سرمقاله
محمد عسلی
از اسلام چه خبر؟
وقتی انقلاب اسلامی ایران پیروز شد؛ جهان با شگفتی اسلام سیاسی را باور کرد مثل یک سونامی عظیم که مرزها را درنوردید. کمونیسم و لیبرالیسم دو بازوی امید رجال سیاسی داخل و خارج آنچنان ناکارآمد شدند که زمینه¬های ظهور و بروز انقلاب کمونیستی و یا ماتریالیستی را در محاق برد و معیارهای سیاسی و عقیدتی را ناباورانه به انزوا کشاند تا آنجا که احسان طبری برجسته¬ترین تئوریسین و تحلیلگر ماتریالیستی را از کج¬راهه بازگرداند و اعترافات خود را در کتابی به همین نام قلمی کرد و ترجیح داد در زندان اوین بماند تا بمیرد.
در چنین شرایطی بود که وقتی آمریکایی¬ها از تغییر ذائقه ایرانیان در پذیرش انقلاب اسلامی ناامید شدند و کمونیست¬ها هم از ناکامی حزب توده در تشکیل حکومت بعد از شاه مأیوس گشتند؛ دولتمردان انقلاب اسلامی به ناچار در دو جبهه جنگ ایدئولوژیک تمام¬عیار نه فقط به دفاع پرداختند؛ بلکه هر آنچه از انقلاب با نام اسلام و شعائر اسلامی حاصل شده بود را به رخ کشیدند و انقلاب خود را به جامعه جهانی باوراندند.
وقتی می¬گوییم آمریکا، صرفاً سخن از یک کشور امپریالیستی سرمایه¬دار و قلدر و زورمند نظامی و تبلیغاتی نگفته¬ایم بلکه سخن از یک فرهنگ سیاسی عظیم است که همانند ستاره دنباله¬دار، عقبه وسیعی از کشورهای غربی و تمایلات سیاسی و اقتصادی اقمار و وابستگان آمریکا و سیاست جهانی آن را یدک می¬کشند به میان آورده¬ایم زیرا بعضی از کشورهای همسایه¬مان هم مانند عربستان، امارات، کویت، پاکستان، ترکیه و امثالهم چندان مستقل و آزاد و بدون تأسی به سیاست¬های جهانی و منطقه¬ای آمریکا نیستند.
هرچند اتحاد جماهیر شوروی زمان گورباچف هم نگاهش به انقلاب ایران پذیرش یک انقلاب مذهبی و دینی نبود و به حزب توده، چریک¬های فدایی با افکار ماتریالیستی، حزب رنجبران، اتحادیه کمونیست¬های ایران و نیز گروهک¬ها و احزاب چپ امیدوارانه توجه داشت که مثال آن را می¬توان از حجم کتاب¬های تخلیه شده از تریلی¬های کنار پیاده¬رو خیابان انقلاب روبه¬روی دانشگاه آورد که مجانی بین دانشجویان و عابران تقسیم می¬شد و یا بهای آنها آنقدر ارزان و کم¬سابقه می¬نمود که بسیاری را به سمت و سوی خود جلب می¬کرد بدون آنکه بدانند در آنها چه نوشته شده است.
و اما بعد:
نیروی عظیم مردمی انقلاب اسلامی پشتوانه¬ای می¬نمود که به هر طوفان سیاسی و نیرنگ¬های خارجی با امواج کوه¬پیکر مقابله می¬کرد.
این نیرو که از پشتوانه دینی و مذهبی مسلمانی برخوردار بود وقتی در مقابل خطرات و موانع سیاسی و اقتصادی و جنگ تبلیغاتی دشمنان آرام نداشت و همه را پس می¬زد هدف تیرهای تحریف و اسلام¬ستیزی قرار گرفت تا مردم انقلابی ما را از درون تهی کنند و هویت دینی و ملی آنان را خنثی نمایند.
اهرم¬های اقتصادی، تحریم، تهدید و جنگ را وسیله فشار قرار دادند و خسارات زیادی را به کشور، ملت و دولتمردان و نیروهای کارآمد ما تحمیل نمودند. اما انقلاب اسلامی راه خود را باز کرده بود و پیش می¬رفت و گاه انقلابیون را هم با خود می¬برد و هر ناباوری را در خود هضم می¬نمود.
دشمنان انقلاب ایران که در رأس آنها آمریکا قرار دارد علاوه بر اسلام¬هراسی، ایران-هراسی را هم شبانه¬روز در بوق¬های تبلیغاتی خود فریاد کردند.
بهانه ایران¬هراسی دیگر انقلاب اسلامی نبود بلکه فناوری¬های هسته¬ای بود که حاصل دستاوردهای دانشمندان جوان ماست که علاوه بر قدرت استراتژیک علمی می¬توانست وسیله دفاعی هم باشد.
بالاخره در زورآزمایی دیپلماتیک برجام توسط دیپلمات¬های کارکشته ما به ۱+۵ که آمریکا هم در آن قرار داشت تحمیل شد.
تا بدانجا که کشورهای متخاصمی که به دنبال تغییر رژیم در ایران بودند و هزینه¬های گزافی در طول سالیان برای این هدف صرف کردند پذیرفتند دست از مجادله بردارند و سر میز مذاکره بنشینند و برجام را امضاء و تأیید نمایند.
با انتخابات اخیر ریاست جمهوری آمریکا که ترامپ ناباورانه و به قوه ثروت و نفوذ پول توانست از سد انتخابات بگذرد و سکان ریاست جمهوری آمریکا را به دست گیرد به مخالفت با برجام برخاست. تحریم¬هایی چند را به هر زمان برقرار نمود و حتی دم از گزینه نظامی زد و فی-الحال هم بر این باور و گفته پای می¬ فشارد.
و اما بعدتر:
ایران اسلامی امروز با اقتدار سیاسی، نظامی و اصلاح موازین اقتصادی، امنیت کم¬نظیر خود را تجربه می¬کند و درخت انقلاب اسلامی تنومندتر از همیشه با کرم¬های ریشه می¬جنگد و آنها را از خود دور می¬کند.
اما حوادث سیاسی همانند حوادث طبیعی پیوسته باردار مخاطراتی است که نباید از آنها غافل ماند.
متأسفانه امروز اسلام در افکار عمومی جهان توسط توطئه¬گران قربانی تعصبات مذهبی، قومی، خرافه¬پرستی و بی¬تدبیری و نالایقی سردمداران بعضی کشورهای اسلامی شده است تا بدانجا که دشمنان اسلام و مسلمان¬ها در کشورهای ثروتمند و صاحب نامی چونان عراق، لیبی، سوریه، یمن، مصر، ترکیه، پاکستان یا جنگ تن به تن راه انداخته یا برادرکشی¬ها را دامن زده یا پایه¬های وحدت مسلمین را هدف قرار داده و یا بر ثروت و منابع نفتی و اقتصادی آنها سلطه پیدا کرده¬اند و به نوبت کشورهای اسلامی را وارد جنگ با یکدیگر می¬کنند تا با دامن زدن به اختلافات مرزی، قومی و یا مذهبی آنها را به جان هم اندازند. اسفبارتر آنکه سردمداران کشورهای اسلامی از این توطئه¬ها به خود نمی¬آیند و مدام بر طبل جدایی و دشمنی با یکدیگر می¬کوبند.
آیا راهی جز یک تدبیر همگانی برای نجات از این سلطه¬جویی¬ها و تجاوزات آشکار متصور نیست؟
آیا نباید از انقلاب اسلامی ایران درس گرفت؟
آیا این وقایع تلخ و رویدادهایی همانند نسل¬کشی مسلمانان در میانمار برای یک وحدت همگانی کافی نیست؟
والسلام
- سه شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۱ شهریور ۱۳۹۶