سرمقاله
اسماعیل عسلی
تالابی خاموش
حتی برای کسی که هیچ تخصصی در زمینه ی مسایل فنی ندارد و قادر به تحلیل دلایل سرنگونی هواپیمای ATR، واژگونی اتوبوس ها و تصادفات جاده ای، تبیین دلایل اختلاس ها، تخلفات مالی و نابسامانی های ارزی نیست این پرسش وجود دارد که چرا ناامنی هایی از این دست که از یک سو تلفات انسانی در حد شرایط جنگی از ما می گیرد و از سویی دیگر اقتصاد را زمینگیر کرده و بازتاب آن حتی روی گردشگری نیز تأثیر منفی می گذارد، مهار نمی شود. اینجاست که باید از خود بپرسیم آیا تعریفی که ما از امنیت داریم قابل تأمل نیست؟ آیا اگر ما درگیر یک جنگ منطقه ای بودیم کمتر از این میزان دچار خسارت جانی و مالی می شدیم؟
قابل انکار نیست که وجود امنیت همه جانبه از منظر اقتصادی حکم یک پشتوانه قوی برای کشور دارد چرا که زمینه جذب سرمایه خارجی را فراهم می کند، گردشگری را رونق می بخشد، به تولیدکنندگان، صادرکنندگان و فعالان اقتصادی اطمینان خاطر می دهد و فرصت سوء استفاده را از اخلالگران و دلالان می گیرد و به جامعه ای که هر روز مجبور نیست شاهد تلفات انسانی و مصیبت های بزرگ اقتصادی باشد نشاط می بخشد و تصویری امیدوار کننده پیش روی مردم ترسیم می کند.
این که به دنبال هر حادثه ی تلخی شاهد جنجال هایی فاقد دستاوردهای مؤثر و صرفاً در راستای موج سواری و کنترل عواطف جریحه دار شده ی مردم و امیدوار ساختن آنها در مجلس و محافل سیاسی و پشت تریبون ها باشیم و بخواهیم بدون ریشه یابی حوادث و معرفی مقصران اصلی و اشاره ی صریح به مشکلات ساختاری، سر و ته واکنش ها را به تحقیق و تفحص های کشدار که به مرور از شدت آن کاسته می شود محدود سازیم و فلان مدیر را دعوت به استعفا کنیم و فلان وزیر را استیضاح نماییم و دل مصیبت دیدگان را به آزمایش نمونه ی ژنتیکی و مژده ی پیدا شدن اجساد خویش کنیم به جایی نخواهیم رسید!
آنچه عمق چنین مصیبت هایی را صد چندان می کند، وجه المصالحه قرار گرفتن جان مردم در دعواهای جناحی و ناکارآمدی های مدیریتی و شعله ور شدن آتش ادعاهای نهفته در زیر خاکستر است. یکی می گوید حالا مخالفان خرید هواپیما بیایند جواب بدهند و دیگری بحث غیرمجاز بودن پرواز هواپیما در شرایط نامساعد آب و هوایی را پیش می کشد تا مسأله ی فرسودگی هواپیما را به حاشیه ببرد.
متأسفانه مجلس شورای اسلامی در بیشتر اوقات کمتر در متن اداره ی کشور قرار داشته و به نظر می رسد که وظیفه ی اصلی خود را جمع کردن حاشیه ها می داند، مانند تالابی خاموش که سرریز سیل های ویرانگر را در دل خود جای می دهد و آب های خروشان را آرام می کند و می بلعد!
پس از هر حادثه ای ابتدا چند نماینده خطابه هایی تند و آتشین ایراد می کنند و از حقوق مردم و آزادی و توسعه و کارآفرینی و لزوم عدم تکرار حوادث دم می زنند و فراکسیون ها به میدان می آیند و بیانیه می دهند و چند نفر را فرا می خوانند، سپس کار را به تحقیق و تفحص در کمیسیون ها می کشانند و کمیته ی ویژه تشکیل می دهند و هر از چند گاهی هم سخنگوی هیأت رسیدگی به حادثه اطلاعاتی جسته و گریخته و معمولاً ضد و نقیض صرفاً برای خالی نبودن عریضه و تأمین خوراک رسانه های پیگیر از خود بروز می دهد و در نهایت با فروکش کردن التهاب ها گویی که هیچ اتفاقی نیفتاده است.
شاید علت این که معمولاً خروجی مجلس در فرایند تحقیق و تفحص ها راضی کننده نیست به این واقعیت بازمی گردد که نمایندگان همه چیز را بر اساس قوانین مصوب ارزیابی می کنند. تکلیف قوانین ناکارآمد هم که روشن است، در حالی که وقتی مردم در جریان انتخابات، ترکیب مجلس را تغییر می دهند انتظار تصویب قوانین راهگشا و جدید دارند.
جالب این است همین نمایندگانی که پس از هر حادثه یادشان می افتد که آه و ناله و افشاگری کنند و انگشت روی کاستی ها بگذارند نمی دانند که فلسفه ی وجودی آنها این است که پیش از وقوع حوادث ناگوار ناشی از کاستی ها و ندانم کاری ها باید اقدامی بازدارنده داشته باشند!
نقل کرده اند مردی به نزد حاکم شهر رفت و از شخصی که به او ظلم کرده بود شکایت نمود، حاکم شروع کرد به ناله و نفرین به شخص ظالم. مرد بدون اعتنا به حاکم راه خود را گرفت و رفت. حاکم با عصبانیت گفت کجا می روی من دارم با تو سخن می گویم. مرد ستم دیده گفت: مادرم بهتر از تو نفرین می کند، می روم شکایتم را نزد او ببرم.
داد و بیداد نماینده پس از وقوع حوادث جز این که نقش سوپاپ اطمینان را داشته باشد چه ارزشی دارد؟ شما آه و ناله و نفرین را به مردم واگذارید که ظرف این چند سال حسابی در این زمینه تخصص پیدا کرده اند. کار شما قانونگذاری و استفاده از قدرتی است که مردم به شما داده اند. پرونده ی سوانح هوایی را بگشایید و خصوصاً دلایل مشترک همه ی آنها را مرور کنید، آمار سوانح روزانه جاده ای را دنبال کنید، یکبار دیگر دلایل نابسامانی های ارزی را از کارشناسان مستقل و آزاده بپرسید، از فرارهای مالیاتی و از اسکله های بی حساب و کتاب خبر بگیرید و به یاد داشته باشید که تاریخ به خاطر خواهد سپرد و فرزندان ما روزی به یاد خواهند آورد که در چنین سال ها و چنین روزهایی که مردم این همه رنج کشیدند شما نماینده ی آنها بودید و همان گونه که ما اکنون می توانیم مذاکرات و سخنرانی های نمایندگان از بدو تأسیس مجلس را در روزنامه ها دنبال کنیم آیندگان نیز نحوه ی دفاع شما از حقوق ملت را به داوری خواهند نشست. نماینده باید دو وظیفه ی اصلی برای خود قائل باشد یکی دفاع از منافع ملی و دیگری دفاع از فلسفه ی وجودی خودش که در واقع زمینه ای برای پاسخگویی او به خداوند است.
در ابتدای شکل گیری هر دوره از مجلس، تلاش برخی از نمایندگان برای عضویت در کمیسیونی که بیشترین سفر خارجی و رانت را به دنبال دارد و ارتباط چندانی هم با رشته ی تخصصی آنها ندارد، سئوال برانگیز است!
اگر جنب و جوش های مردمی در زمان برگزاری انتخابات مجلس را با انتخابات ریاست جمهوری مقایسه کنیم می بینیم که سهم مجلس چندان زیاد نیست و حرکت ها بیشتر حول و حوش جانبداری های قومی و طایفه ای و در خوش بینانه ترین حالت ناشی از موج سواری نامزدهاست و این مسأله نشان دهنده ی از رونق افتادن امید مردم نسبت به توانایی مجلس است که با در رأس امور بودن آن منافات دارد.
جرح و تعدیل های صورت گرفته پیرامون قوانین مصوب در دوره های مختلف نشان می دهد که بدنه ی کارشناسی مجلس بسیار ضعیف است و این که گفته می شود عناوین علمی نسبت داده شده به برخی از نمایندگان واقعی نیست شاید صحت داشته باشد.
شورانگیزترین نطق های پیش از دستور معمولا انتقاداتی فاقد ارائه ی راهکار برای خروج از بحران های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی است و اغلب در برگیرنده ی مطالباتی خام است که نماینده تلاش می کند با طرح آنها برای حوزه ی انتخابیه خود امتیاز بگیرد و در این میان تنها تعداد انگشت شماری از نمایندگان به جایگاه خطیرخود که دفاع جانانه از منافع ملی است وقوف دارند.
این که یک نماینده شخصیتی مستقل از حزب و فراکسیون خود نداشته باشد از قدرت تأثیرگذاری او می کاهد، نماینده باید احساس کند بر جایگاهی تکیه زده که پیش از او مدرس و مصدق نشسته بودند که هر کدام نقشی تاریخی ایفا کردند.
راه افتادن نماینده پشت سر احزابی که مثل لبوفروش ها فقط در ایامی خاص دکّه می زنند و پس از انتخابات علم و کتلشان را جمع کرده و دنبال سوداگری خودشان می روند و تبدیل شدن نماینده به تابلویی که دیگران روی آن شعار می نویسند او و موکلانش را به جایی نمی رساند. نماینده باید از جنس حوزه ی انتخابیه خود و از جنس مردم باشد و دانشگاهیان و صاحب نظران به اندازه ای قبولش داشته باشند که در تنگناها به یاری اش بشتابند و برایش اتاق فکر و کانون هم اندیشی راه بیندازند. نماینده ای که در قدرت های محلی حل شود و رفتاری منفعلانه داشته باشد، اثرگذاری لازم را ندارد.
باید دید کدام یک از نمایندگان پس از اتمام دوره ی نمایندگی با هدف تنویر افکار عمومی، مبادرت به نوشتن کتابی پیرامون خاطرات کاری و رویدادهای همزمان با دوره ی نمایندگی شان کرده و سهم خود را در موضع گیری های سرنوشت ساز مشخص نموده اند.
چند نفر از نمایندگان تاکنون قادر به تشکیل حلقه های علمی و کارشناسی پیرامون خود بوده اند.
باید دید در دفاتر شهرستانی کدام یک از نمایندگان اطلاعاتی جامع پیرامون طرح ها و پروژه ها و مطالعات مرتبط با خشکسالی حوزه انتخاباتی سوابق نشست های مشورتی و ملاقات با صاحبان ایده و نظریه پردازان محلی و کشوری به صورت مدون و قابل مطالعه و فهرستی طبقه بندی شده از مطالبات و شکایات و نظرسنجی های مردمی همراه با ترسیم نمودارهایی که روند خشنودی و ناخشنودی آنها را نشان می دهد وجود دارد که آیندگان و نمایندگان بعدی نیز بتوانند از آن بهره مند شوند.
باید دید از نطق های پیش از دستور کدام یک از نمایندگان که در مدت چهار سال در مجلس نشست و برخاست کرده اند می توان ۱۰ جمله ی درست و حسابی که عاری از شعار و حرف های تکراری باشد پیدا کرد. خیلی از این نماینده ها خودشان هم قبول ندارند که مجلس در رأس امور است چه رسد به این که بخواهند چنین باوری را به مردم منتقل کنند.
- سه شنبه ۱ اسفند ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲ اسفند ۱۳۹۶