• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۸ خرداد ۱۳۹۶

سرمقاله
اسماعیل عسلی
هبوط
مواجهه ی حکومت عربستان با بحران مشروعیت داخلی و بین المللی، گردانندگان این کشور را متقاعد و در واقع ناگزیر کرده تا به نوعی شیمی درمانی سیاسی روی خوش نشان دهند؛ چرا که می دانند وقتی خبرگزاری های پرمخاطب دنیا تحت سیطره ی آمریکاست و سازمان ملل و شورای امنیت نیز سر در همین آبشخور دارند و نیروی نظامی و از همه مهمتر دستاویز حقوق بشری هم دارد و بالاتر از آن مدارکی در اختیار دارد که نشان می دهد برخی از مقامات عربستان در جریان ماجرای ۱۱ سپتامبر بوده و مخارج آن را نیز تأمین کرده اند‏‏،‏ به گوشه ی رینگ بردن حکام سعودی و مشت باران آنها توسط آمریکا کار دشواری نیست‏‏.‏ بنابر این آنها دست و دلبازی به خرج دادند و چند صد میلیارد دلار خرج خرید اسلحه و تقدیم هدایا کردند‏‏،‏ غافل از این که اگر چه ممکن است در کوتاه مدت احساس امنیتی نسبی به آنها دست دهد و امپراتوری های رسانه ای تطمیع شده با دلارهای نفتی دست از سرشان بردارند اما بحران مشروعیت حکومت آل سعود تمام شدنی نیست زیرا از یک سو مردم این کشور که در عصر ارتباطات در معرض بمباران اطلاعاتی قرار دارند‏‏،‏ مطالبات جدیدی پیدا کرده اند که پاسخگویی به آنها در گرو اعمال برخی اصلاحات ساختاری است و از دیگر سو موقعیت این کشور در منطقه خصوصاً در میان کشورهای عربی‏‏،‏ تضعیف شده و آل سعود حتی در بخش هایی از یمن که زمانی حیاط خلوت این کشور محسوب می شد نیز رانده شده است‏‏.‏ از طرفی عراقی ها و سوری¬ ها نیز پس از رهایی از تشنجات داخلی و دفع داعش در مسیری متفاوت با گذشته به دنبال ایفای نقش منطقه ای خود خواهند بود و مصر که نمی تواند نسبت به چشمداشت های مردم خود بی تفاوت باشد نخواهد توانست مانند گذشته به عنوان یک متحد پر و پا قرص در کنار عربستان بایستد‏‏.‏ کما این که کشورهایی نظیر قطر هم به سادگی زیر بار نقش کانونی عربستان در شورای همکاری خلیج فارس نمی روند و وضعیت اسفبار اقتصادی عربستان و قیمت نفت نیز پاسخگوی بذل و بخشش ها و هزینه های گزافی که آل سعود برای ماندگاری صرف می کنند، نیست‏‏.‏ مضحک ترین سیاست خودتخریبی عربستان در قضیه ی داعش نمود پیدا کرده به طوری که عربستان از یک سو متعهد به تأمین هزینه ی تجهیز داعش و خرید سلاح های سبک و نیمه سنگین برای این گروه تروریستی است و از سویی دیگر برای فریب افکار عمومی جهانیان‏‏،‏ بخشی از هزینه ی گروه ائتلافی شکل گرفته بر علیه داعش را نیز پرداخت می کند! در ابتدای ظهور داعش بر اساس یک نظرسنجی صورت گرفته در عربستان اکثراً از داعش حمایت کرده بودند و طبیعی است که به این گروه کمک مالی کنند‏‏.‏ اما از آنجایی که خرید سلاح برای داعش و النصره و برخی گروه های تروریستی ظاهراً در بازار آزاد صورت می گیرد و از این رهگذر سودی چند برابری نصیب کشورهای فروشنده سلاح می شود‏‏،‏ رسانه های پرمخاطب دنیا در ازای دریافت حق سکوت به افشاگری آنچنانی در این خصوص دست نمی زنند‏‏.‏ جالب این که همان هواپیماهای آمریکایی که مامور تامین لجستیکی داعش هستند و بارها برای آنها سلاح و غذا فرو ریخته اند‏‏،‏ گاهی برای رد گم کردن انبار مهمات داعش را بمباران می کنند و در واقع همان سلاح هایی را از بین می برند که قبلاً پول چند برابری آن را دریافت کرده اند‏‏.‏
ترامپ که در منظر دیپلمات های حرفه ای بیشتر به عنوان یک بازرگان و دلال معروف است تا یک سیاستمدار، به دنبال بهره گیری از وضعیت فلاکت بار آل سعود به عنوان یک برگ برنده است و قصد دارد از دلارهای نفتی عربستان به عنوان مرهمی استفاده کند که زخمهای عمیق اقتصادی کشورش را حداقل در کوتاه مدت التیام می بخشد‏‏.‏
مشکل اساسی حکام سعودی انعطاف ناپذیری علمای وهابی است که به دلیل سلفی گری و گرفتاری در توهم پایبندی به سنت‏‏،‏ حاضر به تجدید نظر در دیدگاه های خود برای همراهی با اقتضائات زمانه نیستند و کماکان حرف خودشان را می زنند‏‏.‏ آل سعود از یک طرف نیازمند جلب نظر علمای وهابی برای قداست بخشیدن به موقعیت خود به عنوان خادم حرمین شریفین هستند و از سویی توسط قشرهایی از مردم خصوصاً جوانان و افکار عمومی جهانی و رسانه های مستقل تحت فشار قرار دارند‏‏.‏ روشن است که وقتی هنوز نتوانسته اند برای موضوع پیش پا افتاده ای نظیر رانندگی زنان راه حلی پیدا کنند و شعورشان به آن اندازه نیست که بفهمند اگر زمانی زنان می توانسته اند سوار شتر بشوند و آن را هدایت کنند اکنون نیز باید بتوانند دوچرخه‏‏،‏ موتورسیکلت‏‏،‏ خودرو‏‏،‏ هواپیما و بالگرد را هدایت کنند‏‏،‏ چگونه می خواهند پاسخگوی پرسش های متعددی باشند که روز به روز به تعداد آنها افزوده می شود‏‏.‏
در واقع وهابیون حقیقت دین را در ظواهری جستجو می کنند که به زعم خودشان کپی برداری از سنت و سیره ی پیامبر است بدون آن که به الزامات جغرافیایی‏‏،‏ اقتضائات زمانه و آداب و مناسبات مربوط به عصر رواج برده داری و رفتارهای قبیله محور توجه داشته باشند‏‏.‏ اگر اعراب بدوی در زمان پیامبر سرپیچ و دستار درازی داشته اند که در هنگام وقوع توفان شن از آن برای پوشیدن صورت و چشم استفاده می کرده اند دلیلی ندارد که ما چنین چیزی را یک سنت تلقی کنیم یا اگر در آن زمان مردان گوش خود را سوراخ می کرده اند و گوشواره ای که بیانگر وابستگی هر فرد به قبیله ای خاص بوده را در گوش می کرده اند در حال حاضر هم ما باید همان کار را بکنیم‏‏؟‏ حقیقت دین همان است که پیامبران پیشین نیز به آن اشاره کرده اند یعنی حرکت در مسیر فطرت و این که تنها خدا را بپرستیم و از او یاری بجوییم و لاغیر، راستگو باشیم‏‏،‏ کسی را به ناحق نکشیم‏‏،‏ دزدی نکنیم‏‏،‏ حریم های عاطفی و جنسی را پاس بداریم‏‏،‏ غیبت نکینم‏‏،‏ دروغ نگوییم و تهمت نزنیم و‏‏.‏.. دین یعنی همین و هر کسی در هر کجای جهان در چنین چارچوبی عمل کند دیندار است‏‏.‏ اینجاست که روشن می شود درد وهابیون درد دین نیست بلکه به دنبال دکانداری و شیره مالیدن بر سر مردم و سوء استفاده از جهالت آنها هستند‏‏.‏ و چنین رفتاری در عصر ارتباطات یعنی حرکت با سرعت نور به سمت پرتگاه و هبوط‏‏.‏

Comments are closed.