are closed.