• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۲ تیر ۱۳۹۶

سرمقاله
محمد عسلی
چگونه با دنیا تعامل کنیم؟
بازتاب جهانی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ تمامی معیارهای سیاسی و جامعه-شناختی تحلیلگران را به هم ریخت و علیرغم اینکه شاه ایران محمدرضا پهلوی غرب را از نفوذ کمونیسم در ایران می¬ترساند و پیوسته هشدار می¬داد که اگر حمایت نشود در ایران انقلاب کمونیستی رخ می¬دهد نه تنها چنین اتفاقی نیفتاد بلکه این مذهب ایرانیان و رهبر مذهبی آنان بود که توانست به جهانیان تفهیم کند که نیروهای مذهبی در ایران آنقدر قوی هستند که بتوانند از پس مدعیان انقلاب کمونیستی و یا لیبرالیستی برآیند.
و اما بعد:
وقتی پنج کشور غربی به تأسی از آمریکا در کنفرانس گودآلپ به این نتیجه رسیدند که دیگر شاه قابل حمایت نیست و باید حرکت انقلابی مردم ایران را بپذیرند تصور نمی¬کردند یک حکومت دینی با روش مذهبی از نوع شیعه بتواند در ایران مخالفان را سرکوب کند و دست به تحول و انقلابی بزند که از پس ۸ سال جنگ تحمیلی فرسایشی برآید، در برابر تحریم¬های کمرشکن مقاومت کند، جاسوسان آمریکایی را به مدت ۴۴۴ روز در گروگان داشته باشد، در دل امیران همسایه وابسته به حمایت غرب، رعب و وحشت اندازد و با تحمل سختی¬های بسیار در سیاست و اقتصاد جهان تأثیر بگذارد و تابوی سرمایه¬داری غرب را بشکند و در ظهور و بروز قیام و انقلاب کشورهای مسلمان تأثیرگذار باشد.
و اما بعدتر:
امروز هر کجا نام و نشانی از سیاست، جنگ و انقلاب در کشورهای اسلامی سرفصل اخبار باشد رد پای ایران را می¬توان به وضوح در آن مشاهده کرد.
ایرانی که روزی برای پرتاب یک موشک با برد ۵۰ کیلومتر در پاسخ به صدام جنگ-افروز آمادگی نداشت، امروز آمریکا، اسراییل و کشورهای عربی منطقه از برد موشک¬های چند هزار کیلومتری دقیق آن در هراسند و از اقتدار نظامی و امنیتی آن بیم دارند.
کشوری که پس از پیروزی انقلاب اسلامی از هر گوشه آن مدعیان جدایی و چندپارگی سر بر آورده بود اینک در سایه وحدت و امنیت به دوران طلایی خود می¬اندیشد. هر چند خاطیانی با سوء استفاده از سمت و رانت و پارتی¬بازی توانسته باشند همانند دشمنان انقلاب زخمی اقتصادی و بعضاً امنیتی بر شاخ و برگ این درخت تناور وارد آورند.
آری دنیا می¬داند که باید نظر خود را در باره جمهوری اسلامی ایران تغییر دهد و عملکرد ملت ایران را دوباره مرور کند.
آمریکا در یک عقب¬نشینی آشکار تن به توافقنامه بین¬المللی برجام داد و در کنار پنج کشور اقتصادمحور جهان بر آن صحه گذاشت و اگر امروز قلدرمآبی چون ترامپ که بخش عمده¬ای از مردم آمریکا به دیوانگی و جهالت او رأی داده¬اند با حرکات ایذایی و سخنان تحریک¬آمیز از برجام بد می¬گوید و نتوانسته به قولی که در تبلیغات انتخاباتی خود به مردم آمریکا داده عمل کند و برجام را پاره کند با یک قرارداد چند میلیاردی شرافت و اعتبار مردمش را معامله می¬کند تا بار دیگر ایران¬هراسی را برای همسایگان ما تقویت کند و آنها را از اقتدار ایران بترساند.
با این وصف راه تعامل با دنیا از چند طریق حاصل می¬شود که منافع ملی ما حفظ گردد.
نخست اینکه جنگ را که دشمنان به ما تحمیل کردند از داخل به خارج از مرزها ببریم و حسب اعتبار انقلابی و اسلامی¬مان از مظلوم در برابر ظالم دفاع کنیم و دست از مقابله و مبارزه با تروریسم نکشیم زیرا تا زمانی که خارج از مرزهایمان با تروریسم می¬جنگیم خیالمان از امنیت داخلی راحت است.
دو دیگر آنکه با جذب سرمایه¬گذاری خارجی و حمایت از سرمایه¬گذاری¬های داخلی به اقتصاد ناتوان و بیمار خود سر و سامان دهیم و راه فرار ارزبران و سرمایه¬داران را ببندیم و راهکار و تسهیلاتی فراهم کنیم که رغبت و اشتیاق برای سرمایه¬گذاری در کشور عزیزمان را قوت بخشیم.
صنعت توریسم را که کشورمان بالقوه آمادگی رونق بخشیدن به آن دارد از بند و بست-ها و اعمال سلیقه¬های شخصی و محفلی و حتی جناحی برهانیم و علیرغم جو ایران¬هراسی در عمل نشان دهیم که تبلیغات سوء چند دهه دشمنان دروغی بیش نیست.
چماق حقوق بشر را با تدبیر و اصلاح در بعضی قوانین قضایی از دست دشمنان بگیریم و حقوق بشر اسلامی را که بواقع بر حقوق بشر غربی برتری دارد بدون اعمال سلیقه¬های من در آوردی و بدون حاشیه عملی سازیم و آن حریت واقعی و آزادی مطمح نظر اسلام را که همان رسیدن به کمال و کرامت انسانی است به نمایش گذاریم و رحمت و لطف اسلامی را بر خشونت و پرخاشگری ترجیح دهیم. زیرا آنچه امروز دنیا را به سمت ما توجه داده است نخست نیروی انقلابی مذهبی ماست که به انقلابی شکوهمند انجامید و دوم وحدت ما که در بین کشورهای همسایه زبانزد است و درسی است برای مردمان در بند جنگ و ستم زورمداران و کشورهای استعماری که متأسفانه در افغانستان، عراق، سوریه، یمن، ترکیه و امثالهم ترکتازی می¬کنند.
داشته¬های ما که ذخایر انقلابند شهداء و خانواده¬های آنانند که ضامن حفظ تمامیت ارضی و امنیت مرزهای ما بوده و هستند. حرمت آنان را پاس داریم و عشق به زندگی سالم را با حمایت مادی و معنوی برای آنان نهادینه کنیم.
و اما بعد از بعدتر:
دنیای امروز دنیای سیاست و اقتصاد و تنازع بقاست؛ دنیایی با جمعیت چهار برابر ۶۰ سال قبل، دنیای کم¬آبی و خشکسالی، دنیای باج¬دهی و باج¬خواهی، دنیای بریده از خدا و چسبیده به ناخدا.
ناخدایانی که جز اندیشه منافع خود در مسیری که پیش رو دارند راه دیگری را در تصور و مخیله¬شان ترسیم نمی¬کنند.
دنیای جنگ و خونریزی و بی¬رحمی و کشتار و دنیایی با نگرش مادی را پیش رو داریم. نه می¬توانیم از جنگ برای دفاع فرار کنیم و نه خواهان جنگی هستیم که در آن بی¬گناهان و غیرنظامیان فدا شوند.
تصمیمات سیاسی سخت و معمولاً بدفرجام است؛ انسان¬های تصمیم گیرنده گاه به رباط¬هایی ماننده¬اند که از برون¬دادها فرمان می¬گیرند و سالیانی است احساسات و انسانیت را از خود رانده¬اند و خرد خود را در زیاده¬خواهی¬ها صرف می¬کنند.
هیچ کشوری دوست کشور دیگر نیست؛ دوستی¬ها با یک تغییر و در خط مشی سیاسی رنگ می¬بازند. آنکه قدرتمندتر است از دشمن دوست می¬سازد و آنکه ضعیف¬تر است از دوستانش دشمن تولید می¬کند.
باید قوی شد و با قدرت در تعامل با دنیا اهداف را پیش برد. موشک¬ها مانع تعامل ما با دنیا نیستند؛ آنها وسیله دفاعی ما هستند و اگر دشمنان انگشت شماتت به سوی آنها دارند از آن هراس دارند.
این هراس لازمه پیشگیری از جنگ است و نه عامل جنگ. اگر در دوران جنگ تحمیلی ایران از چنین اقتدار نظامی برخوردار بود صدام حتی جرأت شلیک یک گلوله را به سمت ایران به خود نمی¬داد. پس برای داشته¬هایمان ارزش قائل شویم و در برابر تحریکات دشمنان آسیب¬پذیر نباشیم.
والسلام

Comments are closed.