• print
یادداشت – سه شنبه ۹ تیر ۱۳۹۴

تخدیر فرهنگی

اسماعیل عسلی

اعتیـاد شـگفت انگیزترین بلای زمینـی اسـت چـرا که از معتـاد و قاچاقچـی و سـوداگر و فروشـنده خرده پـا گرفتـه تـا مردم و مسـئولین، همه از دسـت آن مینالند. قاچاقچـی بـه دنبـال کار بهتـری میگردد، معتـاد دنبال تـرک کـردن اسـت، فروشـنده دچـار عـذاب وجـدان اسـت، مـردم گرفتـار عـوارض و پیامدهـای امنیتـی، اخلاقـی و اقتصـادی اعتیـاد هسـتند و مسـئولین هـم دغدغـه ی ریشـه کنی آن را دارنـد و جالـب توجـه ایـن کـه تولیدکننـدگان مـواد مخدر نیز از شـغل خـود راضی نیسـتند و همـه ی دولتهـا نیـز برای مبـارزه بـا قاچاق مـواد مخـدر برنامـه دارنـد و هزینـه میکننـد و سـالیانه چندیـن هـزار نفـر بـه دلیـل ابتلای به مـواد مخـدر و چنـد صـد نفـر نیـز در راه مبـارزه بـا مـواد مخـدر جـان خـود را از دسـت میدهنـد و در عین حال اگـر بخواهیم حجـم پولـی کـه سـالیانه از مجـاری گوناگـون شـامل خریـد و فـروش و توزیـع و جریمـه و تبانـی و دلالـی و درمـان معتادان و هزینه ی خسـارات ناشـی از اعتیاد و… جابجا میشـود را محاسـبه کنیم سـر بـه میلیاردها دلار میزنـد.

و اگـر چـه ظاهراً همه از دسـت اعتیـاد مینالند امـا برخـی از ایـن راه زندگـی میکننـد بـه طـوری کـه می  تـوان گفـت تقریبـا چندیـن میلیـون نفر در ایـران از لحـاظ معیشـتی به پول سـیاهی کـه از تولیـد و توزیع و فـروش و دلالـی و اغمـاض و تسـاهل و … در پیونـد با مـواد مخـدر بـه دسـت میآیـد زندگـی میکنند. اگـر مـرگ و میرهـای ناشـی از مصـرف مواد مخـدر را در سـال محاسـبه کنیم با نابودی چندین روسـتا توسـط یـک زلزلـه ی ده ریشـتری برابـری میکنـد و هیـچ بیمـاری خطرناکـی در ایـران وجـود نـدارد که بـه اندازه مـواد مخـدر مرگ آفریـن باشـد. سـئوال ایـن اسـت که چـرا بـا وجود اطلاع مردم و مسـئولین از ایـن واقعیتها بـاز هـم میبینیـم که اعتیاد ریشـه کن نمیشـود.

شـاید علـت آن سـودآوری بالای تولید و توزیـع و فروش مواد مخـدر برای افـراد گوناگون باشـد. اگر سـئوال شـود که چـرا آمـار اعتیاد در ایران بالاسـت پاسـخهایی داده میشـود کـه البته همه ی این پاسـخها در یـک سـطح از پذیـرش نیسـت و به نظر میرسـد که راهکارهایـی برای مقابله وجود داشـته باشـد. میگوینـد ایـران در همسـایگی کشـورهایی قـرار دارد کـه تولیـد کننـده محصـولات قابـل تبدیـل بـه مـواد مخدر هسـتند، در پاسـخ میتـوان گفت که چیـن، هند، تاجیکسـتان، ازبکسـتان، ترکمنسـتان نیز در همسـایگی افغانسـتان و پاکسـتان قـرار دارنـد اما تعـداد معتادان آن کشـورها بـه نسـبت جمعیـت از ایـران کمتر اسـت. میگوینـد مرزهـای مشـترک ایـران بـا افغانسـتان و پاکسـتان بـه دلیـل کویـری بـودن و گسـتردگی قابـل کنتـرل نیسـت کـه اگر چنین باشـد بنابر ایـن گروههای معانـد و تکفیـری نظیـر داعـش نیـز بایـد بتواننـد بـه راحتـی نفـوذ کننـد در حالـی کـه نمیتواننـد.

میگوینـد که تعـداد قابل توجهـی از مرزنشـینان ایرانی بـه دلایـل گوناگـون از جمله فقر، بیکاری و خشکسـالی و برخـورداری از امـکان عبـور و مـرور در مـرز، آلوده به قاچـاق مـواد مخـدر میشـوند. در پاسـخ بایـد گفت که دولـت میتواند بخشـی از خسـارتی که اعتیاد به کشـور وارد میکنـد را بـه قبایل مرز نشـین که آشـنایی زیادی بـا شـگردهای قاچـاق مـواد مخـدر دارنـد بپـردازد و در مقابـل از آنهـا تضمیـن بگیـرد کـه مـاده مخـدری وارد نشـود و بـه مـوازات آن نیـز برای کشـف و خبررسـانی پیرامـون قاچـاق مـواد مخـدر جوایـز قابـل توجهـی در نظـر بگیرد. میگوینـد از آنجایـی کـه ایران در مسـیر خـط ترانزیت مـواد مخـدر بـه اروپـا قـرار دارد، رواج اعتیـاد در ایـران اجتناب ناپذیـر اسـت.

در پاسـخ بایـد گفـت: ایـران میتوانـد ماننـد برخـی از کشـورها نظیـر چیـن و مالزی و برخـی کشـورهای عربـی کـه مجـازات سـختی برای حمـل و توزیـع مـواد مخـدر در نظـر میگیرنـد از چنین ضایعـه ای جلوگیـری کند. میگوینـد ضریـب بـالای افسـردگی در ایـران کـه از فقـر، بیـکاری و انـواع بیماریهـای روانـی ناشـی میشـود ریسـک ابتلا بـه اعتیـاد را پایین مـی آورد که بایـد گفـت اینها علـت ثانویه هسـتند و اگـر عرضهای وجـود نداشـته باشـد تقاضـا بـه جایـی نخواهـد رسـید. میگوینـد کـه ممنوعیـت مشـروبات الکلی در ایـران به اعتیـاد دامـن زده اسـت و بـه تعبیری دیگـر اعتیاد جای الـکل را گرفتـه اسـت در صورتی که آمار ابتلا به الکل نیـز در ایـران کم نیسـت، ضمن اینکه چنیـن ممنوعیتی در برخـی از کشـورهای اسلامی نیـز اعمـال میشـود امـا بـه مصرف مـواد مخـدر دامـن نمیزند. ضمـن این کـه بایـد اذعان داشـت تولیـد غیر اسـتاندارد مشـروبات الکلـی در ایـران سـالیانه تلفات و خسـارات بدنی زیادی به دنبـال دارد.

میگوینـد پدیـده حاشیه نشـینی در اطـراف کلانشـهرها یکـی از عوامـل رونق خریـد و فروش مواد مخدر اسـت کـه البتـه حرف درسـتی اسـت و علت آن نیز این اسـت کـه در ایـران چیـزی بـه اسـم مدیریـت جمعیـت وجود نـدارد. در کمتـر کشـوری میتوان شـاهد عبـور و مرور اتبـاع غیـر مجاز بیگانـه در شـهرهای آن بود. زمانـی کـه افغانیهـا بـه دلیـل جنگهـای داخلـی بـه سـمت ایـران رانـده شـدند دولـت وقـت میبایسـت ضمـن هماهنگـی بـا سـازمانهای جهانـی در خصوص ایجـاد کمپهـای مـرزی و ارائـه ی خدمـات بـه آنهـا برنامهریـزی میکـرد و اجـازه نمـیداد کـه افغانیهـا، پاکسـتانیها و عراقیهـا بـدون حسـاب و کتـاب وارد کشـور شـوند و ضمن اشـغال بازار کار به انـواع تخلفات اجتماعـی از جملـه اعتیـاد دامـن بزنند. متأسـفانه چنین کاری صـورت نگرفـت و در مـورد نحـوه هزینه کـرد پولـی کـه سـازمان ملـل بابـت هـر پناهجـوی قانونـی پرداخـت کـرده نیـز گـزارش جامعی در دسـت نیسـت! مشـکل دیگـری کـه در ارتباط با مـواد مخـدر در ایران وجـود دارد ایـن اسـت کـه هرگـز شـاهد رویـه ی ثابتی در برخـورد بـا ایـن پدیـده شـوم نبوده ایم به طـوری که گاهـی معتـاد را مجرم و گاهـی بیمار توصیـف کرده اند، گاهـی شـدیدترین مجازاتهـا را اعمـال کرده انـد و گاهـی بـا تسـاهل برخـورد شـده کـه البتـه فشـارهای حقـوق بشـری نیـز بی تأثیـر نبوده اسـت.

مشـکل دیگـر ایـن اسـت کـه سـاز و کار گسـتردهای بـرای شناسـایی و کمـک بـه تـرک اعتیـاد افـراد مبتلا وجـود نـدارد و اغلـب تصـور مـی کننـد کـه تصمیم به تـرک اعتیـاد و گذرانـدن دوران پاکـی بـرای دوری از مـواد مخـدر کفایـت مـی کنـد در حالـی که به مـوازات تغییـر شـرایط روحـی فرد معتـاد باید شـرایط محیطی و اقتصـادیاش نیـز تغییر کنـد زیرا تجربه نشـان داده که ثابـت بـودن شـرایط قبل از ابتلا به مواد مخـدر و پس از تـرک آن بـرای معتـادان، احتمال ابتلای مجدد افراد  پـاک شـده را بـه دنبال داشـته اسـت. فرضا اگر کسـی بـه دلیـل بیـکاری بـه مـواد مخـدر روی آورده پـس از پـاک شـدن نیـز همچنـان بیکار اسـت و بـرای رویکرد مجـدد آمادگـی لازم را دارد. مشـکل دیگـر کمبـود فضاهـای ورزشـی و تفریحـی از یـک سـو و برخـی محدودیتهایـی کـه جوانـان را بـه فضاهـای بسـته و خلوتگاههـا میکشـد از سـوی دیگـر در سـرعت ابتلای جوانان بـه مواد مخدر مؤثر اسـت و مسـأله مهم این اسـت که کسـی نمیتواند این واقعیت را بـه برخـی از مؤلفه هـای مؤثـر و تصمیم گیرنده تفهیم کنـد و ایـن عـده هنوز هـم میگوینـد مرغ یک پـا دارد خوشـبختانه اخیـراً بـا درک واقع بینانه ای کـه به متولیان امـر هم سـرایت کـرده شـاهد ایجـاد گشـایش هایی در این زمینه هسـتیم. برخـی از کارشناسـان ضعـف ایمـان مذهبـی و ناامیدی و یـأس را در گسـترش اعتیـاد مؤثـر میداننـد که حرف درسـتی اسـت و باید ابتدا علت آن را جویا شـد و سـپس بـه رفـع آن پرداخت. اینکـه ایمان مذهبی مردم آسـیب دیـده تردیـدی نیسـت امـا باید دلایـل آن را شناسـایی کرد. کسـی کـه بـه اعتیـاد روی مـیآورد قبل از آلوده شـدن بـه مـواد مخـدر دچـار تخدیـر فرهنگـی، گم گشـتگی، بیهویتـی و توهـم شـده کـه حتـی اگر موفـق به ترک هـم بشـود در چنیـن فضایـی آمادگـی ابتلای مجدد را دارد. بایـد بـه دنبال چـارهای برای تخدیـر فرهنگی بود.

Comments are closed.