• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۴ آبان ۱۳۹۶

سرمقاله
محمد عسلی
چرا امام خمینی علیه پذیرش کاپیتولاسیون اعتراض کرد؟
ریشه و سابقه کاپیتولاسیون در ایران به عهدنامه ترکمانچای برمی¬گردد هر چند قبل از آن در دوره صفویه فرانسوی¬ها از حق کاپیتولاسیون برخوردار بودند و چون در شرایط مساوی این امتیاز هم به ایران داده شده بود تأثیرات و اعتراضات منفی زیادی بر جای نگذاشت.
دولت روسیه تزاری در سال ۱۸۲۸ مقررات کاپیتولاسیون را جزو مفاد عهدنامه ترکمانچای قرار داد و آن را به فتحعلی¬شاه قاجار تحمیل کرد.
کاپیتولاسیون یا همان حق قضاوت کنسولی امتیازی است که به کنسول یا سفیر کشور خارجی اجازه می¬دهد اگر جرم و جنایت و یا هرگونه تخلفی داشتند محاکم ایران حق ندارند آن را رسیدگی نمایند بلکه مقام کنسولی و یا سفیر کشور خارجی است که بر اساس قوانین خودشان جرایم اتباعشان را در کشور خارجی قضاوت می¬کنند.
این امتیاز تحمیلی در ایران توسط دولت¬های روسیه، انگلستان و آمریکا به دفعات و در طول سالیانی از زمان پادشاهی شاهان قاجار و محمدرضا شاه پهلوی پذیرفته و اجرایی شده است که نشانه¬ای از ضعف، عدم استقلال و وابستگی شاهان قاجار و پهلوی¬ها بوده است.
و اما بعد:
عوارض و پیامدهای کاپیتولاسیون در ایران به ویژه توسط اتباع روس و انگلیس در آن حد بود که جان، مال و ناموس ایرانیان و حیثیت و هویت آنان را به مخاطره می¬انداخت و حق هرگونه اعتراض را از محاکم ایران سلب می¬کرد.
نمونه آن را در شیراز می¬توان مثال آورد که وقتی چند وابسته نظامی آمریکا در خیابان سعدی دختر یکی از سرهنگ¬های ارتش را ربودند و مورد تجاوز و آزار قرار دادند شکایت خانواده وی به جایی نرسید و بی¬تأثیر ماند که در یکی از سخنرانی¬های مرحوم شهید عبدالحسین دستغیب در اوایل پیروزی انقلاب به آن اشاره شد و از تاخت و تاز آمریکایی¬ها¬ در ایران سخنان بسیاری بر سر زبان¬ها جاری گشت.
امام خمینی علیه پذیرش کاپیتولاسیون در سال ۴۲ اعتراض کردند و گفتند پذیرش این ننگ برای ایران از طرف محمدرضا پهلوی باعث می¬شود تا سگ آمریکایی بر شاه ایران برتری داشته باشد.
با توجه به آثار و تبعات حق قضاوت کنسولی به این نتیجه می¬رسیم که حمایت کنسول-های خارجی از منافع اتباع خود در ایران بسیار وسیع و قدرت اجرایی آنان قابل ملاحظه بود. به گونه¬ای که کنسول¬های خارجی حمایت خود را به اتباع داخلی سرایت دادند و آنان را تشویق می¬کردند در فضای وسیع سفارتخانه¬ها متحصن شوند و از کشورهای خارجی تقاضای حمایت در برابر دولت مرکزی بنمانید. لذا هدف از ساخت ساختمان¬ها و فضاهای وسیع و گسترده سفارتخانه¬های روس، انگلیس و آمریکا در تهران آن بوده که بتوانند متحصنین زیادی را در مقابل دولت مرکزی جای دهند و از آنها امتیازهای بیشتری بگیرند.
از اسناد تاریخی و قرائن برمی¬آید که عدم اقتدار حکومت مرکزی باعث می¬شد بین کنسولگری¬های کشورهای مختلف درگیری و اختلاف پیش آید و آنان نیز حق داشتن چنین امتیازی را برای خود محفوظ بدانند.
در چنین شرایطی مداخلات نمایندگان سیاسی و کنسولی به آن حد می¬رسید که حکومت واقعی ایران در دست سفرا و نمایندگان عالیرتبه کشورهای خارجی باشد.
و اما بعدتر:
اولین اعتراضات مردمی بر علیه حق قضاوت کنسولی توسط نهضت عدالتخواهی در انقلاب مشروطه علنی شد و به تدریج خشم و نفرت ملت ایران از دخالت بیگانگان در اداره امور کشور اوج گرفت که در مواردی منجر به درگیری مردم با اتباع بیگانه شد مانند یورش به سفارت روسیه در تهران و کشته شدن گریبایدوف وزیر مختار دولت روسیه.
با فروپاشی روسیه تزاری و پیروزی انقلاب اکتبر به رهبری لنین که حزب بلشویک¬ها «اکثریت¬ها» را در برابر منشویک¬ها (اقلیت¬ها) به پیروزی رساند دولت انقلابی روسیه به طور یکجانبه کاپیتولاسیون را به عنوان یک رفتار استعماری لغو کرد.
و پس از ۸ سال که ایران تحت فشار وابستگان روس و انگلیس تن به لغو کاپیتولاسیون نمی¬داد در سال ۱۳۰۶ شمسی وزارت خارجه ایران در اعلامیه¬ای لغو کاپیتولاسیون را اعلام کرد.
الغای کاپیتولاسیون به فرمان رضاشاه که با اهداف خاص و در جهت بهره¬برداری داخلی صورت گرفت سال¬ها به عنوان یکی از دستاوردهای داخلی مورد تعریف و تمجید قرار گرفت.
اما متأسفانه در زمان محمدرضا پهلوی تحت فشار آمریکایی¬ها پدیده شوم کاپیتولاسیون برای مستشاران و اعضای سفارت آمریکا در ایران دائر شد. در زمان نخست وزیری علی امینی که مصادف شد با ریاست جمهوری جان اف کندی دولت آمریکا فرصت را مغتنم دید تا طرح درخواست اعطای مصونیت مستشاران نظامی خود در ایران را مطرح کند اما علی امینی زیر بار این پدیده استعماری نرفت تا آنکه جای خود را در سال ۱۳۴۱ به اسدالله علم داد. علم نیز فرصت ادامه کار نیافت تا آنکه در سال ۱۳۴۲ جای خود را به دولت حسنعلی منصور داد. در تیرماه ۱۳۴۳ محمدرضا شاه هم به آمریکا رفت و مورد استقبال گرم مقامات آمریکایی قرار گرفت.
از جمله مسایلی که مورد بحث بود اعطای کمک¬های نظامی آمریکا منوط به وضع مقررات قضایی و مصونیت نظامیان آمریکا بود.
پس از بازگشت محمدرضا شاه از آمریکا در سال ۱۳۴۳ لایحه مصونیت نظامیان آمریکایی در مجلس سنا مطرح و به تصویب رسید که قبل از آن در مجلس شورای ملی با ۷۴ رأی موافق و ۶۱ رأی مخالف به تصویب رسیده بود.
و اما چگونگی اعتراض تاریخی امام خمینی (ره) به تصویب لایحه مصونیت مستشاران نظامی آمریکا.
رژیم شاهنشاهی که از سخنرانی¬ها و اعتراضات امام خمینی به تنگ آمده بود و به شدت هراس داشت، نماینده¬ای به شهرستان قم اعزام کرد و این پیام را برای امام فرستاد: «آمریکا به منظور کسب وجهه در میان مردم ایران با تمام قدرت فعالیت می¬کند؛ پول می¬ریزد و از نظر قدرت در موقعیتی است که هرگونه حمله به آن به مراتب خطرناک¬تر از حمله به شخص اول مملکت است. آیت¬الله خمینی اگر بنا دارند نطقی ایراد کنند باید خیلی مواظب باشند که به دولت آمریکا برخوردی نداشته باشند که خیلی خطرناک است و با عکس¬العمل تند و شدید آنان مواجه خواهد شد. دیگر هر چه بگویند حتی حمله به شاه چندان مهم نیست.
اما به رغم این پیام، امام خمینی در چهارم آبان ۱۳۴۳ نطقی تاریخی ایراد کردند که به فرازهایی از آن می¬پردازم.
«انا لله و انا الیه راجعون
من تأثرات قلبی خودم را نمی¬توانم اظهار کنم. قلب من در فشار است. این چند روزی که مسایل اخیر ایران را شنیده¬¬ام خوابم کم شده، ناراحت هستم؛ قلبم در فشار است. با تأثرات قلبی روزشماری می¬کنم که چه وقت مرگ پیش بیاید. ایران دیگر عید ندارد. عید ایران را عزا کرده¬اند… ای سرداران اسلام به داد اسلام برسید. ای علمای قم به داد اسلام برسید. ای علمای نجف به داد اسلام برسید…
ای شاه به داد خودت برس. به داد همه ما برسید. ما زیر چکمه آمریکا برویم چون ملت ضعیفی هستیم! چون دلار نداریم!
اگر یک خادم آمریکایی، اگر یک آشپز آمریکایی، مرجع تقلید شما را وسط بازار ترور کند… دادگاه¬های ایران حق محاکمه ندارند.
اگر شاه ایران یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد بازخواست خواهد شد…
این سخنان امام خمینی هر چند تبعید ایشان را به دنبال داشت اما در تاریخ انقلاب اسلامی نقطه عطفی شد تا پس از پیروزی انقلاب در تاریخ ۲۳/۲/۵۸ لایحه استعماری مصونیت مستشاران نظامی آمریکا با پیشنهاد هیأت وزیران دولت موقت جمهوری اسلامی لغو شود.
والسلام

Comments are closed.