• print
سرمقاله “محمد عسلی ” ۱۲ مرداد ۱۳۹۶

سرمقاله
محمد عسلی
از سرقت ادبی تا کپی¬برداری از مقالات تحقیقی
یکی از راهکارهای ارتقای سطح دانش معلمان امتیاز دادن به مقالات علمی و آموزشی و تحقیقاتی است که چند سالی است آموزگاران و معلمان برای کسب رتبه و امتیاز بیشتر به آن تن داده¬اند که ابتکار خوبی برای وادار نمودن معلمان به مطالعه آزاد و تحقیقات در زمینه¬های آموزشی، تربیتی و علمی است.
اما متأسفانه اخیراً شاهدیم تعداد قابل توجهی از مطالب ارسالی برای چاپ در روزنامه¬های محلی از طرف معلمان کپی¬برداری از مطالب دیگران است که بعضاً بدون هیچگونه تغییراتی به نام آنها چاپ می¬شوند در حالی که هیچ دخالتی در تهیه آن نداشته¬اند.
مسئولان آموزش و پرورش هم به صرف آنکه این مطالب در روزنامه به چاپ می¬رسند برای آنها امتیاز قائل می¬شوند هر چند می¬دانند این مطالب توسط آنها قلمی نشده و یا برای تهیه آن زحمتی نکشیده¬اند.
این روند که نوعی خودفریبی است هیچ توجیه اخلاقی ندارد و آموزش و پرورش را به اهداف مورد نظر نمی¬رساند و بعضی روزنامه¬ها هم زحمت آن را به خود نمی¬دهند که تحقیق کنند و صحت و سقم مطالب را پیگیر باشند.
و اما بعد:
آنچه آموزش و پرورش امروز ما را با مخاطرات عدیده و ناکارآمدی مواجه کرده است برنامه¬ریزی¬های هدفمندی است که نیاز به بازنگری دارد.
هدف اولیه آموزش و تربیت برای ایران امروز آماده¬سازی و تربیت نسلی است که بتواند پاسخگوی نیازهای جامعه و خود باشد و انسانی وارسته و شرافتمند بار آید.
با روند کنونی که ره¬آورد آموزش، انباشت حافظه از مطالبی است که بعد از فراغت از تحصیل کاربرد چندانی ندارد آن هم به روش معلم¬محوری که مجال اظهار نظر و ابراز وجود را به دانش¬آموزان و دانشجویان نمی¬دهد در آینده با خیل بیکاران بیشتری مواجه خواهیم شد زیرا تب مدرک¬گرایی به هر قیمت حتی به صورت تقلبی که همه ساله شاهدیم عده¬ای از خلافکاران دستگیر و مجازات می¬شوند از یک سو و از دیگر سوی بالا رفتن سطح توقعات که ناشی از آسان¬خواهی و آسان¬خوانی است باعث شده آموزش و پرورش حتی به اهداف از پیش تعیین شده هم نرسد.
به عنوان مثال وقتی صاحب¬نظران آموزش و پرورش به این نتیجه رسیدند که می¬باید برای حرفه¬ها و پیشه¬های مختلف کارگر ماهر و نیمه¬ماهر هم تربیت کنند بعد از پیروزی انقلاب اسلامی طرح¬کاد را پیشنهاد دادند که چند سالی بیش در برنامه¬های هفتگی مدارس دوام نیاورد زیرا امکانات و تجهیزات لازم برای تحقق اهداف آن فراهم نبود و تالی فاسد هم پیدا کرد.
طرح دوره راهنمایی هم که رونویسی مخدوش از طرح آموزش و پرورش فرانسه بود و در زمان وزارت خانم فرخ¬رو پارسا ابلاغ شد پس از ۴۴ سال به خاک سپرده شد و دوباره همان شش ساله اول ابتدایی و شش ساله دوم دبیرستانی احیا شد و ما به عقب برگشتیم هر چند دوره راهنمایی هم به اهداف خود نرسید.
و اما بعدتر:
از اینکه در برنامه هفتگی آموزگاران و دبیران می¬باید ساعاتی برای فراغت و تحصیل مطالب آزاد و مطالعه مستمر منظور شود یک ضرورت است اما متأسفانه هم آموزگاران و هم دبیران به علت عدم تأمین نیازمندی¬های مادی و مالی خود با این حقوق ناچیز قادر نیستند پاسخگوی هزینه¬ها باشند نه فقط تمامی ساعات هفتگی را به تدریس مشغول می¬شوند بلکه بعضاً تسلیم کارهای دیگری هم می¬شوند که حتی با معلمی و دبیری هیچ سنخیتی ندارد. از این رو شأن معلمان برای دانش¬آموزان هم زیر سؤال می¬رود و در آینده کمتر شاهد خواهیم بود که انتخاب اول یا دوم فارغ¬التحصیلان دانشگاهی شغل شریف معلمی باشد هر چند به مشاغل دلخواه دیگر هم دستری پیدا نکنند.
با این وصف چگونه انتظار داریم معلمان تن به مطالعه آزاد دهند و حاصل مطالعات آنان مقالات و یا تحقیقاتی باشد که در روزنامه¬ها چاپ می¬شود.
بهترین راه و روش آشنایی معلمان به کارهای تحقیقاتی نخست آشنا کردن آنان به روش-های تحقیق است و تشویق کسانی که دستی به قلم دارند برای انعکاس تجارب آموزشی و تربیتی خود.
حتی اگر سعی شود به آنان تفهیم شود که سرگذشت خود را قلمی کنند بهتر است تا آنکه برای یک امتیاز ناقابل دست به سرقت ادبی و یا علمی بزنند و یا کپی¬برداری از مطالب دیگران را نوعی زرنگی تلقی نمایند.
و مهم¬تر آنکه کارشناسان ارزیاب ¬باید مطالب و نوشته¬های ارائه شده را بررسی و صحت و سقم آنها را تعیین نمایند سپس مبادرت به امتیاز دادن کنند و اما یک سؤال در اذهان من و امثال من باقی می¬ماند و آن اینکه از زیر دست چنین کسانی چه میوه رسیده و قابل استفاده¬ای بیرون می¬آید.
که به قول سنایی:
چو علم آموختی از حرص آنگه ترس کاندر شب
چو دزدی با چراغ آید گزیده¬تر برد کالا

  • پنج شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶
  • PDF

Comments are closed.