سرمقاله
اسماعیل عسلی
نگاه محله ای گره گشای ترافیک
اگر چند گروه نظرسنجی با ظرافت و تیز بینی چندین میدان تحقیق را برای خود در نظر بگیرند و پس از استقرار در چند نقطه ی شهر از شهروندانی که سوار خودرو هستند بپرسند که از کجا می آیند و به کجا می روند و همه ی گفت و شنودها را ثبت و ضبط کنند و روی نمودار پیاده نمایند متوجه می شوند که بالای ۸۰ درصد شهروندان در صورت دسترسی محله ای به امکاناتی نظیر آموزشگاه، درمانگاه، بازار مرکزی، پارک، فرهنگسرا، نمایندگی بیمه و دفاتر پیشخوان که مجوز انجام برخی استعلامات و کارهای اداری را به نمایندگی از ادارات کل از طریق دولت الکترونیک داشته باشند ناگزیر نیستند که روزانه چندین کیلومتر مسافت را با استفاده از خودرو شخصی و یا تاکسی و اتوبوس برای انجام کارهای روزمره خود طی کنند.
برای نمونه یکی از دلایل ایجاد ترافیک در کلان شهری چون شیراز در ساعات اولیه صبح و ساعات پایانی وقت اداری، استفاده دانش آموزان از سرویس است و دانش آموزانی که به دبستان، مدارس غیردولتی و نمونه دولتی و تیزهوشان می روند بیش از سایر دانش آموزان از سرویس استفاده می کنند، دلیل آن هم کاملاً مشخص است چون مدارس دولتی برای ثبت نام دانش آموزان بر اساس طرح آدرس عمل می کنند و کمتر اتفاق می افتد که دانش آموزان سالم و غیرخردسال برای رسانیدن خود به مدرسه دولتی نیازمند سرویس باشند زیرا معمولاً در هر محله ای دبستان و دبیرستان تأسیس گردیده و اخیراً خیرین مدرسه ساز هم به کمک دولت شتافته اند و در بسیاری از محله ها مدرسه سازی کرده اند.
بیشترین کسانی که در جابجایی ها ناگزیر به استفاده از وسایط نقلیه عمومی خصوصاً اتوبوس هستند کارگران می باشند زیرا خانه ی اغلب کارگران در مناطق جنوبی و شرقی شیراز قرار دارد و محل کار آنها متناسب با کاری که انجام می دهند اعم از بنایی، نقاشی، لوله کشی، کارهای خدماتی و تولیدی اغلب در غرب و شمال شیراز قرار گرفته است که با تکمیل و راه اندازی فاز ۲ و ۳ قطار شهری و نهادینه شدن استفاده از مترو بار زیادی از دوش خیابان ها برداشته می شود.
مشکل دیگری که به ترافیک دامن می زند این است که افراد می توانند بدون داشتن محل پارک خودرو بخرند و این در حالی است که در صورت نداشتن پارکینگ ناگزیر هستند از معابر عمومی و کنارخیابان ها به عنوان پارکینگ استفاده کنند. حال اگر نیروی انتظامی با هماهنگی شهرداری برای جلوگیری از وجود خودرو بدون پارکینگ برنامه ریزی می کردند و طرح جانمایی خودرو به خوبی اجرایی می شد کسانی که فاقد پارکینگ بودند ناگزیر می شدند یا از پارکینگ عمومی استفاده کنند و یا از داشتن خودرو منصرف شوند. این امر ضمن این که روی تغییر فضای شهری تأثیر مثبتی داشت به عنوان یک عامل پیش گیرنده، هزینه ی خودرو داری را بالا می برد. تصور کنید فردی که قصد استفاده از خودرو شخصی برای خرید در سطح شهر را دارد اگر نتواند در پارکینگ های عمومی محل پارک پیدا کند و حق پارک کردن در کوچه ها و حاشیه ی خیابان ها را هم نداشته باشد به احتمال زیاد عطای استفاده از خودرو را به لقای آن می بخشد در این صورت اگر شهرداری به حق پارکی (سی پی) که از شهروندان می گیرد دلخوش نباشد و همه به استثنای خودروهای امدادرسان، خودرو پلیس و تاکسی و اتوبوس حق ایستادن در کنار خیابان را نداشته باشند، شهری خواهیم داشت پاک تر از آنچه هم اکنون هست.
متأسفانه گاهی ما به سود اندکی دل خوش می کنیم اما حساب زیان های ناشی از آن را نمی کنیم و این در حالی است که بسیاری از بیماری ها، خشونت های خیابانی، سرقت خودرو، مصرف بالای سوخت، آلودگی صوتی و آلودگی هوا، زیان ناشی از کاهش سرعت انجام کارها، تنش های عصبی و مخارج مربوط به تعمیر و استهلاک خودروها و حتی خسارت حاصل از برخورد خودروها نیز هزینه هایی است که بر دولت و مردم تحمیل می شود.
دلمان را خوش کرده ایم به چند کارخانه مونتاژ خودرو و اسمش را هم گذاشته ایم خودرو ملی و سالانه چند میلیون خودرو غیراستاندارد تولید می کنیم و از یک طرف با دریافت مبلغی گزاف از خریداران خودور، احساس کاذبی به ما دست می دهد که چندهزار نفر را در کارخانه های خودرو سازی سرکار گذاشته ایم و از طرفی دیگر چندین برابر پولی که به اجحاف از مردم می گیریم را صرف پرداخت یارانه بنزین و گازوئیل می کنیم و دائماً هم از آلودگی هوا می نالیم و از عزم ملی برای مقابله با آن سخن می گوییم.
می گویند یک نفر سوزنی برداشته بود و دائم به پای خود فرو می برد و فریاد می زد به داد من برسید. یک نفر آدم عاقل آمد سوزن را از دست او گرفت و آن را دور انداخت و گفت حالا راحت بنشین. باید این سوزن را از دست دولت و شهرداری ها گرفت تا راحت شوند.
به جرأت می توان گفت اگر قرار باشد کارخانجات خودروسازی در ایران کماکان خودروهای غیراستاندارد تولید کنند و مردم هم آنها را با قیمت گزاف بخرند و نیروی انتظامی هم ناگزیر به شماره گذاری خودروهای خریداری شده باشد و شهرداری هم به گرفتن پول حق پارک حاشیه خیابان دل خوش کند ظرف ۱۰ سال آینده دیگر جایی برای پارک و حرکت خودرو وجود ندارد و نصف بیشتر ساکنان کلانشهرها نیز به انواع بیماری ها مبتلا می شوند و گره ترافیک هم روز به روز کورتر خواهد شد و به مشاغل کاذب خواهد افزود.
اما اگر سازمان استاندارد و محیط زیست محکم پای کار بایستند و برای هر شهری متناسب با ظرفیتش تعداد اتومبیلی که در سال می تواند شماره کند را تعیین نمایند و شماره گذاری های جدید را به خروج خودروهای فرسوده از مدار مصرف منوط کنند و در هر کلانشهری چند کارخانه ی تولید دوچرخه تأسیس نمایند و حتی سه چرخه و چهارچرخه نیز بسازند تا همه ی اقشار مردم اعم از زن و مرد و پیر و جوان بتوانند با پوشش مناسب از آن استفاده کنند و اسلام را هم بهانه نکنند زیرا در زمان پیامبر زنان هم سوار بر شتر می شدند و هم سوار بر اسب و هیچ کسی هم به زنان اعتراض نمی کرد، زنان پیامبر هم سوار شتر می شدند و حتی اگر ناگزیر می گردیدند مانند “ماجرای افک” بر ترک سوارکار هم می نشستند و اگرچند نفر هم دچار توهم می شدند خداوند پاسخ آنها را می داد. به هر حال ما که در مملکتمان موشک قاره پیما می سازیم چرا باید از چین و کره و هنگ کنگ و فرانسه و ایتالیا دوچرخه وارد کنیم که ساخت آن مکانیزم و تکنولوژی پیچیده ای هم ندارد و قابل مقایسه با پهپاد و دستگاه های الکترونیکی هم نیست!
دوچرخه سواری برای سلامتی هم خوب است و به نفع دولت هم هست چرا که دیگر مجبور به پرداخت حق معالجه بیماری های ناشی از تنبلی و بی تحرکی از طریق بیمه هم نیست.
موضوع دیگری که در پیوند با خودروها مطرح می شود این که در ایران عمر خودروها مشخص نیست در حالی که در اغلب کشورهای پیشرفته و بعضاً توسعه یافته و در حال توسعه هر خودرویی عمر مشخصی دارد که با گذشت آن دیگر استفاده از خودرو خلاف مقررات است. اگر چنین قانونی در ایران وجود داشت و رعایت می شد سالانه هزاران خودرو از مدار مصرف خارج می شدند و داشتن خودرو هم مقرون به صرفه نبود. در حالی که در کشور ما حتی خودروهایی که عوارض سالیانه آنها پرداخت نشده هم اجازه تردد دارند و شهرداری ها ناگزیر باید به مردم جایزه بدهند تا عوارض بپردازند.
- سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۴ بهمن ۱۳۹۶