• print
یادداشت – چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۴

سوگنامه ای برای شهدای غواص

محمد عسلی

ای نسل پیشتاز که آزرم و غرورتان را آبهای خروشان اروند تاب نیاورد و دشمن تمامی باورش را در ترازوی خیانت گذاشت تا به بهای پذیرش وابستگی اش کشتار بیرحمانه شما را رقم زند. بدانید که گر چه کربلای ۴ در نیمه راه بدان مقام نرسید، اما اینک تمامی کربلاها در دستهای شماست و میراث شماست که توانسته دشمنان جدید از جنس فریب و نیرنگ را در مرزهای دور و دورتر زمینگیر کند.

ای قهرمانان مظلوم که اراده پولادینتان غرور اروند را در هم شکست و حماسه های بی پایان را زمزمه زندگی مردان و زنان این مرز و بوم کرد. بدانید که گر چه خیانتکاران داخلی تحمل باورتان را تاب نیاوردند و زمان حمله را با خیانتی آشکار به دشمن حوالت دادند، اما سرسپردگان کج پندار اینک در سرپنجه شاهین ایمان شما خانه نشین شده و در غربت به دریوزگی افتاده اند. و امروز که از پس سالها رنج و انتظار به بام میهن قدم گذاشتهاید ملت سلحشور و بزرگوار ایران قهرمان، شادی هایش را به امنیتی مثال زدنی پیوند زده که رهاورد روح آزاده و نشانهای از اراده غرورآفرینتان است. هر چند پدران، مادران، همسران، برادران و خواهرانتان و تمامی مردمی که پشتوانه باورتان هستند در غم هجران شما سوگوارند؛ اما این سوگواری نه به جهت شهادتی است که برای رسیدن به آن از یکدیگر سبقت گرفتید، بل به خاطر فقدان حضورتان در کارزاری است که دشمنان سالهاست بر ما تحمیل کرده اند.

ای سینه سرخ های مهاجر که هجرت طولانیتان، جوانه های انتظار را در جسم و جان مادرانتان به درختی سرسبز و بلند تبدیل کرد بدانید که عشق را معنی نتوان کرد، جز به عشق و شما عاشقانی بودید جان بر کف که به دریا زدید نه برای دردانه که ترس تان را از نهنگها و کوسه ها کاهش دهد، بل برای پاسخ به ندایی که حیات ملتی در گرو تحقق آن بود. ای سروهای آزاد بلند قامت ایران، بسیجیان گمنام، سربازان بی ادعای خلق، سرداران بی سر حماسه و جنگ بدانید که این خون به ناحق ریخته شما هر قطره اش نیروی محرکه ای است در رگهای مردم ما و تمامی آزادگانی که برای صیانت از عقیده و باور اسلامی شان سینه را مقابل توپ و تانکهای دشمنان سپر میکنند. و بدانید شما که رفتید کاری حسینی کردید و آنان که مانده اند زینب گونه پیام شما را آویزه گوش مردان فردا میکنند، آنچنان که مردان امروز در صف واحد برای یاری برادران دینی شما از مرزها فراتر رفتهاند و به دنبال دشمنانی که از مرزهای ما به دورتر مرزها عقبنشینی کردهاند در جهاد و مبارزه اند.

 ای پاکهای پاک کننده و ای پاک کننده ناپاکیها، به آب طاهری میمانید با دل دریاییتان که عشق به زندگی پاک را در دل مسلمین زنده میکنید و به هر زمان که یکی از شما در فراز دستهای انتظار به سوی بهشت میرود، جوانه امید یکی پس از دیگری شکوفا میشوند و باران چشمهای باز بهاری پرطراوت را نوید میدهد که میوه های ایمان را به باور مینشاند. هان ای عزیزان برآمده از اعتقاد و ای موحدین عابد بزرگوار هر چند شما را آرامشی از جوشش دل نیست و هنوزا هنوز شمشیر آخته از کینتان سینه دشمنان را میشکافد

بدانید که بهشت نه فقط آنجاست که از پس شهادت نصیب شماست، بل بهشتی دیگر در اینجاست که حاصل کار شماست و آن نیست جز امنیتی که آن را برای بازماندگان به جان خریدید و چه قدر گران تمام شد که اینک به هر بهای گزافی میارزد وقتی جهان در ناامنی مضاعف، کوچ ناباورانه ملتهای تحت ستم را نظاره گر است.

 ناآرام و پرجنبش باد فریادهای هشدار دهنده تان که آگاه کنندگان ترفندها و حیله های ناشناخته دشمنان بودید و بر هم زننده نقشه هایی که تمامی هویت و هستی ما را به تیرهای زهرآگین نشانه رفته بودند. دریا بودید و دریادل که باکتان از امواج خروشان نبود زیرا عشقتان ازلی بود و بی ریا و فریادتان پیام آور بیداری بود که بدینگونه آثار شهادتتان جوهره مقاومت و پایداری شد. بمانید و بماناد راه هموارتان که سرمنزل مقصود را نمایانگر است.

والسلام

Comments are closed.