• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی ” ۲ مهر ۱۳۹۶

سرمقاله
اسماعیل عسلی
هر چه هست…
از سال ۶۰ هجری تاکنون ۱۳۷۹ سال می گذرد. در این بازه ی زمانی مسلمانانی که بزرگداشت واقعه ی کربلا را برای زنده نگه داشتن یک جریان بیداری بخش و سازنده و تأثیرگذار در اشکال گوناگون برگزار کرده اند به دنبال نتایج عینی آن بوده اند. کسانی که تاریخ تحولات اجتماعی را ظرف ۱۴ قرن مورد بررسی قرار داده اند می دانند که بزرگداشت واقعه ی کربلا از ابتدا چنین شکل و شمایلی نداشته و بنای چنین یادکردی در قالب ذکر مصایبی که بر امام حسین (ع) و یارانش رفته با توجه به جو خفقان ناشی از تداوم سیطره ی بنی امیه در اجتماعات محدود و با رعایت اصل تقیه گذاشته شده است و روایتگران عمدتاً کسانی بوده اند که یا شخصاً در این ماجرا حضور داشته اند و یا این که شرح ماجرا را از افراد موثق نقل می کرده اند. ذکر این مصایب و اظهار تأسف بر آنچه در این ماجرا بر خوبان امت اسلامی رفته با هدف جلوگیری از تحریف و توجیه و انکار فجایع صورت می گرفته و منظور اصلی یادآوری ددمنشی های بنی امیه بوده است. به نحوی که برخی از ائمه حتی در اجتماعات چند نفری نیز از یادآوری این موضوع غفلت نمی کردند و اصرار داشتند که نسل های بعدی نیز در جریان این موضوع قرار گیرند. نهضت های پراکنده و خروج ها و انقلاب هایی که تحت تأثیر ماجرای کربلا و در ادامه ی آن اغلب توسط شیعیان سازماندهی می شد اگرچه به دلیل پشتیبانی های ضعیف که بعضاً سر در آبشخور برخی تردیدها در خصوص اصالت و انگیزه آن داشت راه به جایی نبرد اما در درازمدت به شکل گیری هسته های مقاومت در یمن، ایران، مصر و عراق در برابر بنی امیه انجامید و برخی مذاهب و نحله های فکری از دل آن بیرون آمدند. ناگفته نماند از آنجایی که بنی امیه در مناسبات اجتماعی و اقتصادی و سیاسی بین عرب و غیرعرب تفاوت قائل می شدند، موجب شدند که نهضت تشیع با گرایش های قومی و فرهنگ بومی ساکنان ایران و مصر و یمن پیوندی ناگزیر داشته باشد که موضوع بحث ما در این یادداشت نیست.
آنچه ما در این یادداشت به دنبال آن هستیم فلسفه ی بزرگداشت حماسه ی عاشورا توسط اهل بیت پیامبر (ص) است. اصل قضیه این است که فاجعه ای و جنایتی بزرگ اتفاق افتاده و حکام بنی امیه به دنبال توجیه و یا تحریف آن هستند و پیروان واقعی امام حسین (ع) سیاست روشنگری در این زمینه را دنبال می کنند زیرا می دانند که با روشن شدن زوایای این ماجرا موضوع عدم مشروعیت مدعیان جانشینی پیامبر بر همگان آشکار می شود و بنی امیه نمی خواستند چنین اتفاقی بیافتد. این که بعدها شکل عزاداری ها تغییر کرده و با آیین هایی در هم آمیخته که ممکن است با فلسفه ی نهضت حسینی نیز هیچگونه پیوندی نداشته باشد و چه بسا به اشکال گوناگون عزاداری آنچنان شاخ و برگ داده شده که پیام نهضت حسینی را به حاشیه برده موضوعی است که ما به دنبال طرح آن نیستیم زیرا هم اکنون نیز افرادی آگاه به دنبال اصلاح شکل و شمایل این آیین ها و چربانیدن کفه ی روشنگری در مقام تبیین نهضت حسینی هستند و دقیقاً همان روش ائمه را در سال های نخستین پس از نهضت عاشورا دنبال می کنند که با سخنرانی و نقل صحیح جزئیات این رویداد تاریخی به دنبال روشنگری بوده اند. مسأله ی اصلی در بحث بزرگداشت نهضت حسینی پیگیری آثار عینی آن بر زندگی شیعیان است. به این معنا که اگر کسی از ما بپرسد دستاورد شما پس از ۱۳ قرن عزاداری و بزرگداشت نهضت حسینی چیست ما پاسخی فراخور این پرسش داشته باشیم! که یکی از آنها نهادینه سازی عدم تحمل بیعدالتی، شایسته سالاری و حق طلبی است. دلبستگی به این معیارها در جامعه ی شیعی نشانه هایی دارد که یکی از آنها پاکی و خلوص عزاداران است. گاهی عزاداری صرفاً با هدف مشارکت در یک همایش عمومی پر جنب و جوش که انجام حرکات موزون و همخوانی و همرنگی در لباس و هم سفره شدن از شاخصه های آن است صورت می گیرد که الزاماً با روشنگری همراه نیست که اگر بود باید آثار و عوارض آن را پس از اتمام مراسم در زندگی خود و دیگران می دیدیم. البته در جریان عزاداری امام حسین (ع) شاهد اطعام فقرا، برخی اقدامات نیکوکارانه نظیر وقف اموال شخصی به نفع عموم مردم و همچنین تمرین هم افزایی و همگرایی و سازماندهی های خودجوش هستیم که ارزش معنوی و اجتماعی بالایی دارد به طوری که می توان مدعی شد سازمان روحانیت در ایران بر چنین پایه ای استوار است و در واقع این محرم و صفر است که امکان چنین سازماندهی عجیبی را برای روحانیت فراهم کرده و قادر است با محوریت بزرگداشت یک جریان تاریخی که قریب ۱۴ قرن پیش اتفاق افتاده میلیون ها نفر را در سراسر جهان به خیابان ها و مساجد و تکایا بکشاند. اما باز هم باید گفت که این پایان ماجرا نیست. وقتی ما می گوییم ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه یعنی شیعه ی واقعی کسی است که هم در دنیا و هم در آخرت از نجات یافته گان باشد به گونه ای که همگان آثار عینی این رهایی را ببینند. بی گمان برای عینیت بخشیدن به این آثار باید ببینیم در کم و کیف روشنگری در فرآیند عزاداری ها چگونه است. چون اگر در این میان ایرادی باشد به نهضت حسینی باز نمی گردد، بلکه ایراد متوجه کیفیت عزاداری است. اینجاست که محدود شیعیان واقعی امام حسین (ع) باید به دنبال آسیب شناسی آیین های عزاداری باشند تا معلوم شود اشکال در کجاست. برای درک و فهم فاصله ای که ما از امام حسین داریم باید به بررسی آمار و ارقام و شرایط عمومی زندگی خود بپردازیم و از خود بپرسیم که آیا ما واقعاً پیرو و دوستدار امام حسین هستیم و اگر نیستیم چرا و در دل خطاب به آن بزرگوار بگوییم:
هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست
ورنه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست

Comments are closed.