• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۰ آبان ۱۳۹۶

سرمقاله
محمد عسلی
اگر سپاه نبود!
در دوم اردی¬بهشت¬ماه سال ۱۳۵۸ امام خمینی (ره) فرمان تشکیل سپاه پاسداران را صادر کردند.
دولت موقت که موافق با استقلال کمیته¬های انقلاب نبود به فکر ایجاد نیرویی تحت عنوان گارد ملی تحت نظر خود افتاد.
با پیشنهاد مرحوم مهدی بازرگان رئیس دولت موقت مرحوم حجت¬الاسلام لاهوتی حکمی از امام برای تأسیس این نیرو دریافت کرد و ابراهیم یزدی هم از سوی دولت موقت مأمور همکاری با لاهوتی شد.
اما محسن رفیق¬دوست در خاطرات خود آورده، «فکر نیرویی غیر از ارتش برای دفاع از انقلاب اسلامی نخستین بار از سوی شهید محمد منتظری مطرح شده است. رفیق¬دوست در بخش دیگری از خاطرات خود شرح تشکیل سپاه پاسداران و ادغام گروه¬های دیگر وفادار به انقلاب را که تشکل¬های جداگانه مسلحی برای حفاظت از انقلاب اسلامی به وجود آورده بودند عنوان نموده در حال شکل¬گیری سپاه تشکل¬های دیگری از جمله تشکلی که در پادگان جمشیدیه شکل گرفته بود و افرادی چون جواد منصوری، عباس آقازمانی، عباس دوزدوزانی و ابراهیم حاج محمدزاده در شکل¬گیری و هدایت آن مؤثر بودند رابطشان با شورای انقلاب مرحوم موسوی اردبیلی بود.
گروه دیگر گارد دانشگاه بود که زیر نظر محمد منتظری اداره می¬شد. این گروه از افرادی تشکیل شده بود که در فلسطین دوره چریکی دیده بودند که با شهید بهشتی ارتباط داشتند و در کنار آنان برخی افسران ارتش از جمله شهید کلاهدوز، شهید نامجو و کتیرایی برای آموزش نیروها به کار گرفته شدند.
لذا ۴ گروه مسلح شکل گرفته بودند که به منظور پیشگیری از اصطکاک و اختلاف می¬باید در یکدیگر ادغام می¬شدند.
محسن رفیق¬دوست گفته؛ چون سپاهی که تشکیل شده بود، سپاه مورد نظر امام نبود در پاییز ۵۸ فرماندهان گروه¬های ۴ گانه را به اتاقی فراخواندم و با طرح پرهیز از مسایل اختلاف-انگیز همه را در هم ادغام کردیم تا سپاه پاسداران واحد به وجود آید…
و نهایتاً اولین شورای فرماندهی سپاه پاسداران متشکل از جواد منصوری به سمت فرمانده و عضو شورای فرماندهی، عباس آقازمانی «ابوشریف» به سمت مسئول واحد عملیات و عضو شورای فرماندهی، علی¬محمد بشارتی و بعدها محسن رضایی به سمت مسئول اطلاعات و تحقیقات و عضو شورای فرماندهی، سید اسماعیل داوودی به سمت مسئول اداری و مالی، محسن رفیق¬دوست به سمت مسئول تدارکات و مرتضی الویری به سمت مسئول روابط عمومی تشکیل می¬شود…»
و اما بعد:
با نقل این مقدمه طولانی که مختصری از نحوه تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را شرح می¬دهد به این مطلب مهم می¬رسیم که با گذشت قریب به ۴ دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، سپاه دارای کارنامه¬ای است که در آن بیش از همه فداکاری¬ها، مجاهدت¬ها، ایثارگری¬ها و ازخودگذشتگی¬های فرماندهان و اعضای آنها در جنگ تحمیلی ۸ ساله گوش¬نواز است و هیچ ایرانی دوست و دشمن انقلاب داخلی و خارجی نمی¬تواند منکر آن باشد.
و اما اینکه چرا سردسته دشمنان و مخالفان انقلاب اسلامی که آمریکاست از ابتدای تأسیس سپاه پاسداران تاکنون به انحای مختلف بر روی سپاه و فرماندهان و اعضای آن شمشیر کشیده و با آنها به مخالفت برخاسته است که آخرین تحریم¬های اقتصادی سپاه اخیراً اجرایی شده است؟
نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حفاظت از انقلاب، مقابله با گروه¬ها و دسته¬جات مسلح معارض با نظام جمهوری اسلامی، حضور سرنوشت¬ساز در جبهه¬های جنگ تحمیلی و مقابله با تروریسم داخلی و خارجی و رکن اقتصادی جهادی برای سازندگی کشور بر هیچ کس پوشیده نیست و همین دستاوردهای ۳۷ ساله سپاه است که توانسته انقلاب را سر پا نگهدارد و تا دورتر مرزها حضور تأثیرگذار خود را برای رهایی ملت¬های مسلمان از بند استعمار و استبداد داخلی و خارجی به اثبات رساند.
پس اگر آمریکا با سپاه دشمنی نکند باید شک کرد وقتی امام در فرازی از سخنان خود در دیداری با فرماندهان سپاه فرمود: «اگر سپاه نبود کشور هم نبود…»
و اما بعدتر:
اینک سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات، قوه قضاییه و… در تیررس حملات بیشتر جنگ رسانه¬ای آمریکا و کشورهای غربی همراه هستند، زیرا این ارکان نظام بیش از همه در اقتدار نظامی و امنیتی ایران مؤثرند و تخریب و تضعیف هر کدام می¬تواند کشور و انقلاب را به خطر اندازد و مردم ما را از امنیت و سلامت محروم کند.
متأسفانه گاه انحراف¬ها و تخلفاتی در عملکردهای عوامل نفوذی و دوستان نادان بهانه را به دست دشمنان و تحلیلگران سیاسی مغرض می¬دهد تا خوراک لازم را برای هدف¬گیری حملات خود به دست آورند که بیشترین آن جنبه اقتصادی دارند.
به منظور مرعوب ساختن دشمنان و بهانه¬جویان نیاز به ایجاد و تقویت دسته¬های فرهنگی داریم تا افکار عمومی تحت تأثیر جوسازی¬های مخرب رسانه¬های دست¬آموز دشمنان خارجی قرار نگیرد.
نخست اینکه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وزارت اطلاعات بعضی افراد سودجو و فرصت¬طلب را که هیچ انگیزه اسلامی و انقلابی ندارند از خود برانند تا افرادی مانند بابک زنجانی و امثالهم نتوانند زیر سایه چند تن خیانتکار ثمره خون شهیدان را پایمال نمایند و بهانه به دست دشمنان دهند هر چند آنها به هر ترتیب بهانه به دست می¬آورند و بهانه¬جویی می¬کنند.
دو دیگر آنکه امروز بیش از هر زمان دیگری ما نیاز به شفاف¬سازی و اطلاع¬رسانی دقیق داریم تا شبکه¬های خارجی نتوانند در اطلاع¬رسانی خبری پیشرو باشند و نگاه بعضی¬ها برای خبرگیری به آنتن ماهواره¬ها باشد.
و در پایان ذکر این نکته را ضروری می¬دانم که هر تشکیلات عریض و طویل نظامی، سیاسی و یا اقتصادی نمی¬تواند بدون اشکال و خطا باشد و همه نیاز به پالایش، نظارت و ارزشیابی دارند اگر نظارت¬ها به گونه¬ای باشد که اولین خطاها و تخلفات نادیده گرفته شوند یک گلوله برف کوچک به بهمنی مخرب تبدیل می¬شود و تخم¬مرغ دزدی به شتردزد ارتقاء پیدا می-کند.
متأسفانه با معضلات اقتصادی و اجتماعی فراوانی مواجهیم که می¬تواند حاصل عدم توجه به درون باشد به همان اندازه که حفظ مرزها و مقابله با تروریسم خارجی برای حفظ امنیت اولویت اول است. حفظ جامعه از نفوذ و حمله اشرار هم یک اولویت است. اقتصاد بیمار، دروازه باز برای ورود بر هم زنندگان نظم اجتماعی است.
غفلت نکنیم و خاطرمان آسوده نباشد. دشمنان از آنجا وارد می¬شوند که گاه به فکرمان نمی¬رسد. کافی است وزیری در برنامه¬ریزی¬های فرهنگی، اقتصادی و یا سیاسی اشتباه کند. کافی است زیر سایه فقر باورها از ذهن و زبان ما وداع کنند.
والسلام

Comments are closed.