سرمقاله
اسماعیل عسلی
عریضه¬ای غیررسمی
جامعه ی پزشکی از دیرباز ارجمندی ویژه ای در منظر افکار عمومی داشته و از آنجایی که این قشر خدوم تضمین کننده ی یکی از نعمات سه گانه یعنی تندرستی روح و روان مردم هستند و چنین قابلیتی را در سایه ی هوش و ذکاوت و اراده ای خستگی ناپذیر در راستای حصول به درجات بالای علمی به دست می آورند و از سویی دیگر به دلیل نوع دغدغه ای که دارند تدریجاً به درک معضلات اجتماعی و فرهنگی مردم نیز وقوف می یابند و واکنش هایی دارند که آنها را در فهرست طیف های فهیم و روشنفکر جامعه جای می دهد لذا همواره به عنوان مرجعی هدایتگر برای مردم مطرح هستند، به طوری که نمی توان از نقش تعیین کننده ی جامعه ی پزشکی در سرعت بخشی به توسعه ی فرهنگی و علمی جامعه ی در حال گذار ایران غافل شد. این طیف خدوم به موازات نقش آفرینی در ارتقای وضعیت بهداشتی و سلامتی مردم با درخشش در عرصه ی جهانی و عضویت در کانون های علمی و پژوهشکده های دانشگاهی، جایگاه ایران را در عرصه های علمی و پژوهشی نیز بهبود می بخشند.
خوشبختانه شهر شیراز ظرف نیم قرن گذشته به عنوان یکی از کانون های مطرح تربیت نیروی انسانی در حوزه ی بهداشت و درمان مطرح بوده و شخصیت های بی بدیل و منحصر به فردی را به جامعه ی پزشکی کشور و حتی جهان معرفی نموده و با وجود این که ظرف دهه های گذشته شاهد مهاجرت ها و جابجایی نخبگان پزشکی ایران به اروپا، آمریکا و سایر نقاط جهان بوده ایم، باز هم تراز بالای نخبگان پزشکی شاغل در درمانگاه ها و بیمارستان ها و مراکز آموزشی شیراز این کلان شهر را به یکی از قطب های مهم پزشکی در ایران و منطقه ی خاورمیانه تبدیل کرده است.
اقدامات صورت گرفته به منظور احداث بیمارستان ها و درمانگاه های تخصصی خصوصاً در زمینه هایی که مراجعات مردم بیشتر است گواه عینی وجود ظرفیت های بالا در شیراز برای توسعه فعالیت در این حوزه است. بی گمان بازخورد تداوم چنین سیاستی در آینده ای نه چندان دور به درخشش بیش از پیش شیراز به عنوان قطب پزشکی شیراز خواهد انجامید. ناگفته پیداست که رسیدگی به وضعیت معیشتی فعالان عرصه ی پیراپزشکی و تلاش برای بهبود سطح رفاه کارمندان و کارگران و نیروهای خدماتی بیمارستان ها و درمانگاه ها و مراکز بهداشتی، تأثیر معناداری بر کیفیت ارائه ی خدمات به مراجعین داشته و از استرس حاکم بر فضای کاری خواهد کاست.
کیست که نداند کار در بیمارستان ها و مراکز درمانی همواره نیازمند برخورداری از حس فداکاری و نوعدوستی است چرا که ارائه ی خدمت در حد وظایف قانونی و بخشنامه ای هرگز نمی تواند پاسخگوی تشنگی زایدالوصف بیماران به دلجویی و عشق و محبت باشد. از سویی دیگر ابراز محبت و انتقال چنین حسی از سوی پرستاران، بهیاران و کارکنان مراکز درمانی در گرو رهایی آنها از دغدغه های معیشتی و دلخوشی به امتیازاتی است که شرایط سخت کاری را برای آنها تحمل پذیر می کند. بدیهی است که وجود چنین تمایزی در صورت محقق شدن به حساسیت کارکنان سایر نهادها و ادارات دولتی نمی انجامد چرا که همه کم و بیش به سختی های کار در محیط های درمانی و فضاهای بیمارستانی وقوف دارند و مراکز خدمات درمانی وابسته به بخش خصوصی نیز از ظرفیت های لازم برای هماهنگ شدن با بخش دولتی برخوردارند.
ناگفته نماند که وقتی از شهری مانند شیراز به عنوان قطب پزشکی یاد می کنیم باید در نظر داشته باشیم که نیازمند ارائه ی الگو در زمینه ی کمیت و کیفیت ارائه ی خدمات درمانی هستیم که با لحاظ کردن این امر به اهمیت رضامندی پرستاران، پرسنل اداری و بخش های خدماتی بیشتر پی می بریم. ضمن این که هر چه امتیاز انجام یک کار بیشتر باشد شاهد جذب روزافزون نیروهای کارآمد به حوزه های درمانی خواهیم بود و از همه مهمتر این که بالا بودن انگیزه کارکنان، به رغبت آنها برای همکاری در راستای اجرای برخی طرح ها و پروژه های گرهگشا خواهد افزود. لذا به نظر می رسد که باید گام های مؤثری در جهت بهبود وضعیت معیشتی و حقوقی پرستاران و کارکنان و کارمندان مراکز خدمات درمانی برداشته شود و ارتقای سطح رفاه و برخورداری کسانی که امر مراقبت از بیماران را بر عهده دارند به اندازه ای باشد که این قشر خدوم از این منظر در جایگاه شایسته ی خود قرار گیرند. بالاخره قطب پزشکی بودن و بهره گیری از پتانسیل های توریسم درمانی که به اقتصاد شیراز تکانی قابل ملاحظه خواهد دارد الزاماتی دارد که باید به آن توجه کرد.
- سه شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲ خرداد ۱۳۹۶