سرمقاله
محمد عسلی
وصف¬الحال روزنامه¬های امروز
تعدد و کم و کیف روزنامه¬های هر کشوری یکی از شاخص¬های توسعه است.
زمانی که انتشار روزنامه دستی بود و به وسیله افراد خوش¬خط قلمی می¬شد و هنوز صنعت چاپ ماشینی جای پایی نداشت؛ افراد باسوادی هم مانند امروز حتی در اروپا آنچنان زیاد نبودند که انتشار روزنامه و تقاضا برای خرید آن به یک خواست و تمایل عمومی منجر شود.
همزمان با رشد آموزش و اهمیت دادن به سواد خواندن و نوشتن و تأثیراتی که انقلاب صنعتی به جای گذاشت؛ فرهنگ روزنامه¬خوانی و انتشار نسخه¬های بیشتر در یک جهش تاریخی بویژه در قرن نوزدهم مطمح نظر دولتمردان قرار گرفت و مردم بیشتر به خواندن اخبار وقایع، حوادث و رویدادهای سیاسی علاقمند شدند. به ویژه بین سال¬های ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۵ که جنگ جهانی دوم افکار عمومی مردمان جهان را تحت تأثیر قرار داد.
با پیشرفت تکنولوژی ساخت ماشین¬های چاپ بویژه در آلمان، سرعت و کیفیت چاپ تا بدانجا رسید که نخست چاپ سیاه و سفید و سپس چاپ¬های رنگی به وسیله چاپگرهای متنوع بازار روزنامه¬ها و دیگر نشریات زمانمند را داغ و داغ¬تر کرد تا به امروز که دستگاه¬های چاپ رول فعلی قادرند ۳۰۰ هزار نسخه روزنامه تمام رنگی ۱۶ صفحه¬ای را در دو ساعت چاپ و در شمارش ۵۰ عددی بسته¬بندی کرده تحویل دهند.
همزمان با این رویداد مهم صنعتی چاپ کتاب و سایر تقاضاهای چاپی اعم از پوستر، بروشور، تراکت، چاپ لیبل و… هم با سرعت و کیفیت زیاد و متنوع در کوتاه¬ترین فاصله عملی شد.
و اما بعد:
در قرن بیستم صنعت ساخت دستگاه¬های فرستنده از جمله رادیو، تلویزیون، اینترنت و حتی تلفن هم با شتاب و تنوع حیرت¬آوری پیشرفت کرد تا به اینک که هر کودک خردسالی هم می¬تواند با آموزشی کوتاه¬مدت به وسیله یک تلفن دستی «موبایل» سخن بگوید و از فاصله¬های دور سخن دیگران را بشنود و یا تصویر زنده مخاطب خود را ببیند و یا تصویر خود را به مخاطب برساند.
در چنین شرایطی روزنامه¬ها هم بیکار ننشسته¬اند و برای سرعت بخشیدن به انتقال اخبار و نوشته¬های خود توانسته¬اند از ابزارهایی چون اینترنت، ماهواره و تلویزیون تصاویر و فیلم نسخه-های منتشر شده روزنامه را برای مخاطبان به اقصی نقاط گیتی ارسال نمایند و مهم¬تر آنکه بعضی از روزنامه¬ها به صورت online خروجی اخبار زنده را به روی سایت می¬فرستند تا خوانندگان و بینندگان آنها فی¬الحال وقایع را به صورت زنده تماشا کنند و از اخبار حوادث و رویدادهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و حتی نظامی باخبر شوند.
این سیر پرشتاب تغییر و تحول موجب شده تا روزنامه¬ها و به تعبیر دیگری مطبوعات با کاهش تیراژ مواجه شوند.
به طور مثال اخیراً که از یکی از پرتیراژترین روزنامه¬های چین بازدید کردیم؛ مدیر روزنامه در گزارشی اعلام کرد فقط «یک میلیون نسخه روزنامه چاپ می¬کند در صورتی که ۱۲۵ میلیون مخاطب مجازی دارد.»
در شیراز خودمان هم که تقریباً پس از پیروزی انقلاب اسلامی شاهد روند پیشرفت چاپ روزانه روزنامه¬ها هستیم تعداد مخاطبان مجازی آنها چند برابر تیراژ روزنامه مکتوب است و این در حالی است که اگر صرفاً رسانه¬ها مجازی شوند هزینه تهیه اخبار به شیوه کنونی که حداقل ۵۰ نفر دست¬اندرکار آن هستند تأمین نخواهد شد.
و اما بعدتر:
شاید به همین علت است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چند سالی است کمتر توجهی به روزنامه¬ها و نشریات مکتوب دارد و بیشتر توجه خود را به رسانه¬های مجازی معطوف کرده و یارانه نشریات را به صفر رسانده است.
این نگاه بسیاری از روزنامه¬ها و دیگر نشریات مطبوعاتی زمانمند را به تعطیلی کشانده تا بدانجا که هزینه¬های سرسام¬آور تولید و توزیع مطبوعات موجب شده تا روزنامه¬نگاران عطایش را به لقایش ببخشند.
اگر چنین شود ریشه فرهنگ روزنامه¬نگاری می¬خشکد و نردبان عروج به رسانه¬های مجازی هم خواه و ناخواه از ارتفاع می¬افتد زیرا رسانه¬های مجازی ریشه در مطبوعات دارند و بوی خوش روزنامه در هر بامداد برای علاقمندان به نان گرمی می¬ماند که از روی تابه داغ بردارند و ضرب¬المثل نان، شیر و روزنامه در اندیشه¬ها خاستگاهی بس عمیق دارد.
بدون تعارف این حقیقت آشکار در کشور ما باید مورد توجه قرار گیرد که هنوز بخش اعظمی از جمعیت شهری و روستایی ما دل¬مشغول رسانه¬های مجازی نیستند و اگر در دست همه هم یک گوشی تلفن همراه باشد ذائقه¬ای چندان برای کسب آگاهی از اخبار رسمی و واقعی نیست؛ بلکه گوشی¬های تلفن همراه بیشتر برای ارتباط با یکدیگر مورد استفاده قرار می¬گیرند و یا وسیله¬ای تفریحی و سرگرمی به حساب می¬آیند که علاوه بر فواید بی¬شمار آنها وسیله¬ای برای انتقال سخن¬ها و نوشته¬های دروغ و تشویش اذهان عمومی هم هستند.
به نظر می¬رسد عدم حمایت مالی دولت از مطبوعات و به ویژه روزنامه¬ها جفایی است که در حق مجموعه¬ای از دست¬اندرکاران مطبوعاتی می¬شود که عنقریب همگی بیکار خواهند شد و این روند با هدف دولت در ایجاد اشتغال و پایین آوردن نرخ بیکاری در تضاد است.
به نظر می¬رسد تنها راه بقای روزنامه¬ها و مطبوعات بخش خصوصی حمایت مردمی است و توجه خوانندگان به این واقعیت که امروز با توجه به گرانی غیرقابل تصور کاغذ و دیگر مواد مصرفی چاپ و افزایش هزینه¬های جاری و غیره، هر نسخه روزنامه که امروز ۱۵۰۰ تومان عرضه می¬شود، ۳۵۰۰ تومان هزینه برمی¬دارد.
بدون شک دغدغه تدارکات، مدیران مسئول مطبوعات بخش خصوصی را از خلاقیت و آماده¬سازی مطالب کیفی به سمت بازاریابی و کسب درآمدی سوق می¬دهد که با موضوعیت کارشان ارتباط پیدا نمی¬کند و نهایتاً به تعطیلی روزنامه¬ها و دیگر نشریات منجر خواهد شد.
با چنین وضعیتی آیا راهی برای ادامه انتشار روزنامه¬ها متصور است؟
بهتر است مسئولین امر موضوع را روشن کنند و برای این سؤال پاسخی واقع¬بینانه داشته باشند.
و هنرمندان و نویسندگانی که تاکنون سالیانی است روزنامه رایگان دریافت می¬دارند بدانند که دیگر این روند نمی¬تواند ادامه داشته باشد.
والسلام
- یکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۹ آذر ۱۳۹۶