سرمقاله
محمد عسلی
چرا سفارت آمریکا در تهران تسخیر شد؟
سیزده آبان که روز مبارزه با استکبار جهانی تعیین شده در تاریخ ایران و جهان نقطه عطفی است که به نظر می¬رسد ساده از کنار آن گذشته¬ایم. آمریکایی که خود را بزرگترین، پیشرفته¬ترین و اقتصادی¬ترین کشور جهان می¬داند و از ۲۸ مرداد ۳۲ تا ۱۳۵۷ به مدت ۲۵ سال یکه¬تاز میدان در ایران بوده است تصور نمی¬کرد روزی دانشجویان معترض از دیوار سفارت آن بالا روند و تمامی کارکنان و دیپلمات¬های آن را کت و بغل بسته به مدت ۴۴۴ روز در اختیار بگیرند. این رویداد تابوی آمریکا را شکست و ترس از آمریکا را در اذهان عمومی مردم دنیا به ویژه مسلمانان کاهش داد.
و اما بعد:
اگر مروری بر وقایع و رویدادهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا حمله به سفارت آمریکا در تهران را مد نظر قرار دهیم و به تحلیل آن وقایع نشینیم آنچه از همه مهم¬تر می¬نمود دستگیری و محاکمه شاه هدف دولت انقلابی و به ویژه حضرت امام ¬بود.
اما شاه از کشور فرار کرده و قصد داشت در آمریکا اقامت کند. گر چه دولت وقت آمریکا برای حفظ منافع خود در ایران مصلحت می¬دید با درخواست شاه کج¬دار و مریز رفتار کند تا به قولی آبها از آسیاب بیفتد و شرایطی برای پذیرش شاه فراهم شود اما وقایع به گونه¬ای پیش رفت که دولت کارتر در برابر انقلاب اسلامی ایران خود را دو سر باخت می¬دید.
اگر شاه را می¬پذیرفت و دست به چنین قماری می¬زد کارکنان سفارتخانه وی به خطر می¬افتادند و راهی برای توجیه این کار در برابر افکار عمومی مردم ایران و جهان نمی¬یافت و اگر او را به آمریکا راه نمی¬داد اعتماد دولت¬های دست نشانده و به اصطلاح هم¬پیمانان خود را که قبل از انقلاب یکی از آنها ایران می¬بود از دست می¬داد.
مضافاً اینکه هنوز امیدوار بود با ورود عوامل نفوذی خود که یکی در صدا و سیمای مرکز به نام قطب¬زاده مدیرعامل شده بود و دیگری بنی¬صدر که نماینده خبرگان بود و تمرین ریاست جمهوری می¬کرد، بتواند منافع خود را در ایران حفظ کند. نتیجه آنکه شاه ابتدا به مصر رفت بعد مهمان پادشاه مراکش شد و سپس به بهانه بیماری راهی آمریکا شد که مدت آن کوتاه بود و نهایتاً به کشور پاناما رفت و در مصر وفات یافت.
در تمامی این مدت سخنگوی دولت موقت و امام خمینی تقاضای استرداد شاه و بستگانش را داشتند و سفارت آمریکا مدام در حال رایزنی و نفاق¬افکنی بود و چراغ سبزی به دولت موقت نشان نمی¬داد.
آنچه دانشجویان پیرو خط امام را بر آن داشت تا سفارتخانه آمریکا را به اشغال خود در آورند و به افشاگری بپردازند توطئه¬هایی بود که دیپلمات¬ها و جاسوسان آمریکایی بر علیه جمهوری اسلامی و انقلاب مردم ایران با تحریک اقوام مختلف ایرانی در حال اجرا داشتند و به جاسوسی ادامه می¬دادند. ایران که از رابطه با آمریکا سودی برای خود نمی¬دید و امام بارها گفته بودند: «رابطه آمریکا با ما رابطه گرگ و میش است» و در فرازی دیگر از سخنانشان عنوان کرده بودند: «ما رابطه با آمریکا را می¬خواهیم چه کنیم!»
و یا آنکه آمریکا را بارها شیطان بزرگ خوانده بودند از تسخیر سفارتخانه آمریکا حمایت کردند و آن را انقلابی دیگر دانستند.
و اما بعدتر:
در طول ۴۴۴ روز که کارکنان و دیپلمات¬های سفارت آمریکا گروگان دانشجویان پیرو خط امام بودند و مردم به دفعات با تجمع در جلوی سفارتخانه آمریکا بر علیه دولت آمریکا شعار می¬دادند آمریکایی¬ها سعی کردند قدرت نظامی خود را به رخ ایران بکشند و طی برنامه¬ریزی-هایی که داشتند از طریق طبس به ایران حمله¬ور شدند و به هنگام فرود گرفتار طوفان شن شدند که منجر به سقوط چند فروند بالگرد و هواپیما شد و نهایتاً با تلفات و کشته¬های بسیار فرار کردند.
در زمان ریاست جمهوری ریگان طی مذاکراتی که آمریکا متعهد شد در اوضاع داخلی ایران دخالت نکند و قطعات بعضی تجهیزات نظامی را که قبلاً پولش را دریافت کرده بود تحویل دهد گروگان¬ها آزاد شدند گر چه آمریکا توسط صدام جنگ را به ایران تحمیل کرد و تحریم¬ها را بدین بهانه شروع کرده بود و مدام دم از تغییر نظام در ایران می¬زد و به گروه¬ها و احزاب سیاسی فراری در خارج بال و پر می¬داد.
علی ای حال آنچه مهم است اینکه باید از خود سؤال کنیم اگر به سفارتخانه آمریکا حمله نمی¬شد و به گونه دیگری سفیر و دیپلمات¬ها از ایران به عنوان عنصر نامطلوب اخراج می¬شدند وضعیت بهتری رقم می¬خورد یا آنکه شاه در آمریکا می¬ماند و زمینه ورودش را همان خلبانان فریب خورده که در نوژه قصد کودتا داشتند و دستگیر شدند فراهم می¬کردند؟
و آیا آنکه آمریکا در شرایطی بود که جمهوری اسلامی ایران را با مشی و هدف ایدئولوژیک اسلامی از نوع شیعه آن پذیرا شود و دست از پا خطا نکند؟
در این موارد و پاسخ به سؤالات فوق¬الذکر تحلیلگران داخلی و خارجی دیدگاه¬های متفاوتی ارائه داده¬اند.
آنچه مسلم است اینکه آمریکا در ایران سابقه خوبی از اعتمادسازی و راست¬آزمایی ندارد.
مرحوم مصدق را فریب داد؛ شاه را که ۲۵ سال به آنها خدمت کرد در شرایط اسفبار و بحران روحی تنها گذاشت؛ ۲۵ سال در ایران ترکتازی کرد و مزد کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ را چند صد برابر هر آنچه هزینه کرده بود گرفت؛ کاپیتولاسیون که همان قضاوت کنسولی باشد را به شاه تحمیل کرد و در برابر جنایات وحشیانه شاه و ساواک ۲۵ سال سکوت کرد و فشاری به نام و به بهانه حقوق بشر بر شاه وارد نکرد و بارها برای کمک به اسراییل هواپیماهای F14 ایران را به صحرای سینا فرستاد تا بر علیه فلسطینیان و اعراب در حال جنگ با اسراییل وارد معرکه شوند [این مطلب را از خاطرات اسدالله علم وزیر دربار شاه گرفتم] و یا برای مقابله با نهضت آزادی¬بخش ظفّار شاه را مجبور کرد به نفع پادشاه عمان وارد جنگ شود و شاه برای خوش¬آمد آمریکا در جنگ رمضان ۱۹۷۳ اعراب بر علیه اسراییل پس از آنکه ملک فیصل شیر نفت را به روی غرب و اسراییل بست اعلام کرد که تا سقف ۶ میلیون بشکه نفت صادر می¬کند تا جبران قطع نفت عربستان شود.
تمامی این سوء استفاده¬ها و جنایاتی که پیدا و پنهان آمریکا در ایران اعمال کرد اذهان عمومی مردم ایران را نسبت به عملکرد آمریکا مشوش نمود تا آنکه فریاد مرگ بر آمریکا ۳۷ سال ادامه یافت.
ناگفته پیداست که تسخیر لانه جاسوسی آمریکا منجر به خسارات مادی و معنوی بسیاری شد که مردم ایران برای رهایی از ترفندهای استعماری و استبدادی آمریکا آن را به جان خریدند و همه ساله روز ۱۳ آبان را که روز مبارزه با استکبار جهانی است با حضور خود در مقابل سفارتخانه آمریکا و نیز در مدارس و راهپیمایی¬های سراسری محترم و مغتنم می¬شمارند.
و در پایان ذکر این نکته لازم است که در مذاکرات هسته¬ای که نهایتاً به پیمان یا عهدنامه برجام معروف شد باز هم آمریکا ثابت کرد که قابل اعتماد نیست و علیرغم توافقی که برای آن دو سال وقت صرف شد سنگ¬اندازی¬ها را از سر گر فت و تحریم¬ها را یکی پس از دیگری دوباره برقرار ساخت و در برابر اصرار ۵ کشور هم¬پیمان اروپایی و آسیایی هم ایستاده است تا فردا چه شود.
والسلام
- شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۳ آبان ۱۳۹۶