سرمقاله
محمد عسلی
نه سیاه، نه سفید، خاکستری
قضاوت در خصوص عملکرد دولت نه می¬تواند صرفاً سیاه و نه می¬تواند صرفاً سفید باشد. لیوانی است که بخشی از آن پر و بخشی خالی است.
اینکه چه میزان خالی و چه میزان پر است بستگی به اعلام آمارهای درست و بدون خطای عملکردها و تحقق برنامه¬های زمانمند دارد.
و اما بعد:
کشور ما در شرایط فعلی لقمه چرب و نرمی است که نه دست دشمنان به آن می¬رسد و نه ما توانسته¬ایم به خوبی و به نسبت نیازها از آن استفاده کنیم.
گویی این لقمه در تله¬ای قرار دارد که گرگ¬ها و شغال¬های استعمارگر خارجی با نیش و دندان آن را نشانه رفته¬اند. گاهگاهی به آن نزدیک می¬شوند اما به مجرد آنکه خطر به تله افتادن را می¬بینند از آن کنار می¬کشند اما چشم از آن بر نمی¬دارند.
اگر تله برداشته شود به معنای آن است که با گرگ¬ها و شغال¬ها کنار آمده¬ایم و اگر تله بماند مدام باید لقمه را عوض کرد تا گند نزند؛ گاه در این میان سوء استفاده¬هایی لقمه¬ها را کمرنگ و نامرئی و تله¬ها را بزرگ جلوه می¬دهند و خود بخشی از طعمه¬ها را می¬ربایند و گاه آنچنان هویدا و آشکار و پر و پیمان نصب می¬کنند که از دورترها قابل رؤیت است و نه فقط گرگ¬ها را فراری می¬دهد که سرمایه¬گذاران را هم می¬ترساند.
سؤال:
آیا می¬توان با گرگ کنار آمد؟
آیا می¬شود برای پرهیز از حمله و خشمشان سهمی از این طعمه را نصیب آنان کرد؟
اگر به این سهم عادت کنند و مدام نیش و دندان نشان دهند تا بالاخره همه را ببلعند چه باید کرد؟
اگر بشود گرگ¬ها را رام کرد روش آن چگونه است؟
اگر آمریکا و کشورهای استعمارگر را گرگ¬هایی فرض کنیم که خوی آنها درندگی است.
چگونه می¬توان گرگ¬ها را تاراند و یا آنها را چنان ادب کرد که چشم امیدشان به روی این طعمه لرزان و لذیذ بسته شود؟
وقتی انقلاب شد امام خمینی (ره) گفتند: «رابطه آمریکا با ما رابطه گرگ و میش است…»
و مدام این جمله را تکرار می¬کردند که آمریکا شیطان بزرگ است.
تشبیه آمریکا به گرگ توصیف خوی درندگی و وحشی¬گری اوست و تشبیه آن به شیطان بزرگ مکر و حیله اوست.
امروز باید در برابر گرگ شیر بود و نه میش.
سؤال:
آیا ایران امروز در برابر آمریکا میش است یا شیر؟
امروز ایران دارای اقتدار نظامی زیادی در منطقه خاورمیانه است که به لحاظ دفاعی و نظامی حریف ندارد ولیکن در شرایط اقتصادی متزلزلی است. دولتی دارد که روی گنج نشسته؛ این گنج علیرغم اینکه خریداران زیادی دارد اما گرگ¬ها راه بر آن بسته¬اند و باید مسیرهای سخت، طولانی و عذاب¬آوی را طی کند تا به مقصد برسد و پول آن برگردد.
مضافاً اینکه حاکمیت به لحاظ ایدئولوژیک و اخلاق انقلابی تعهداتی برای مقابله با ظلم و ستم و کمک به محرومین و مستضعفین به خود قبولانده که نمی¬تواند به سادگی دست از آن بر دارد. مثل کشاورزی که بذرهایش را در زمین دیگران کاشته و منتظر است سبز شوند علیرغم تهاجمات دشمنان خارجی و شیار، این سرزمین¬ها در حال پاکسازی و مقابله است.
در چنین شرایطی می¬باید هم پاسخگوی نیازهای داخلی باشد و هم برای امنیت مرزها و حفظ دستاوردهای انقلابی¬اش که با خون هزاران شهید آبیاری شده ایستادگی کند.
زمانی می¬تواند از پشتوانه مردمی تمام عیاری برخوردار باشد که رضایت عمومی را به لحاظ توجیه کار خود و تلاش در جهت تأمین رفاه عمومی به دست آورد همچنین تقویت و حفظ باورهای دینی و مذهبی زمانی میسر است که به خوبی توانسته¬ باشیم کاربرد عملی آن را در میان جامعه نهادینه کنیم و آثار شوم ضد اخلاقی بسیاری از معضلات اجتماعی را با آنها خنثی نماییم چنین کاری نیاز به مردان و زنان مسئولیت¬پذیر و مدیرانی دارد که خود الگوی پاکدامنی و صداقت باشند و بپذیرند که چونان امام علی (ع) سهم خود را به مستحقان بدهند و خود به اندک بسنده کنند.
هدف کمک به مظلومان و ستمدیدگان مسلمان در کشورهایی مانند فلسطین و سوریه و امثالهم یک هدف والا و انسانی است و در قانون اساسی هم به آن اشاره شده است لیکن شفاف¬سازی این کمک¬ها مردم را بیشتر متقاعد می¬کند که چگونه و به چه میزان و در چه شرایطی است هر چند گاه به لحاظ سیاسی و اینکه دشمنان از آن سوء استفاده نکنند افشای آن نیاز به تدبیر دارد.
اینکه رسانه¬های خارجی درست یا غلط در فضاهای مجازی در حالت مقایسه¬ای اذهان عمومی را مشوش کنند که مثلاً ایران در لبنان چه ساختمان¬هایی ساخته و اهداء کرده اما در فلان روستا دانش¬آموزان بدون مدرسه زیر سقف آسمان در شرایط بسیار بدی درس می¬خوانند و به این شبهات پاسخی داده نشود بلاشک افکار عمومی را تحت تأثیر قرار می¬دهد.
و اما بعدتر:
جهان امروز، جهانی است که آمریکا را هم که بزرگترین کشور توانمند اقتصادی و نظامی جهان است را سیاه و یا سفید نشان نمی¬دهد؛ بلکه خاکستری نشان می¬دهد.
چین هم با رشد اقتصادی ۹ درصد که به آمریکا تنه می¬زند نقاط سیاه و هم سفید دارد. هم در آمریکا مردمان فقیر برای پیدا کردن غذاهای نیم خورده سطل¬های زباله را می¬کاوند و هم در چین که هیچکس منکر این وضع نیست. هم در آمریکا ناامنی، ترور، وحشت و بی-عدالتی و شکاف طبقاتی است و هم کمرنگ¬تر در چین و یا شوروی که همگی مدعیان دروغین جامعه سالمند.
لیکن ما در شرایط دیگری قرار داریم. پاشنه آشیل ما مخالفت با دو کشور ستمگر است. آمریکا و اسراییل و در واقع یک کشور که اسراییل را به نمایندگی در منطقه تجهیز می¬کند تا بدینوسیله کشورهای اسلامی را بترساند و از آنها باجگیری کند.
مخالفت با سیاست¬های قلدرانه آمریکا و اسراییل ستمگر به جای خود توجه به نیازهای کشور و کمک به مستمندان و نیازمندان خودمان هم به جای خود. لذا اگر همه نگاه¬ها و تلاش¬ها و سرمایه¬گذاری¬ها به سمت و سوی خارج باشد ما را از اوضاع و احوال داخل غافل می¬کند به گونه¬ای که عده¬ای هر روز برای رفع مشکلاتشان راهی خیابان¬ها شوند تا به وضع آنان رسیدگی شود.
می¬توان از بسیاری وقایع پیشگیری کرد؛ می¬توان ضرر و زیان¬های ناشی از غفلت¬ها را مانع شد؛ می¬توان با مردم شفاف¬تر بود؛ می¬توان برای حفظ دستاوردها به قول قدیمی¬ها، هسته خرمایی را واگیر یک خمره کرد.
اقتدار جمهوری اسلامی و انقلاب ما با پشتوانه مردمی و وحدت کلمه میسر شده است. این پشتوانه را باید راضی کرد و نگذاشت در این دیگ فضله موشی بیفتد و همه را آلوده کند.
مردم ما بهتر است با اطلاعات کامل به قضاوت نشینند و صرفاً به اخبار مسموم مخلوط به درست و غلط اکتفا نکنند.
اگر اسامی ربایندگان بیت¬المال و یا وام¬گیرندگان نجومی که در پرداخت آن کوتاهی کرده-اند رسانه¬ای شود؛ اگر جلوی هزینه¬های غیرضرور گرفته شود؛ اگر بانک اطلاعاتی شناسایی مردم مستمند و زحمتکش و عیالوار کامل شود و هزینه¬ها در جای خود صرف شوند؛ مرهمی است بر زخم¬های ناسور شده کسانی که به قول امام همان پابرهنه¬های انقلابی و تعیین کننده بوده¬اند.
راستی در خانواده کدام سرمایه¬دار بی¬درد از شهدای جنگ تحمیلی و شهدای مدافع حرم خبری هست؟
نباید رونق بازار برای حفظ اشتغالات یک اصل فراموش شده باشد. باید آسیب¬شناسی کنیم که چرا به دفع¬الوقتی بی¬جهت همه چیز گران می¬شود؟ گرانی مبل و اتومبیل چه ربطی به کمبود تخم¬مرغ دارد؟
لیکن گرانی بنزین و دیگر منابع انرژی روی همه چیز تأثیر می¬گذارد.
و اما در پایان:
برگردیم به راه مقصود، بهانه¬های دشمنان را از دستشان بگیریم. دیپلماسی ما نیاز به یک تجدید نظر در روابط خارجی دارد.
این سخن بدان معنی نیست که نگاهمان را از شرق برداریم و به غرب پیوند بزنیم؛ حداقل دشمن¬تراشی نکنیم. ما می¬توانیم بدون آنکه استقلالمان را از دست بدهیم بعضی مسیرهای بسته را باز کنیم. صداقت انقلابی و مسلمانی متأسفانه با دیپلماسی امروز همخوانی ندارد. گاه باید کشور را با ترفندهای سیاسی هم اداره کرد. ما افتخارات و امتیازات زیادی بعد از انقلاب اسلامی کسب کرده¬ایم اما لازم نیست در هر شرایطی دستمان را رو کنیم. دشمن به شدت حسود، انتقامجو و بخیل است.
گاه می¬طلبد که با دشمنان مدارا کنیم. به قول حافظ:
افسانه دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
در طول ۴ دهه گذشته آمریکا و اسراییل تلاش کرده¬اند احساسات ملی و مذهبی ما را جریحه¬دار کنند و ما را در موضع دفاعی قرار دهند.
این شگرد آنهاست که بسیاری از مسلمانان را در چنین حالت¬هایی قرار داده¬اند. وقتی اردوغان رئیس جمهور ترکیه در کنفرانس داووس رژیم اسراییل را کودک¬کش نامید و با خشم و قهر کنفرانس را ترک کرد؛ بعد از چند سالی آمریکا تدارک یک کودتا را در ترکیه رقم زد و داعشی که ترکیه هم در تجهیز سلاح و آموزش نظامی آن سهیم بود را به جان ترکیه انداخت و با تحریک احساسات میهن¬پرستانه ترک¬ها آنها را بر علیه دولت اردوغان شوراند که بعد از تلاش¬های بسیار و هزینه¬های مالی فراوانی ترکیه توانسته فعلاً اوضاع را آرام کند. همین اردوغان با سیاستی که در پیش گرفته هم با عربستان روابط دوستانه دارد و هم با ایران و در این میان صرفاً به منابع خود می¬اندیشد.
عراق هم علیرغم حمایت¬های مالی و نظامی ما با عربستان روابط نسبتاً دوستانه¬ای دارد. آمریکا تلاش کرده ما را در منطقه یک دیو ترسناک معرفی کند و از این طریق با ایران¬هراسی، دشمنی کشورهای عرب همسایه را با ایران نهادینه کند.
ما باید ضمن رایزنی با کشورهای همسایه برای آنان قوت قلب باشیم و اجازه ندهیم بهانه-هایی مانند حمله به سفارت عربستان به دست آنان بیفتد که در صداقت ما شک کنند.
این تیرهایی که در فضاهای مجازی از هر طرف به سوی افکار عمومی مردم نشانه رفته-اند هر چند بعضاً ناشی از کج¬فهمی و تحریک¬پذیری بعضی کاربران هستند اما بعضاً تأثیرگذاری سوءمدیریت¬هایی چند هم هستند که ناگفته پیداست بعضی¬ها ندانسته و یا دانسته آب به آسیاب دشمن می¬ریزند.
همه کشورهای جهان حتی اروپایی¬ها که زیر فشار آمریکا گاه و بیگاه با دولتمردان آمریکایی در تقسیم منافع شریک می¬شوند که دولت¬هایی آمریکایی از آغاز تاکنون، جهانخوار، استعمارگر، قلدر و زورگو بوده و هستند اما با آنها از در سازش در آمده و در تقسیم غنایم و تبعیت از سیاست¬های قلدرانه آمریکا تسلیم شده¬اند. به عنوان مثال: وقتی دولت آلمان متوجه شد که آمریکایی¬ها در مکان¬های حساس تصمیم¬گیری و محل مذاکرات آنها شنود کار گذاشته-اند به جز یک اعتراض ساده چه توانست بکند؟
این موارد را به طور مثال آوردم که شرایط و موقعیت آمریکا را و اینکه چرا آمریکا آمریکا شده است را بیشتر درک کنیم.
مثال دیگر از زمان غصب سرزمین¬های اشغالی توسط صهیونیست¬ها تا به اینک که ده¬ها سال از آن می¬گذرد حاصل تمام اعتراضات مسلمانان و دو جنگ سراسری آنها بیشتر به رشد، تقویت و احداث بیشتر بناهای اسراییلی انجامیده تا آزادی سرزمین آنها زیرا آمریکا تمام قد پشت سرشان ایستاده تا به امروز که ترامپ وقیحانه اعلام می¬کند پایتخت اسراییل فلسطین است یعنی فلسطینیان و یا بهتر بگویم مسلمانان را به مرگ می¬گیرد تا به تب راضی شوند.
مثال دیگر صدام خود را دشمن اسراییل معرفی کرد و چند موشک هم به تل¬آویو پرتاب کرد که عربستان بهای خسارت¬های آن را پرداخت کرد تا از شر آمریکا در امان بماند.
اسراییلی¬ها ترفندهایی به کار بردند تا حسابش را صاف کنند.
لابی¬های اسراییلی در آمریکا چنان نفوذی دارند که هم در کنگره و هم در سنای آمریکا بتوانند دشمنی¬های آمریکا با ایران را کاربردی و تقویت کنند؛ چنانکه تاکنون این کار را کرده-اند.
وقتی احمدی¬نژاد موضوع هلوکاست را دروغین اعلام کرد؛ اسراییلی که به خاطر حملات وحشیانه به غزه مورد شماتت جهانیان قرار گرفته بود با مظلوم¬نمایی و طرح سخنان احمدی¬نژاد در کنگره آمریکا حمایت¬های مالی و تسلیحاتی بیشتری از دولت آمریکا دریافت کرد.
این موارد را نه از آن جهت می¬گویم که باید با آمریکا و اسراییل رابطه سیاسی برقرار کنیم و دست از مخالفت با آنها برداریم بلکه می¬خواهم بگویم برای مقابله با آنها به سیاست¬گذاری¬ها و تدبیرهای دیپلماتیک فنی¬تری نیاز داریم.
اگر به کشورهای اروپایی بدهی نداشته باشیم فشار آنها بر ما بیشتر است تا آنکه از آنها قرض بگیریم و یا بدهی داشته باشیم زیرا برای وصول بدهی خود از حمایت¬های آنها برای بقا برخوردار می¬شویم.
ایدئولوژی اسلامی ما بیشتر از آنکه تهاجمی باشد دفاعی است؛ بیشتر از آنکه جنگ¬طلب باشد صلح¬طلب است ما خداجو و خداخواه هستیم و اخلاقمداری رکن رکین دین و مذهب ماست.
تقویت بنیه دفاعی و نظامی کشور ما یک اصل غیرقابل اجتناب است اما می¬توانیم در حد و اندازه و بیشتر از آن منادی صلح، دوستی، رونق اقتصادی و حمایت¬های بشردوستانه باشیم هر چند در طول این مدت ۳۹ سال گذشته چنین اهدافی را در دستور کار داشته¬ایم اما دشمنان ما را در شرایطی قرار داده¬اند که در مقابله با آنها متهم به تهاجم و پرخاشگری شویم.
پایان¬بخش این نوشتار بیان این حقیقت است که امروز ایران اسلامی اگر آمریکا و اسراییل با آن دشمنی علنی دارند نشانه¬ای از قدرت ماست برای حفظ این قدرت باید بپردازیم به اصلاح ساختار اقتصادی، رفع معضلات اجتماعی و دوستی و نزدیکی بیشتر با همسایگان زیرا تمامی همسایگان ما مسلمانند و وحدت اسلامی می¬طلبد مانند یک مادر با فرزندان مهربان باشیم.
والسلام
- جمعه ۸ دی ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۹ دی ۱۳۹۶