• print
سرمقاله طنزواره “اسماعیل عسلی” ۷ آذر ۱۳۹۶

سرمقاله طنزواره
اسماعیل عسلی
حرف های دو ریالی
گاهی قوانین و مناسبات جاری در چرخه ی طبیعت بر اجتماعات انسانی نیز قابل انطباق است. برای نمونه وقتی از تعداد گرگ های یک منطقه کم می شود به تعداد خرگوش ها و گوزن ها اضافه می شود و به دنبال چنین تغییری از ارتفاع و مساحت علفزارها کم می شود. زیرا با ازدیاد خرگوش ها و گوزن ها شاهد چرای بیشتری خواهیم بود که تهدیدی بالقوه برای مراتع طبیعی است. در عصر تکنولوژی و فناوری، کارشناسان محیط زیست از این اصول و قواعد و روابطی که بین پدیده های طبیعی برقرار است برای تنظیم جمعیت پرندگان و حیوانات و همچنین گسترش سطح علفزارها و گیاهان خودرو استفاده می کنند.
حالا حیوانات بیچاره را رها کنیم و به سراغ کره زمین سرگردان برویم. یافته های ماهواره ای می گوید: با افزایش تولید گازهای گلخانه ای پدیده ی وارونگی هوا رخ می دهد و شاهد گرم شدن تدریجی زمین و آب شدن یخ های قطبی و در نتیجه تغییر الگوی آب و هوایی هستیم به همین دلیل است که می بینیم در جایی که تاکنون باران نمی باریده هم اکنون سیل می آید و در جایی دیگر تالاب ها خشک می شود!
در واقع می توان گفت که زمین و محیط زیست درست مانند یک موجود زنده در برابر تهدیدها و عوامل ویرانگر از خود واکنش نشان می دهند و این روند تا آنجا تداوم پیدا می کند که به نابودی عامل اصلی تهدید کننده محیط زیست و حیات جانوری یعنی انسان می انجامد.
حال اگر به جامعه ی انسانی نگاهی از سر تأمل داشته باشیم متوجه می شویم که برای نمونه در جامعه ی خودمان افزایش تعداد بانک های رباخوار با تعطیلی کارخانجات رابطه ی معناداری پیدا کرده و تعطیلی کارخانجات با آمار سرقت و آمار سرقت با طلاق و آمار طلاق با خودکشی و اعتیاد دست به دست هم داده اند به طوری که فراوانی لقمه ی حرام ناشی از رباخواری و ازدیاد جمعیت راشی و مرتشی، شنوایی را از گوش ها گرفته و غباری برانگیخته که تشخیص حق را از باطل دشوار ساخته و روی رفتارها تأثیر منفی گذاشته و بعضی ها بلانسبت خوانندگان این مطلب یک جوری شده اند و کارهایی می کنند که قبلاً نمی کرده اند یا این که با افزایش تعداد حقوق بگیرهای در واقع بیکار که تولید کننده نیستند و گونه ای زندگی انگلی دارند و کاری که از آنها می خواهند صرفاً قابل ارزش گذاری در شرایط خاصی است که معلوم نیست تا کی تداوم داشته باشد، شاهد افزایش تعداد بیکاران متخصص، فرار نخبگان و پایین آمدن کیفیت زندگی هستیم.
بی گمان وقتی در یک جامعه افرادی بدون برخورداری از صلاحیت های علمی و اخلاقی و تعهد به منافع ملی و میهنی صرفاً بر اساس رانت و رابطه در چارچوب اقتدار چند هزار فامیل به کار گمارده می شوند تدریجاً شاهد ضعیف شدن بدنه ی کارشناسی ادارات و سازمان ها و ارگان های دولتی هستیم زیرا اگر کسانی که از طریق رانت پست و مقام گرفته اند نیز بخواهند همین قاعده را در باره ی زیردستان خود به کار گیرند تلاش می کنند افراد داناتر از خود را کنار بزنند و افراد کم سوادی را سر کار بیاورند که بتوانند ناشی گری ها را تحمل کنند؛ اینجاست که می بینیم به صورت فله ای یکدیگر را دکتر و مهندس صدا می زنند و در حالی که صدها دکترای اقتصاد داریم و هزاران فارغ التحصیل رشته ی مدیریت اما از یک سو اقتصادمان به بیماری هلندی مبتلاست به طوری که تورم و رکود جفت گیری کرده اند و فرزند نامشروعی به نام بیکاری پس انداخته اند و برای اداره ی دیمی و فله ای امور هم هر روز یک بساطی راه می اندازند و یکی گریبان دیگری را می گیرد و همه به دنبال هم گذاشته اند و مدارک محرمانه را گروگان گرفته به رخ هم می کشند و در عین حال کنار هم می نشینند و لبخندهای مصنوعی به هم تحویل می دهند! دست آخر هم مشاهده می کنیم که اختلاس، کم کاری، پولشویی، فرار مالیاتی، خصوص سازی های صوری، سهم خواهی و حیف و میل بیت المال به عنوان اخبار دست اول فضای حقیقی و مجازی را در می نوردد و از این گوش وارد می شود و از گوشی دیگر خارج می گردد تا کور شود هر آن که نتواند دید!
البته مبرهن، واضح و غیرقابل انکار است که برای زیاد کردن جمعیت گوزن ها باید از جمعیت گرگ ها کم شود اما وقتی گرگ ها از کم شدن جمعیت گوزن ها شکایت می کنند و به اصطلاح انتقاد می فرمایند دیگر کاری از دست هیچ گوزنی ساخته نیست. من چندین سال است که شخصاً با مسئولیت محدود به دنبال پرتقال فروش می گردم و اگر شما تاکنون به کره ی مریخ تشریف فرما شده اید، بنده هم پرتقال فروش را دیده ام.
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. البته از روی حزم و عاقبت نگری، عصا به دست به عرض مبارکتان می رسانم که زیاد به دل نگیرید چرا که این عریضه، صرفاً مطایبه ای بود به رسم دلگشایی که سرتا پای آن مثل همان حرف هایی که هر روز از من و امثال من می شنوید دو ریال هم نمی ارزد.

Comments are closed.