• print
سرمقاله ا”سماعیل عسلی” ۳ آبان ۱۳۹۶

سرمقاله
اسماعیل عسلی
حقیقت و مجاز
خبرها به سادگی آب خوردن چشم و گوش ما را می نوازند.‏ صرف نظر از این که برخی اخبار تأسف ¬بار پیرامون فضای مجازی صحت داشته باشد یا نه از آنجایی که همه کم و بیش با پیامدهای ناخوشایند گشت و گذارهای ناشیانه در فضای مجازی آشنایی داریم باید بپذیریم که جوانان ما در همسایگی مرگ زندگی می کنند.
جوانی، حال و هوای خاص خودش را دارد.‏ هیجان،‏ تکاپو،‏ جلب توجه،‏ پاسخ جویی،‏ شتابزدگی،‏ علاقمندی به تجارب جدید، میل به پیروزی،‏ غرور، قدرت نمایی،‏ کنجکاوی، ماجراجویی، آزادسازی انرژی،‏ ابراز احساسات،‏ رفیق بازی،‏ تمرین وفاداری،‏ سلطه جویی،‏ افسردگی،‏ تقلید،‏ همرنگی با جماعت،‏ جسارت به خرج دادن،‏ خوشباشی مفرط،‏ بی خیالی و عبور از خطوط قرمز و… همه و همه از نشانه های جوانی هستند.‏ یک جوان متناسب با وضعیت خانوادگی،‏ محیط،‏ کشش ذهنی و توان علمی و تحریکات خارجی می تواند انواع رفتارها را از خود بروز دهد.‏ تلفیق این رفتارها تدریجاً به شکل گیری شخصیت یک جوان می انجامد.‏ رفیق بازی برای جوانی که در یک محیط مناسب و مدیریت شده شیوه های گوناگون زندگی را تجربه می کند،‏ به توفیقات زیادی منجر می شود،‏ اما همین رفیق بازی برای جوانی که تنها در محیطی آسیب دیده و آلوده امکان تکاپو و فعالیت دارد می تواند به اعتیاد و رفتارهای پر خطر ختم شود.‏
عوامل تأثیرگذار بر آینده ی یک جوان را باید در آمیزش و تلفیق ویژگی های جوانی با محیط و امکانات و شرایط گوناگون جستجو کرد.‏ یک جوان هیجان طلب می تواند در یک محیط ورزشی سالم ارضا شود،‏ بدون این که آسیب ببیند.‏ میل به ابراز عاطفه و احساسات و تبادل محبت با جنس مخالف در فضایی عاری از وساوس شیطانی قابل تحقق است مشروط به این که عوامل برانگیزاننده و بازدارنده به اندازه ای آمرانه و تحکم آمیز نباشد که در تقابل با غرور جوانی به عصیان و سرکشی بیانجامد.‏
میل به جلب توجه و خودنمایی در محیطی که هر کسی فرصت هنرنمایی و ابراز وجود داشته باشد و جو احترام متقابل حاکم باشد کمتر به هنجارشکنی ختم می شود.‏ مدیریت غرور یک جوان تنها با مدارا امکان پذیر است.‏
وظیفه ی خانواده،‏ جامعه و مدرسه نسبت به کودکان و نوجوانان،‏ تربیت تدریجی بر اساس تأثیرگذاری با رفتار است نه امر و نهی و تنبیه.‏ پدر و مادر اگر فرزند خود را به گونه ای تربیت کرده باشند که در شرایط گوناگون به انتخاب ها دست بزند و از قدرت نه گفتن به برخی پیشنهادهای خلق الساعه برخوردار باشد،‏ ناگزیر نخواهند بود که لحظه به لحظه او را رصد کنند.
در جامعه ای که تعداد مراقب ها و امر و نهی کننده ها از تعداد الگوهای قابل تأسی بیشتر باشد،‏ اغلب جوانان به بیراهه می روند و عقده ای بار می آیند.‏ متأسفانه فقدان الگوهای زنده گاه منجر به نقب تاریخ، اسطوره سازی و داستانسرایی هایی می شود که قهرمانان آن هم به دلیل توصیفات فرا انسانی که از آنها ارائه می شود بیشتر دوست داشتنی هستند تا الگویی که بتوان پا جای پای آنها گذاشت. کودک و جوان همواره باید در معرض آموزش های غیرمستقیم باشند.‏ چه در خانواده،‏ چه در مدرسه و چه در اجتماع.‏ آموزش غیرمستقیم همان رفتار طبیعی است که از بزرگترها سر می زند.‏
هم اکنون جوانان ما چه در فضای طبیعی و حقیقی و چه در فضای مجازی در معرض خطر هستند و لحظه به لحظه پیشنهادهای خطرناکی دریافت می کنند.‏ گاه خطر یک موعظه ی ناشیانه بیش از ولگردی می تواند یک جوان را در معرض آسیب قرار دهد.‏ مقاومت یک جوان متخصص و صاحب درآمد در برابر پیشنهاد دزدی از مقاومت یک جوان بیکار بیشتر است.‏ میل به گناه در جوانی که روزانه اخبار زیادی پیرامون انواع تخلفات مالی و اخلاقی و خانوادگی می شنود بیشتر است چرا که وقتی قباحت برخی رفتارها از بین می رود،‏ انجام آن وجدان را نمی آزارد!
هیچ کودکی درس وفاداری را از طریق کتاب و مطالعه نمی آموزد.‏ کودک و نوجوان درس وفاداری را باید از رفتار معلم و پدر و مادر و مدیران جامعه و مردم کوچه و بازار بیاموزد.‏ نجابت، یک رفتار درونی است نه نمایشی و متظاهرانه همراه با نمادها و نشانه های رسمی و بخشنامه ای.
فداکاری را معلمی می آموزد که خود را به دل آتش می زند تا دانش آموزش را نجات دهد.‏ وفاداری را مسئولی آموزش می دهد که با وجود رسیدن به سن بازنشستگی هنوز اجاره نشین است.‏
در مواردی آنچه فضای مجازی را به پناهگاهی مخاطره آمیز تبدیل می کند،‏ احساس عدم آرامش و آسودگی خاطر در فضای طبیعی و محیط بیرونی است! جذابیت فضای مجازی برای جوانان ریشه در احساس رمندگی از فضای بیرونی دارد.‏ جوان در فضای مجازی به دنبال چیزی است که در فضای طبیعی نمی تواند معادل آن را پیدا کند.‏
به راستی چه عواملی دست به دست هم داده اند و فضای مجازی را با همه ی مخاطراتش برای جوانان به پناهگاهی دلپذیر تبدیل کرده اند.‏ آنهایی که با مد و تشدید جوانان را از ورود ناشیانه به فضای مجازی پرهیز می دهند چه مشکلی دارند که کلامشان نه تنها تأثیرگذار نیست بلکه برآغالنده و لجاجت آفرین است؟
باید بپذیریم که هر انسانی گاه در شرایطی قرار می گیرد که نیازمند تکیه کردن به روحی بزرگ و تزکیه شده است.‏ کسی که در همسایگی خدا باشد و سرشار از معنویت و پاکی و اخلاص یعنی کسی که شائبه ی نفع و ضرر و دکان داری از رفتار و سخنانش به مشام نرسد و بارها در میدان آزمون و خطا به بیراهه نرفته باشد و معنویت در سیما و رفتارش متجلّی باشد. متأسفانه تنها ‏وجود تعدادی انگشت شمار از این گونه افراد در سراسر کشور پاسخگوی نیاز جوانان نیست.
باید بپذیریم که دلمشغولی های اقتصادی و سیاسی محض برای کسانی که باید تکیه گاه معنوی جوانان باشند از تأثیر موعظه های خیرخواهانه آنان می کاهد.‏ زیرا دلبستگی به جریان های سیاسی و یا موضع داشتن در باره ی آنها از سوی دیده پردازان مسایل اخلاقی و اجتماعی روی جایگاه اجتماعی آنها بی تأثیر نیست کما این که به برخی مساجد نیز رنگ و بوی جناحی می دهد. به هر حال در دنیای سیاست ادبیاتی به کار گرفته می شود و سخنان جانبدارانه ای رد و بدل می شود و لغزش های ناگزیری وجود دارد که روی وزن معنوی افراد تأثیر منفی می گذارد و غفلت از این نکته تاکنون ضربه های جبران ناپذیری به کسانی که می توانند تکیه گاه معنوی جوانان باشند وارد کرده است.

Comments are closed.