• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۴ آبان ۱۳۹۶

سرمقاله
اسماعیل عسلی
امید به شایسته سالاری
اگر مسئولیت پذیری و پیشواز از کار و تلاش و در عین حال پاسخگویی در برابر عملکرد‏،‏ سازگاری با دیگران‏،‏ گذشت و بخشش‏،‏ همکاری و رایزنی‏،‏ برخورداری از منش سپاسگزاری از دیگران‏،‏ راهنمایی‏،‏ خودبسنده گی‏،‏ پایداری‏،‏ توانایی پذیرش شکست و بهره گیری از آموزه های آن‏،‏ خوشرویی‏،‏ انضباط و نهایتاً اندیشیدن را از مؤلفه های رشد اجتماعی بدانیم‏،‏ باید بپذیریم که تمامی این ‏فضایل‏ و برجستگی های رفتاری و اخلاقی در سایه ی شایسته سالاری محقق می شود‏.‏
به راستی چگونه می شود مسئولیت پذیر باشیم و به پیشواز کار و تلاش برویم در حالی که توانایی و شایستگی انجام کاری که بر عهده ی ما گذاشته اند را نداریم‏،‏ طبیعی است که پاسخگویی نیز در نبود شایستگی و توانایی نه تنها امکان پذیر نیست بلکه مفهومی نیز نخواهد داشت‏.‏ سازگاری با دیگران امری دو طرفه است و زمانی محقق می شود که دیگران ما را شایسته ی موقعیتی که در آن قرار گرفته ایم بدانند در غیر این صورت آنها ما را مسئول خرابکاری ها‏،‏ ندانم کاری ها و خسارت هایی می دانند که به دلیل نادانی با قبول مسئولیت های خطیری که لیاقت آن را نداشته ایم به جامعه وارد کرده ایم‏.‏
گذشت و بخشش فضیلتی درونی است و از خود ما آغاز می شود و هنگامی که ما آن قدر شهامت و جرأت نداشته باشیم که مسئولیت پیشنهاد شده به خود را که هیچ پیوندی با دانش و توان ما ندارد رد کنیم و از آن با تواضع عبور کنیم هرگز نخواهیم توانست در اوج قدرت از لغزش های دیگران چشم پوشی کنیم‏.‏
کسی که به مسئولیت و شغل خود به عنوان امتیاز می نگرد که به هر دلیلی غیر از دانش و توانایی آن را هدیه گرفته‏،‏ هرگز تن به رایزنی و مشورت نمی دهد چرا که از اصول اولیه مشورت‏،‏ پذیرش نظر صحیح دیگران است و اگر دیگران در مقام مشورت به ما توصیه کردند که از سمت خود به دلیل بی اطلاعی و عدم تخصص و ناتوانی کناره گیری کنیم‏،‏ باید بپذیریم و چون از ابتدا با رانت و پشتیبان و با هدف سهم خواهی مسئولیتی را پذیرفته ایم مشورت با دیگران معنایی جز به سخره گرفتن امر مشورت نیست‏.‏
برخورداری از منش سپاسگزاری و تشکر از دیگران همواره در فضای ناشایستگی ها قربانی می شود زیرا اگر ما در برابر کسانی که پست و مقامی را به ناحق به ما داده اند زبان به تشکر بچرخانیم و بخواهیم در عمل لطف آنها را جبران کنیم عملا دور باطلی را آغاز کرده ایم که پایانی ندارد!
به راستی کسی که در جایگاهی فراتر از توانایی هایش تکیه زده چگونه می خواهد دیگران را راهنمایی کند و در چنین شرایطی میزان حرف شنوی دیگران از او تا چه اندازه خواهد بود‏.‏
خودکفایی یا خودبسنده گی ریشه در شایستگی دارد و کسی که پست و مقامش را مدیون دانش و توانایی هایش نیست فردی وابسته است و یک فرد وابسته همواره با خودکفایی سر ستیزه دارد‏.‏
پایداری، زمانی امکان پذیر است که فرد با تخصص و دانایی و شایستگی از موضع و دیگاه خود دفاع کند و استقامت نماید و طبیعتاً کسی که مسئولیتی را بدون برخورداری از شایستگی لازم پذیرفته باشد همواره در حال تذبذب و نوسان در اندیشه و گفتار و رفتار خواهد بود‏.‏
توانایی پذیرش شکست و زبان پوزش داشتن به دنبال بروز اشتباه‏،‏ ویژگی انسان های آزاده است که مدیون کسی و چیزی جز شایستگی های خود نیستند و از آنجایی که در چارچوب دانش و توانایی های خود تصمیم گیری و عمل کرده اند‏،‏ ظرفیت پذیرش اشتباه و توانایی عذرخواهی از مردم را دارند‏.‏
خوشرویی افراد ناشایست معمولاً صادقانه توصیف نمی شود چرا که گونه ای باج اخلاقی به ارباب رجوع به خاطر تحمل ناشی گری ها از سوی اوست به همین دلیل افراد شایسته نیازی به باج دهی به دیگران ندارند و خوشرویی آنها با مردم صادقانه و عاری از پیرایه های عوام فریبانه است‏.‏
و نهایتاً اندیشیدن که برای یک مسئول بیشتر مفهوم عاقبت نگری و تدبیر دارد نیازمند ابزار دانش است که یکی از مؤلفه های اصلی شایستگی است‏.‏
تمامی ‏فضایل‏ مورد اشاره زمانی محقق می شود و به رشد مضاعف می انجامد که ما در جامعه ای شایسته سالار زندگی کنیم‏.‏ جامعه ای که هر چیز در جای خودش قرار دارد‏.‏ تا آن زمان دل خود را با امید سرگرم می کنیم‏.‏ امید به شایسته سالاری

Comments are closed.