سرمقاله
اسماعیل عسلی
سرچشمه های قدرت نرم
قدرت نرم به قابلیتی اطلاق می شود که اشخاص با بهره گیری از آن می توانند تبعیت خودجوش و کم هزینه ی مردم را از خود محقق سازند. تجربه نشان داده است که اعمال قدرت نرم هزینه اداره کشور را کاهش می دهد. اما این که سرچشمه های قدرت نرم را باید در کجا جستجو کرد پرسش پیچیده ای است زیرا فرهنگ عمومی، سطح سواد، تعریف مردم از زندگی و باورهای درونی که همواره در نوسان است ممکن است قدرت نرم را از یکی به دیگری منتقل کند. در طول تاریخ به تعداد انگشت شماری از شخصیت های کاریزماتیک برمی خوریم که توانایی انجام کارهای بزرگ با هزینه های کم را داشته اند. قدرت نرم می تواند ریشه در نفوذ معنوی، توان علمی بالا، صداقت و ساده زیستی، محبوبیت و بیان تأثیرگذار و توان متقاعدکنندگی بالا داشته باشد. از آنجایی که نتیجه گرا بودن مردم در مقام داوری عملکرد سیاستمداران موجب می شود با توجه به برخی لغزش ها که در عرصه های سیاسی اجتناب ناپذیر است، حفظ و افزایش قدرت نرم را برای آنها به چالشی بزرگ تبدیل کند، به همین دلیل برخی روحانیون اجتناب از ورود به عرصه های سیاسی و اجرایی را راهی برای حفظ قدرت نرم خود می دانند و بر این باور هستند که یک روحانی در مقام منتقد اجتماعی بدون این که با ورود به عرصه های اجرایی ناگزیر به پذیرش مسئولیت برخی ناکامی ها باشد می تواند ضمن حفظ قدرت نرم خود، شائبه ی ناکارآمدی را در مقام اجرای عدالت از ساحت دین دور کند؛ هر چند برخی دیگر این گونه مسئولیت گریزی ها و خارج از گود به داوری نشستن ها را گونه ای عوام فریبی تقدس مآبانه می دانند. پرواضح است که این چالش و اختلاف نظر با پذیرش این که هر کسی متعلق به هر طبقه ی اجتماعی در صورت برخورداری از دانش سیاسی لازم منعی برای پذیرش مسئولیت و فعالیت سیاسی ندارد قابل حل است. مسلماً کسانی که سیاست را دانشی اکتسابی و آکادامیک نمی دانند و به ملزومات فعالیت سیاسی که چارچوب های شناخته شده ی خودش را دارد باورمند نیستند همواره در معرض لغزش قرار دارند و همین امر در درازمدت به ناکارآمدی و تحلیل و انحطاط قدرت نرم آنها می انجامد و هزینه ی اداره کشور را بالا می برد. پیامبر اکرم مسئولیتی را که به سلمان می دهد به ابوذر نمی دهد. ایشان در حالی که ابوذر را راستگو توصیف می کند اما با سلمان رایزنی می کند. یک سیاستمدار واقعی در مقام واگذاری مسئولیت به افراد باید آنچنان تعهد و تخصص را در هم بیامیزد که بحث اولویت یکی نسبت به دیگری زمینه ی سوء استفاده و رانت را فراهم نکند.
باید پذیرفت که اهمیت اداره یک سازمان یا روستا و شهر و استان و کشور از هدایت یک هواپیما کمتر نیست. آیا ما حاضر می شویم به این دلیل که فلانی برادر فلانی است و هم عقیده با ماست و فداکاری کرده و خدمات ارزشمندی هم انجام داده اما هیچ سررشته ای در خلبانی ندارد مسئولیت هدایت یک هواپیما را به او بسپاریم و به مردم هم بگوییم شما باید سوار این هواپیما شوید؟
اگر چه اشتهار به برخورداری از قدرت معنوی یکی از سرچشمه های قدرت نرم است اما در صورتی که آسیب شناسی نشود و عده ای بخواهند با بزرگنمایی های غیرمعقول مبتنی بر تبلیغات، نگاهی ابزاری به آن داشته باشند و شخصی را محبوب کنند، نتیجه ی معکوس خواهد داشت زیرا محبوبیت، مکانیزمی شبیه به عشق دارد که مانع تشخیص برخی کاستی ها در معشوق می شود. شاید بتوان گفت شخصیت کاریزماتیک داشتن و محبوبیت در صورتی که با دانش سیاسی پشتیبانی نشود حتی اگر شخص محبوب شده از طریق بزرگنمایی ها را دچار کیش شخصیت نکند گاه به اتخاذ تصمیمات خطرناک و پر هزینه ای می انجامد که جامعه را در مهلکه می اندازد. نمونه اش توصیف احمدی نژاد به عنوان پدیده قرن بود که هیچ تناسبی با ظرفیت های روحی او نداشت و از او یک شخصیت متوهم ساخت!
یکی از ویژگی های تصمیمات خسارت بار در عرصه ی سیاسی برخورداری آن از منافع ناچیز کوتاه مدت و داشتن پیامدهای خسارت بار در دراز مدت است. نمونه اش حمله به سفارت عربستان که اگر چه منجر به تخلیه فشار روانی عده ای ظرف چند ساعت شد اما هنوزاهنوز مسئولین سیاست خارجی و ورزشکاران و متقاضیان حج و بازرگانان دارند خسارت آن را می پردازند! نمونه های دیگر آن هم فراوان است!!
یکی از نشانه های وجود قدرت نرم برقراری امنیت با پایین ترین هزینه است. در زمان پیامبر(ص) برخی افراد می آمدند و داوطلبانه به گناه خود اعتراف می کردند و خواهان صدور فرمان مجازات می شدند در صورتی که پیامبر ساز و کاری اداری برای حراست و بازرسی و تفتیش و رصد اطلاعاتی نداشت. چنین قدرت نرمی ریشه در نفوذ معنوی پیامبر دارد.
این که در یک کشور قبلاً برنامه هایی با هزینه های بسیار پایین و به صورت خودجوش صورت می گرفته اما اکنون همان برنامه ها با هزینه ای بالا برگزار می شود و در گرو هماهنگی های فراوان است نشان دهنده ی افول قدرت نرم است.
یکی از سرچشمه های قدرت نرم، هم ذات پنداری عمومی نسبت به مسئولان بالادستی است به این معنا که مثلاً تمام مردم از هر قوم و مذهب و اقلیت و ایده و دیدگاهی شخصی را رئیس جمهور و یا رئیس مجلس خود بدانند و این احساس به آنها دست ندهد که سهمی مساوی دیگران در اداره کشور ندارند یا بترسند که اگر تخصص و انگیزه ی خدمت در سطوح بالا را داشته باشند، مناسبات پیچیده ی و درهم تنیده باندی مانع آنها می شود. اصولاً تعبیر اقلیت از دستجات قومی و مذهبی تعبیر توهین آمیزی است زیرا قطره ی پیوسته به دریا را باید دریا به حساب آورد و باور داشت که لحاظ کردن فاکتورهای قومی و مذهبی در واگذاری مسئولیت ها از قدرت نرم یک حکومت و ترغیب تمامی مردم به مشارکت در امور می کاهد و مفهوم ملیت را زیر سؤال برده، درجه تحریک پذیری اقوام و اقلیت ها را توسط بیگانگان و عوامل نفوذی بالا می برد و این پرسش را ایجاد می کند که آیا یک فرد تنها در شناسنامه اش ایرانی است؟ به یاد دارم زمانی که آندو تیموریان چند بار به عنوان کاپیتان تیم ملی بازی کرد احساس خوبی را به همگان منتقل نمود و این مسأله می تواند در چارچوب قانون اساسی به تمامی امور تسری پیدا کند نه این که عضویت یک زردشتی در شورای یک شهر تن و بدن عده ای را بلرزاند! این که پیامبر می فرماید الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلم اشاره به قدرت نرم نشأت گرفته از عدالت دارد که به ماندگاری حکومت عدل می انجامد. قدرت نرم ضروری ترین نیاز یک حکومت است و با عدالت محقق می شود نه با اسم و عنوان حکومت! حتی در عرصه ی سیاست خارجی هم باید به قدرت نرم باور داشته باشیم زیرا برای پیشبرد اهداف خود نیازمند متقاعد کردن و همراه ساختن افکار عمومی جهانی با خود هستیم و حرکتی نظیر حمله به سفارتخانه ها یا یکسان دیدن برخی ملت ها با دولت هایشان و توهین به نمادهای مورد احترام آنها در آیین های رسمی که به منزله ی نادیده انگاشتن عرف بین المللی است از قدرت نرم ما در عرصه ی جهانی می کاهد و مواضع صحیح ما را نیز به چالش می کشد.
بالاخره ما باید روزی باور کنیم الگو قرار دادن مناسباتی که تنها در برخی جوامع بسته و سنتی جواب می دهد در جامعه با وجود تعدد سلیقه ها و رویکردها موفقیت آمیز نیست!
موضوع دیگری که در پیوند با قدرت نرم حائز اهمیت است لحاظ کردن سطح فرهنگ، سواد و تعریف مردم از زندگی در اداره ی کشور است. در حال حاضر افزایش افراد باسواد و تحصیلکرده از یک سو و امکان ارتباط فراگیر مردم با جهان از سوی دیگر سطح انتظارات آنها از زندگی و حکومت را بالا برده و دیگر نمی توان با شیوه هایی که پیش از این کارایی نسبی داشت کشور را اداره کرد؛ لذا باید به دنبال راهکارهایی نوین در راستای همراه کردن مردم با حکومت بود. قدرت نرم احساس هم سرنوشتی را به اوج می رساند و به استحکام پیوند بین مردم و حکومت می انجامد به طوری که کمتر شاهد سرکشی های مدنی، مالیات گریزی، قاچاق و اختلاس و شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت خواهیم بود.
در پایان باید گفت قانونمندی، مقابله با رانت، عدالت و قرار دادن مردم زیر چتر فراگیر ملیت و رعایت حقوق شهروندی و انسانی از جمله راهکارهایی است که قدرت نرم را افزایش داده و هزینه ی اداره کشور را کاهش می دهد و دیگر نیازی نیست که برای مشارکت دادن مردم در امور مختلف ناگزیر به دادن امتیازات غیرمتعارف به آنها باشیم و نتوانیم بدون رصدها و نظارت های چند لایه و پرهزینه با ناهنجاری هایی که نشانه ی بارز افول قدرت نرم است مقابله کنیم.
- شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۹ بهمن ۱۳۹۶