سرمقاله
محمد عسلی
آری عظیم گناهی است
در روزگار آهن و فولاد…
«ایران یکی از زلزله¬خیزترین کشورهای جهان با گسل¬های فراوانی است که حدود ۹ درصد مساحت آن را می¬پوشاند…»
این مطلب را اداره زمین¬شناسی ایالات متحده آمریکا با توجه به پراکندگی زمین¬لرزه¬های ایران از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۶ منتشر کرده است.
از قرائن و شواهد پیداست که بسیاری از آثار باستانی و میراث¬های فرهنگی و تمدنی کشور ما در اثر زلزله¬های مداوم یا از بین رفته¬اند و یا آسیب دیده¬اند.
اما ساختمان¬هایی که با مهارت مهندسان و دقت و پیش¬بینی سازندگان از قرن¬ها قبل سا خته و پرداخته شده¬اند در برابر زلزله¬های ۷ ریشتری هم دوام آورده¬اند.
زلزله¬ خبر نمی¬کند؛ زمان و مکان نمی¬شناسد؛ وقتی شرایطی فراهم شود که زمین بلرزد می¬لرزد.
از اولین زلزله در کشورمان خبری در دست نیست؛ اما از قرن¬ها و سالیان قبل و فی¬الحال زلزله¬های پرقدرتی شهرها و روستاهای ایران را لرزانده و تلفات و خرابی¬های بسیاری به بار آورده است.
در خرداد ۱۳۰۲ زلزله ۷/۵ ریشتری کاشمر ۲۰۰۰ کشته داشته؛
زلزله تیر ۱۳۳۶ سنگچال آمل با قدرت ۶/۶ ریشتر ۱۲۰۰ کشته داده است.
زلزله بوئین¬زهرا با قدرت ۲/۷ ریشتر در دشت بیاض، فردوس و کاخک ۱۲۰۰۰ کشته داشته؛
شهریور ۱۳۵۷ زلزله ۸/۷ ریشتری طبس ۱۵۰۰۰ کشته و هزاران نفر مجروح به جای گذاشته؛
در خرداد سال ۱۳۶۹ زلزله ۴/۷ ریشتری رودبار حداقل ۰۰۰/۴۰ کشته داشته است.
در اردی¬بهشت ۱۳۷۶ زلزله ۳/۷ ریشتری قائنات ۱۵۶۷ نفر را کشت.
در تیر ۱۳۸۱ زلزله ۵/۶ ریشتری بوئین¬زهرا به روایتی ۲۶۲ و به روایت دیگر ۹۶۲ نفر را کشت.
در دی¬ماه ۱۳۸۲ زلزله ۶/۶ ریشتری بم ۰۰۰/۳۰ کشته و هزاران نفر را زخمی، مصدوم و بی¬خانمان کرد.
در خردادماه ۱۳۸۳ زلزله ۳/۶ ریشتری مازندران تعداد قابل توجهی را کشت و بی¬خانمان کرد.
و به همین ترتیب در سال¬های ۸۳، ۸۴، ۸۵، ۸۷، ۸۹، ۹۰، ۹۱، ۹۲، ۹۳ و ۹۶ به ترتیب زرند، قم، بروجرد، قشم، دامغان، فهرج، کهنوج، اهر و ورزقان، قائنات، زهان، طسوج، سراوان، گوهران، مورموری، فریمان و ازگله کرمانشاه زمین لرزه¬های سبک و سنگینی داشته¬ایم که آخرین آن ۲۱ آبان ۹۶ بوده است در کرمانشاه که تاکنون آمار ۵۵۰ کشته و هزاران زخمی و مصدوم و بی¬خانمان اعلام شده¬اند.
و اما بعد:
همه می¬دانیم که زلزله¬خیز هستیم؛ همه می¬دانیم که زلزله به هیچکس رحم نمی¬کند؛ همه می¬دانیم که نمی¬توان زلزله را پیش¬بینی کرد و نمی¬توان از وقوع آن جلوگیری نمود.
اما همه می¬دانیم که می¬توان با ساخت و سازهای محکم مهندسی شده از تلفات و خرابی-ها پیشگیری کرد.
متأسفانه شهرها و به ویژه روستاهای ما به علت عدم رعایت محاسبات دقیق مهندسی در سازه¬ها بسیار آسیب¬پذیرند و حتی بعضاً بدون زلزله هم به دلایلی فرو می¬ریزند اما تاکنون روندی جدی و دلسوزانه برای پیشگیری از تلفات انسانی و خرابی¬های ساختمان¬ها دنبال نکرده-ایم و پیوسته در حال خاکبرداری و گریه و زاری برای از دست دادن عزیزانمان بوده¬ایم.
به قول یکی از شاعران معاصر که شعری زیبا و معنی¬دار را برای زلزله قیر استان فارس سرود:
«آری عظیم گناهی است
در روزگار آهن و فولاد
با پشتواره گلین
در رهگذار حادثه استادن
آری، عظیم گناهی است…»
به راستی کدام مسئول و یا چه کسانی پاسخگوی خون¬های هدر رفته و جان¬های به سلامت در نرفته¬ای که در اثر زلزله¬های نابه¬هنگام از دست می¬روند هستند؟
ما که می¬توانیم شهرهای بزرگ را نوسازی کنیم چرا در اندیشه نوسازی روستاهای آسیب-پذیرمان نیستیم؟
اگر محاسبه شود که برای بزرگ کردن تا سن ۲۵ سالگی چه میزان وقت و هزینه صرف می¬شود ما به راحتی مردم را در رهگذار حادثه قرار نمی¬دادیم و مردم نیز با آموزش¬های جدی و نظارتی حداقل سایه¬بان¬های خود را تا به این حد سست و ناپایدار نمی¬ساختند!
به راستی چرا در برابر تصادفات، زلزله¬ها و بعضی بحران¬های آسمانی دیگر مانند سیل آسیب¬پذیر هستیم؟
چرا نباید به جای مبارزه با معلول، علت¬ها را دریابیم و آنها را از ریشه بخشکانیم؟
ما که آنقدر قدرت داریم که آمریکا را به هراس افکنده¬ایم چرا در برابر بسیاری از بلایای طبیعی و حوادث رانندگی ضعیف برخورد می¬کنیم؟
از یک طرف مردم برای داشتن فرزندهای بیشتر برای حفظ مملکت و رونق اقتصادی در آینده تشویق می¬شوند اما از طرفی در برابر از دست رفتن جوانان و سایر اقشار مردم بدینگونه در حوادث طبیعی و غیرطبیعی انفعالی و تدافعی برخورد می¬کنیم؟
آیا این نشانه¬ای از خوی و عادت و یا فرهنگ ماست؟
آیا زود فراموش می¬کنیم که زلزله¬ها چه خسارات بزرگ مالی، جانی و حیثیتی به جای می¬گذارند؟
ناگفته پیداست که بر اساس آمارهای اعلام شده به طور متوسط سالی یک زلزله قوی شهرها و روستاهای ما را می¬لرزاند؛ هزینه¬ای که صرف رفع خسارت¬ها و جبران مافات می¬شود چند برابر هزینه ساخت و سازهای مهندسی شده و مقاوم در برابر زلزله¬هاست!
بیاییم به گونه دیگری بیاندیشیم. به گونه¬ای که آسیب¬ها را کاهش دهیم و ثبات و سلامت را هدیه یکدیگر کنیم.
والسلام
- دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۹ آبان ۱۳۹۶