سرمقاله
محمد عسلی
انقلاب اسلامی ایران در یک نگاه
در ۱۲ فروردین سال ۵۸ نظام جمهوری اسلامی ایران با حضور اکثریت قریب به اتفاق مردم در رفراندومی که بدین منظور برگزار شد با ۲/۹۲ درصد آرا به تصویب رسید.
جمهوری به معنای حضور تمامی مردم فرم و شکل نظام و اسلامی محتوای آن اینکه مردم با حکومت اسلامی آشنا بودند یا نبودند و به قول بعضی از منتقدین که گفته¬اند مردم نمی-دانستند قوانین حکومت اسلامی چگونه تدوین می¬شود نوعی غفلت است به عمد و یا سهو زیرا از همان روزهای نخستین اعتراضات و تظاهرات میلیونی خیابانی شعارها بیشتر جنبه اسلامی داشت؛ رهبر نظام هم یک مرجع تقلید مورد اعتماد مردم بود. در تمامی صحبت¬هایی که از امام خمینی شنیده شد و یا مصاحبه¬هایی که با ایشان رسانه¬های داخلی و خارجی کردند همه صحبت از اسلام و قوانین اسلام بود و نکته مهم¬تر آنکه انقلاب اسلامی ایران با تأسی به نهضت امام حسین (ع) و با الهام از خون شهدای کربلا دنبال می¬شد. از مرحوم آیت¬الله طالقانی، حسینعلی منتظری، استاد شهید مرتضی مطهری گرفته تا زنده¬یاد دکتر علی شریعتی، مهندس مهدی بازرگان، شهیدان رجایی، باهنر، بهشتی و مرحوم آیت¬الله رفسنجانی که همگی به نوعی در همیاری و همدلی با انقلاب اسلامی از جان و مال و آبرو مایه گذاشتند؛ همگی پیشقراولان مسلمانی بودند که از قوانین اسلامی دم زدند؛ بیشتر کسانی که در مقابله با نظام شاهنشاهی طعم تلخ شکنجه و زندان را چشیدند به جز اندکی از چپ¬گرایان و طرفداران کمونیسم، همگی با الهام از مکتب اسلام به حق¬طلبی و حق¬جویی شهره بودند. حتی کسانی که دست به ترور بعضی از سران سلطنت زدند یا طلبه حوزه¬های علمیه بودند و یا از مشی و سیاست روحانیون مسلمان و مبارز پیروی می¬کردند لذا حکومت اسلامی و به تعبیر دیگر جمهوری اسلامی یک نام ¬آشنا بود. هر چند بسیاری از قوانین جزایی و مدنی که ملهم از قرآن، سنت، اجماع و عقل است برای بعضی¬ها و یا بسیاری روشن نبود. اما مردم به اعتبار دین و مذهبی که داشتند و از دستورات و قوانین آن پیروی می¬کردند به جمهوری اسلامی رأی دادند.
کسانی که بعداً با این آراء مردمی مخالفت کردند گروه¬های لائیک، منافقین، لیبرال¬ها و سلطنت¬طلب¬ها بودند هر چند سازمان مجاهدین خلق آن زمان، گروه¬های ملی و میهنی مانند جبهه ملی، نهضت آزادی و حتی توده¬ای¬ها هم به جمهوری اسلامی رأی دادند و برای شرکت مردم در رفراندوم اطلاعیه صادر کردند.
شعار پایه¬ای و اصولی انقلاب اسلامی ایران، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بود. استقلال اعم از استقلال سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی است که حفظ کلیت آن در مقاطع مختلف و حتی در بحران¬های ناشی از جنگ، تحریم، تهدید و ترور شخصیت¬ها اعم از ترور جانی و شخصیتی سعی شد رهبر، دولت، مجلس و قوه قضاییه به آن پایبند باشند. فشارهای ناشی از دولت¬های غربی که از همان ابتدای انقلاب تاکنون رو به افزایش است ناشی از همین استقلال¬خواهی است به ویژه دولت¬های آمریکا فشار خود را بر حاکمیت ایران و ایرانیان وارد کرده¬اند.
بدین معنی که اگر نمی¬خواستیم تحریم¬ها را دور بزنیم افرادی مانند بابک زنجانی هم فرصت خیانت و دزدی و کلاهبرداری پیدا نمی¬کردند.
سایر اختلاس¬ها هم که زخم¬های عمیقی بر روح و روان مردم گذاشت بیشتر ناشی از تحریم¬هایی است که فرصت نظارت دقیق و بازرسی را به علت مدیریت بی¬خیال و ناکارآمد از دولت¬های نظام گرفتند.
به هر تقدیر تا زمانی که آمریکا نتواند سلطه و نفوذ خود را در ایران همانند سایر کشورهای نفت¬خیز خاورمیانه تسری دهد با ما دشمنی خواهد کرد و ایران مستقل و آزاد را نخواهد پذیرفت.
و اما بعد:
آزادی که می¬توان از آن تفسیر موسع کرد در انطباق با قوانین و حکومت اسلامی عبارت است از ظهور اراده مشروع بدین معنی که هر آنچه از جانب شرع جایز است برای مسلمانان آزادی عمل در پی خواهد داشت و غیر مسلمانان هم که طبق قانون اساسی در برگزاری مراسم دینی و آیین¬های مذهبی خود آزادند.
در اسلام هر آنچه تالی فاسد دارد مجاز نیست و اگر آزادی به معنای پذیرش فرهنگ برهنگی، مشروبخواری در ملأ عام، ترویج فساد و رابطه آزاد باشد مغایر با قوانین اسلام است.
آنچه در این میان مهم می¬نماید نوع برخورد با مفاسد علنی و فسق است که آن هم در قوانین اسلامی یک رویه و اصلی دارد که آن را امر به معروف و نهی از منکر می¬خوانیم. امر به معروف و نهی از منکر با بگیر و ببند و دستگیری نتیجه نخواهد داد که ذکر جزئیات روش آن در این کوتاه نوشتار نمی¬گنجد.
شعار اساسی دیگر که خط مشی سیاسی خارجی نظام را تبیین و تعیین می¬کند؛ شعار نه شرقی و نه غربی است.
این شعار هم منبع قرآنی دارد و هم از فرمایشات امام اول شیعیان است که فرمودند: «الیمین والیسار مذله والجاده هی الوسطی» [راست¬روی و چپ¬روی گمراهی است و راه راست راه میانه است] از این سخن می¬توان چنین تعبیر کرد که راست¬روی افراطی و چپ¬روی افراطی گمراهی است. آیت¬الله طالقانی هم در اواخر عمر به این مهم پرداخت.
به هر تقدیر کسانی که مسلمانند، می¬باید به قواعد و قوانین دین خود احترام بگذارند و به آن عمل کنند که اگر چنین شود؛ بسیاری از معضلات کنونی رفع خواهد شد. مسلمان دروغ نمی¬گوید؛ رشوه نمی¬دهد و نمی¬گیرد؛ گناه مرتکب نمی¬شود؛ دست به جرم و جنایت نمی¬زند و با اعتیاد به مواد افیونی نفس و تن خود را به مخاطره نمی¬اندازد. کلیمی، مسیحی، مسلمان، زردشتی و دیگر ادیان مطرح جهان مشترکات زیادی دارند و یکدل و یک زبانند. مشکل از نامسلمانی ماست وگرنه اسلام بالاصاله عیبی بر آن مترتب نیست.
و اما بعدتر:
برگردیم به راه مقصود و اینکه اگر استقلال، آزادی و امنیت می¬خواهیم نخست باید خود را مقید به قانون و نظم و امنیت کنیم؛ نه آنکه خطاکاران و قانون¬ستیزان برای مردم ما نسخه بپیچند و بگویند چنین کنید و چنان کنید. زیرا،
ذات نایافته از هستی بخش
کی تواند که شود هستی بخش
اگر مسئولان انقلاب نتوانسته¬اند بسیاری از خواست¬های مردمی و نیازمندی¬ها را پاسخگو باشند باید دلایل آن را پیدا کرد.
آیا آنها در سیاست اعمال شده خود دچار اشتباه و نسیان بوده¬اند؟
آیا عملی خلاف اسلام و اهداف اولیه انقلاب انجام داده¬اند؟
آیا در خصوص بسیاری از وعده¬ها به علت جنگ تحمیلی، تحریم و تهدید نظامی مسلوب-الاختیار بوده¬اند و بیشتر اوقات خود را صرف حفظ انقلاب، کشور و مرزها کرده¬اند؟
آیا فرصت¬طلب¬ها، سوء استفاده¬چی¬ها، مدیران ضعیف و عدم بازرسی و نظارت بموقع موجب شده¬اند به بسیاری از معضلات اجتماعی دامن زده شود؟
آیا ظرف ۳۹ سال گذشته مسئولان در آزمون و خطا بوده¬اند؟
اگر هر یک از مسئولان برای این پرسش¬ها پاسخ آری داشته باشند برای حفظ هر آنچه قلب سالم انقلاب می¬دانیم که اقتدار و امنیت ما از آن است برای اصلاح و تغییر روش فرصت را از دست ندهند. به خود آیند و به تقاضاهای مردم انقلابی، مسلمان و دلسوز کشور رسیدگی کنند و در حد مقدورات به فقرزدایی روی آورند و برای جمعیتی که بعد از پیروزی انقلاب سه برابر شده¬اند کار و اشتغال و آموزش و تربیت، صحت و سلامت و امنیت خاطر ایجاد نمایند؛ بیش از آنچه ایجاد شده است. همانکه از روز نخست خواست مردم برای تغییر و انقلاب بوده است.
والسلام
- جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۴ بهمن ۱۳۹۶