سرمقاله
اسماعیل عسلی
خبرنگاری هنر است
در دنیای کنونی که هر کسی می تواند با بهره گیری از امکانات پیشرفته ارتباطی نقش منبع خبر را صرف نظر از صحت و سقم آن ایفا کند، دیده شدن و شکار مخاطب کار بسیار دشواری است و در گذشته دشوارتر بود. نقل می کنند که حدود ۴۵ سال پیش زمانی که یکی از بازیگران مشهور سینمای ایران به دلیل صدور چک بی محل از سوی مأمور پلیس در یک کاباره دستگیر می شود، یکی از افراد عادی که ظاهراً برای گذران وقت و عیش و نوش در آن کاباره حاضر بوده از این موقعیت استفاده کرده و خود را به آن بازیگر مشهور می چسباند و محکم دست او را می گیرد و به مأمور پلیس می گوید: سرکار من و ایشان را کجا می برید و مأمور پلیس که متوجه سوء استفاده آن شخص از این موقعیت برای مطرح کردن خودش شده می گوید: ما با تو کاری نداریم و تو را هم نمی شناسیم اما این آقا باید با ما بیاید! این واقعه را از آن رو مورد اشاره قرار دادم تا خوانندگان برخی لوس بازی ها را که صرفاً با هدف مطرح شدن با قرار گرفتن در کنار آدم های مشهور صورت می گیرد درک کنند! بگذریم!
در این دنیا هیچ کس نیست که تمایلی برای دیده شدن نداشته باشد. اصولاً آدم ها همواره تشنه ی متمایز شدن و معرفی خود به دیگران هستند. اما این کار برای افراد عادی چندان ساده نیست چرا که آدم های عادی دیده نمی شوند همانگونه که ستاره ها در روز قابل رؤیت نیستند! از این رو برای دیده شدن شما ناگزیر باید جزو بهترین ها باشی. طبیعتاً اهل هنر بودن، دانش ورزی، جلوه گری در عرصه های ورزشی، کارآفرینی، ابتکار، ماجراجویی، قدرت کلام، بازیگری در عرصه ی قدرت، ثروت اندوزی و انجام کارهای خارق العاده و… همه و همه موجب می شود که آدم ها دیده شوند. اما کسانی هم هستند که در این میان نقش واسطه را ایفا می کنند و نقش غیر قابل تردیدی در مطرح کردن چهره ها دارند. این واسطه ها همان خبرنگاران هستند.
بی گمان نقش خبرنگاران در مطرح کردن شایسته ی افراد حائز اهمیت است. البته خبرنگاران در جامعه ی در حال گذار ما از آزادی عمل آنچنانی هم برخودار نیستند و در مواردی حتی ناگزیر هستند در چارچوب مناسبات رایج اطلاع رسانی کنند، چرا که در غیر این صورت با وجود فیلترهایی که وجود دارد و دروازه بانی هایی که برای خبر صورت می گیرد، حتی اگر در راستای انعکاس واقعیت محض هم تلاش کنند، صدایشان به جایی نمی رسد. از این رو چه بسا عناوین و القابی که به اول و آخر نام برخی شخصیت ها اضافه می شود که حق آنها نیست و چه بسا افراد قابلی که در گمنامی بسر می برند و علیرغم شایستگی برای مطرح شدن نامی از آنها برده نمی شود!
در برخی از جوامع کسانی پیدا می شوند که برای مطرح شدن به رفتارهای غیرمتعارف روی می آورند. از نحوه ی لباس پوشیدن گرفته تا خورد و خوراک و نوع پیشه و رفتار، همه و همه دستاویز چنین کسانی برای ثبت نامشان در کتاب رکوردها قرار می گیرد. منظور این که بازار دیده شدن گرم است نه تنها در ایران بلکه در جای جای جهان اما فارغ از این حواشی باید اذعان داشت که خبررسانی، تولید خبر، تهیه گزارش، مصاحبه، عکس و تمامی کارهایی که در چارچوب وظایف یک خبرنگار می گنجد هر چند از یک منظر با مطرح شدن افراد، طرح ها و پروژه ها و دیدگاه ها همراه است اما شرط مطلوبیت آن این است که به توسعه ی فرهنگی و سیاسی و اقتصادی جامعه بیانجامد. اینجاست که پای تعهد و احساس مسئولیت خبرنگار به میان کشیده می شود و تنویر افکار عمومی مفهوم پیدا می کند و اینجاست که خبرنگار به معنای دقیق کلمه نمود پیدا می کند.
اینجاست که اگر خبرنگاران و اصحاب رسانه به دنبال بسترمناسب برای انجام تعهدات خود نسبت به مردم هستند و برخی محدودیت های غیر قانونی را بر نمی تابند نباید به آنها خرده گرفت چرا که ابزار خبرنگاری تنها قلم و کاغذ و قدرت نگارش و ذهن خلاق برای پردازش و ویرایش جملات نیست بلکه فضای عمومی حاکم بر محیط کار نقش اول را در ارتقای کیفیت کار خبرنگاران ایفا می کند. خبرنگار در دفاع از فلسفه ی وجودی خود به دنبال آزادی قلم و بیان است نه برای جولان دادن و پیگیری منافع شخصی چرا که اگر یک خبرنگار به دنبال منافع شخصی باشد به هر شرایطی تن می دهد و خبر را به گونه ای تنظیم می کند که از این رهگذر گلیم خود را از آب بیرون بکشد. خبرنگار به دنبال آزادی قلم و بیان است ولی این آزادی را در خدمت به مردم به کار می گیرد حتی اگر خودش در تنگنا باشد روشن کردن ذهن مردم و راهی که پیش پای مردم است برایش در اولویت است.
همان گونه که هیچ موجود زنده ای بدون آب نمی تواند نشو و نما داشته باشد، رسانه و خبرنگار نیز به عنوان چشم بینا و گوش شنوای مردم و مسئولین نمی تواند بدون آزادی و فارغ از رودربایستی هایی که سر در آبشخور برخی ملاحظات دست و پا گیر دارد، انجام وظیفه کند. لذا تمامی مسئولینی که به دنبال ایجاد بستر مناسب برای خبرنگاران هستند در واقع به شفاف سازی فضا کمک می کنند. ناگفته پیداست که بسیاری از مفاسد و تخلفات و خطاهایی که در فضای غبارآلود رخ می دهد به دلیل عدم شفافیت و معذوریت رسانه ها برای میدانداری در عرصه ی اطلاع رسانی است.
شاید برخی تصور کنند که این مشکل با تنوع رسانه ها و شمارگان آنها قابل رفع باشد در حالی که این گونه نیست. لذا هرچند صدور مجوز برای فعالیت نشریات گوناگون می تواند ایجاد فرصت کند اما اگر شاهد انسداد در مجاری اطلاع رسانی و عدم دسترسی به اطلاعات آزاد باشیم حتی وجود چندین روزنامه در استانی مانند فارس نیز راهگشا نیست. اساساً یکی از دلایل میدان داری فضای مجازی خلأ ناشی از عدم شفافیت فضا در رسانه های رسمی و قانونی است. اگر رسانه ها حرفی برای گفتن نداشته باشند، مخاطب هم نخواهند داشت و این مشکل را باید به طریقی دیگر حل کرد نه صرفاً با پرشمار کردن نشریات.
یکی از مسابقه های رایج در جهان کنونی مسابقه ی خبررسانی است. ما اگر صد هزار دونده را هم در یک مسابقه شرکت دهیم اما هیچکدام نتوانند به خط پایان برسند، برنده ای نخواهیم داشت و کار بزرگی نکرده ایم.
هنر دیده شدن از هنرهای ناشناخته است. در همین مجلس شورای اسلامی خودمان هر نماینده ای سعی در نشان دادن خودش دارد چرا که می خواهد حضور خود را در این مجلس مفید جلوه دهد. اما اگر به شیوه هایی که هر نماینده برای دیده شدن به کار می گیرد دقت کنیم متوجه می شویم که بعضی از آنها به هر بهایی در صدد دیده شدن هستند حتی اگر به قیمت آبروی آنها تمام شود.
هنر خبرنگار در نشان دادن دیگران بروز و ظهور پیدا می کند. یک خبرنگار در طول مدت فعالیتش خیلی ها را بزرگ کرده و در حذف برخی ایفای نقش می کند. اهمیت بزرگ و کوچک شدن آدم ها را باید در نقش آنها برای خدمت به مردم جستجو کرد.
این همه دکترای قلابی و عناوین بی حساب و کتاب آدم را دچار شگفتی می کند وقتی یک نفر می بیند که مملکت با وجود این همه دکتر و دانشمند و متفکر و علامه و فیلسوف و همه چیز دان به این روز افتاده است در اعتبار و ارزش چنین عناوینی شک می کند و حق هم دارد. یک خبرنگار زیرک حتی در بکارگیری عناوین باید وسواس به خرج دهد. این عناوین که اغلب برای گرفتن پست و حقوق بالا سرهم بندی شده هم اکنون به یک معضل بزرگ تبدیل شده و به پای همه پیچیده است!
خلاصه ی کلام این که با شفاف شدن فضای رسانه ای و مطبوعاتی نه تنها مشکل این همه مدرک قلابی بلکه خیلی از مشکلات کشور حل خواهد شد و آن روز که فرا رسید معلوم خواهد شد که خبرنگاری هنر است.
- چهارشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی ” ۱۸ مرداد ۱۳۹۶