سرمقاله
اسماعیل عسلی
غرض نقشی ست کز ما باز ماند
افتتاح ده ها پروژه ی کلیدی اعم از فاز یک خط قطار شهری و فاز ۲ که تنها افتتاح آن باقی مانده، پل های مواصلاتی، زیرگذرها و روگذرها، پیاده راه ها، مسیرهای اختصاصی برای دوچرخه، تونل دوقلوی کوهسار، بام سبز شیراز، منضم شدن برخی از باغات به فضای سبز و نصب المان های مرتبط با هویت شهر شیراز ظرف چند سال گذشته سیمای این شهر را به کلی تغییر داد و ضمن افزایش چشمداشت مردم از شهرداری، کار شهردار بعدی را دشوار کرد. با این روند مردم انتظار دارند که در فصول چهارگانه شاهد افتتاح پروژه هایی مرتبط با اقتضائات هر فصل باشند و همچنین با توجه به تجربیات کسب شده توسط پیمانکاران و شرکت های درگیر پروژه قطار شهری، انتظار می رود که خط شمال به جنوب قطار شهری با سرعت بیشتری به سامان برسد که البته با توجه به ملی بودن بخشی از بودجه آن، نیازمند پیگیری های مجدانه از طرف شورای پنجم و تعامل آنها با نمایندگان مجلس و مسئولین کشوری است. دشواری کار شهردار بعدی از جهات گوناگون قابل تأمل است. یکی این که نحوه ی تعامل شهرداری شیراز با پیمانکاران تاکنون به گونه ای بوده که پیمانکاران همواره طلبکار شهرداری بوده اند و در عین حال شاهد توقف آنچنانی در روند پروژه ها نبوده ایم. در ثانی احداث روگذرها و زیرگذرها در برخی از نقاط شهر به حد اشباع رسیده و شورای پنجم ناگزیر باید هم و غم خود را بیشتر مصروف حاشیه ی شهر کند و پس از ساماندهی به مناطق پیرامونی جاده ی کمربندی، در خصوص تکمیل فضای سبزی که باید شیراز را از سمت جنوب دربرگیرد وارد عمل شود.
با توجه به سیاست های کلی که دولت نیز با عنایت خاصی آن را دنبال می کند بحث ساماندهی بافت قدیمی یکی از برنامه های محوری شورای پنجم خواهد بود، چرا که با ورود جدی شهرداری، اوقاف و میراث فرهنگی و آستانه ی احمدی و محمدی به موضوع ساماندهی بافت قدیم و تاریخی، کارهای انجام نشده ی زیادی به چشم خواهد آمد که در بادی امر هزینه بری بالایی دارد و همین امر ایجاب می کند که شورای شهر به دنبال تعریف ساز و کار جدیدی برای دریافت عوارض از شهروندان باشد؛ هم اکنون با چاپ اطلاعیه مربوط به تملک بخش قابل توجهی از خانه ها و ابنیه ی واقع شده در بخش شرقی حرم احمدی و محمدی در راستای توسعه حرم، به نظر می رسد که به زودی اداره کل راه و شهرسازی آغازگر پروژه ی بزرگی باشد که تداوم آن در گرو موفقیت این اداره در اجرای مطلوب آن است از سویی دیگر با روند کنونی، شهروندان برای پرداخت عوارض به شهرداری قید زمانی ندارند و ساخت و سازها نیز در حدی نیست که شهرداری بتواند روی درآمدهای ناشی از صدور پروانه و سایر درآمدهای جنبی آن حساب باز کند طبیعتاً با این روند شهرداری حتی قادر به پرداخت بدهی های خود به پیمانکاران نیز نخواهد بود و شورای پنجم ناگزیر باید ترتیبی اتخاذ کند که بتواند شهروندان را به پرداخت بموقع عوارض ترغیب نماید و ادارات دولتی نیز ملزم به پرداخت بدهی خود به شهرداری شوند.
بی تردید اگر به دنبال آغاز به کار شورای پنجم شاهد نقل و انتقالات و تودیع و معارفه ی شهرداران جدید در مناطق نیز باشیم حداقل در شش ماهه اول شاهد کندی روند امور در بحث ساخت و ساز و مستحدثات شهری خواهیم بود، از این رو به نظر می رسد اگر ترتیبی اتخاذ شود که شهرداران مناطق قادر به ارائه ی دیدگاه های مشورتی باشند و دچار سیاست زدگی در جانمایی افراد نباشیم بتوان به سرعت کارها افزود.
پر واضح است که با توجه به سیاست های فرهنگی شورای پنجم، معاونت فرهنگی نیز دستخوش تغییراتی خواهد شد که هماهنگی تمامی مناطق با سیاست هایی از این دست، ناگزیر به نظر می رسد.در همین راستا ساز و کاری که در بحث نهادینه سازی فرهنگ شهروندی مطمح نظر قرار می گیرد نیز روی نحوه ی تعامل معاونت فرهنگی شهرداری با رسانه ها تأثیر خواهد گذاشت. شاید رویکرد فرهنگی سمت داری که جناح حاکم بر شورای شهر در جریان تبلیغاتی انتخاباتی از خود بروز داده موجب گردد که شاهد فعل و انفعالاتی متفاوت در نحوه ی هزینه کرد های فرهنگی باشیم اما در عین حال نباید از نظر دور داشت که شهرداری ها با توجه به عدم اتکا به بودجه دولتی در بحث اداره ی امور شهر، از ابتدای انقلاب تاکنون وظایفی سنتی را بر عهده داشته اند که مخصوصاً در جریان اوج گیری تحریم ها و تنگدستی دولت به یاری برخی نهادها آمده و از تعطیل شدن بسیاری از برنامه های تأثیرگذار و در عین حال پرهزینه فرهنگی جلوگیری کرده است. لذا بعید به نظر می رسد که معاونت فرهنگی شهرداری بتواند از زیر بار مسئولیت هایی از این دست شانه خالی کند. در همین حال نزدیکی بیش از پیش برخی نهادهای فرهنگی دولتی در هدف گذاری ها به معاونت فرهنگی شهرداری دور از انتظار نیست!
باید اذعان داشت که تعدد دلمشغولی های شهرداری به عنوان پرمخاطب ترین نهاد شهری ایجاب می کند که در راس واحدهای فنی و تخصصی آن، افرادی تحصیلکرده و باتجربه قرار داشته باشند، لذا چنین ساختاری با تغییر و تحولات همه جانبه متأثر از نوسانات سیاسی همخوانی ندارد چرا که بدنه ی کارشناسی شهرداری ها باید همواره قوی باشد و افراد تکنوکرات که صرفاً با هدف بهره گیری از تخصص و تجربه در مناصب گوناگون جایگیر شده اند نباید در تیررس تغییرات ناشی از ترکیب و سمت و سوی فکری متفاوت اعضای شورای شهر قرار گیرند. هر چند تغییر شهردار در جریان چنین آمد و شدهایی امری طبیعی است به هر حال، تغییر شهردار نماد و نشانه ی تغییر در ترکیب شورای شهر است و از آن گریزی نیست. هر چند متقاعد کردن جایگزین برای شهرداری که نامش با بسیاری از پروژه های چشم نواز شهر گره خورده، با چالش هایی همراه است که شرط آن هماهنگی بالای شورای شهر با شهردار آتی است. شاید کسانی عنوان کنند که عملکرد شهردار بر مصوبات، رایزنی ها و گشایش های بودجه ای شورای شهر متکی بوده اما با همه ی این تفاصیل بر اساس یک رویه ی جا افتاده از منظر افکار عمومی همه چیز به نام شهردار تمام می شود. به هر تقدیر امید می رود که شهردار جدید شیراز در پایان زمان تصدی این مسئولیت حساس و پر دغدغه، نام خود را بر سنگ نبشته های نصب شده در ورودی پروژه های اسم و رسم دار حک کند و بر این باور باشد که:
غرض نقشی است کز ما بازماند
که دنیا را نمی بینم بقایی
بیگمان با سابقهای که از آقای معافیان به عنوان شهردار جدید شیراز سراغ داریم با توجه به خاستگاه فرهنگی وی به نظر میرسد که تحقق بخشیدن به بسیاری از ایدههای تأثیرگذار و چشمنواز که دورنمایی فراخور یک شهر توریستی را برای شیراز ترسیم میکند دور از دسترس نباشد.
- یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۹ مرداد ۱۳۹۶