سرمقاله
محمد عسلی
ریشه¬های زایش تروریسم
جنگ مولود دو نیروی متضادی است که در تمامی عناصر خلقت نهادینه شده و حرکت و تغییر حاصل و نتیجه برخورد تضادهاست.
جنگ و صلح هم ناشی از افکار، اعمال و گفتار انسان¬هاست که گر چه نخست به کینه و انتقامجویی ذهنی بین دولت¬ها منجر می¬شود اما بازتاب آن برخوردهای خشن نظامی است که در آن گاه میلیون¬ها نفر کشته، مجروح، ناقص عضو و آواره و بی¬خانمان می¬شوند.
اگر قدرت نظامی، پول و پشتوانه نیروی خارجی ملاک ثبات و اقتدار دولت¬ها باشد دیری نمی¬پاید که مانند کود زیاد ریشه درخت استقلال کشورها را خشک می¬کند و آنها را به روز سیاه و روی سرزمین سوخته می¬نشاند.
ملتی که امنیت، سکونت و کسب و کار معیشتی خود را در جنگ¬های نابرابر از دست می¬دهد خود را پاکباخته و آماده انتقامجویی به هر وسیله و به هر شکلی می¬کند.
ریشه ترور و تروریسم، ضعف، شکست و پاکباختگی است که هر چند سازماندهی و هزینه آن را استعمارگران و جنگ¬افروزان فرصت¬طلب می¬پردازند اما کسانی که به کار گرفته می¬شوند و فریب می¬خورند همان شکست خورده¬هایی هستند که تحت تأثیر القائات تحریف شده دینی و مذهبی و یا ایدئولوژی¬های مهاجم و کور نخست دست¬آموز و سپس مورد سوءاستفاده قرار می¬گیرند.
القاعده از دل باورهای تکفیری روحانیان سعودی در آمد که هم تغذیه فکری و هم تغذیه مالی شدند و نهایتاً توسط ارباب آنها «آمریکا» سرکوب و ترور شدند.
طالبان محصول جنگ فرقه¬ای و تهاجم دو کشور روسیه و آمریکا به سرزمین افغانستان هستند و داعش از میان سرزمین سوخته عراق سر بلند کرد که صدام حسین رئیس جمهور معدوم عراق با تحریک آمریکا و حمایت مالی کشورهای غربی حوزه خلیج فارس آغازگر جنگی ۸ ساله و فرسایشی با ایران شد به پشتوانه نیروی نظامی مکانیزه و جنگ¬افزارهایی که با پول فروش نفت مردم مسلمان و بینوای عراق از کشورهای غربی و روسیه خریداری شده بود که چون خود را پاکباخته دید در دام سفارت آمریکا در عراق افتاد و با تحریک آنها به کویت حمله کرد تا بهانه¬ای برای سرکوب وی فراهم شود و چنین شد که عراق در آتش جنگ امپریالیسم و جنگ¬های فرقه¬ای هنوز هم می¬سوزد.
و اما بعد:
حاصل جنگ سوریه، عراق، افغانستان و لیبی همین عملیات تروریستی کور است که صرفاً هدف انتقامجویی دارد و اگر دیروز در آلمان، فرانسه، بلژیک، اسپانیا و آمریکا امنیت روانی مردمان را به خطر انداخت امروز در انگلستان دست به انفجار می¬زند و فردا در دیگر کشورها و شاید هم نتوان نقطه امنی در جهان پیدا کرد و نفسی راحت کشید!
این مسایل را همه می¬دانیم. اما نکته قابل ذکر دیگری هست که کمتر به آن توجه می¬شود و آن دخالت و خواست دولت¬های استعمارگر به شیوه¬ای نوین است در تروریست-پروری حتی به بهای کشتار مردمان خودشان تا برای تجاوز، نفوذ و تهدید و فروش اسلحه بیشتر به کشورهای اسلامی فروشنده نفت بهانه¬ای داشته باشند که نمونه آن را می¬توان پیمان اخیر ترامپ با عربستان، بحرین، امارات و قطر مثال آورد که این چنین هستی و ذخایر مالی و حیثیتی این کشورها را به یغما می¬برند و آنها چنان غافلند که به این قراردادهای استعماری و تحمیلی هم می¬نازند و در برادرکشی گوی سبقت از یکدیگر می-ربایند.
و اما بعدتر:
هیچ شک نباید داشت که خاورمیانه عربی آبستن جنگ¬های خونینی است و تا زمانی که تنور کارخانجات اسلحه¬سازی آمریکا، انگلیس و فرانسه گرم و روشن است تنور جنگ هم روز به روز گرم و گرم¬تر است و استخوان¬های مدافعان بیچاره مسلمان در آن ذوب می¬شود تا شراب مستی از خدا بی¬خبران در سر میز معامله و مذاکره تأمین شود.
نتیجه آنکه، دورویی و نفاق، چنددستگی و تفرقه و تعصبات کور دینی و مذهبی فضا را برای شرایطی فراهم می¬کند که امروز در کشورهای عربی مسلمان شاهد آنیم و علت آن را استبداد داخلی، عدم استقلال و وابستگی آنها به کشورهای خارجی از جمله آمریکا می¬دانیم. که می¬توان نمونه آغازین آن را در ۵۰ ساله اخیر سلطنت شاهان پهلوی در ایران مثال آورد که گرچه شاه سابق، ایران را جزیره آرامش و تنها کشور مقتدر نظامی در منطقه قلمداد می¬کرد اما شاهد بودیم که انقلاب مردم مسلمان ایران دودمانش را به باد داد و آمریکا هم نتوانست برای نجات مقتدرترین شریک غرب کاری از پیش ببرد.
سرنوشت سعودی¬ها هم که برای بقای سلطنت جوانان شجاع و غیورشان را در جلو پای ترامپ در عوامیه سر می¬برند جز این نخواهد بود.
زیرا تروریسم هر چند خطرآفرین، تهدیدکننده و ترس¬آور و ناپسند می¬نماید اما دست-پرورده جنگ¬افروزان و اقتدارگرایان است که مقابل خودشان قد علم می¬کند و مثل دور باطلی به جز ایجاد ناامنی و بهانه برای نفوذ بیشتر استعمارگران حاصلی ندارد.
به قول سعدی:
یکی بچه گرگ می¬پرورید
چو پرورده شد خواجه را بر درید
والسلام
- پنج شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۴ خرداد ۱۳۹۶