سرمقاله
محمد عسلی
همه ایرانی آباد می¬خواهند، اما
وقتی در ایران انقلاب شد کشور با چند بحران مواجه گردید که چند عامل مهم و تعیین کننده¬ در ایجاد آن مؤثر بودند. نخست، فرار سرمایه و سرمایه¬گذارانی که نه آنان با انقلاب اسلامی میانه خوبی داشتند و نه انقلابیون از عملکرد قبل و بعد از انقلاب آنان راضی بودند.
دوم، خروج ارز مهار گسیخته¬ای که ابتدا بانک مرکزی در همان سال¬های ۵۶ و ۵۷ لیست بلندبالایی از اسامی ارزبران را رسانه¬ای کرد و موجب سقوط پلکانی ارزش ریال شد.
سوم، در مواضع دفاعی قرار دادن دولت¬های بعد از انقلاب به منظور حفظ اتحاد ملی، حفظ مرزها، مقابله با گروه¬ها و احزابی که از انقلاب اسلامی سهم¬خواهی داشتند و برای کسب قدرت و حضور در ترکیب دولت چانه¬زنی می¬کردند و در استان¬های مرزی با ایجاد تفرقه و جنگ¬های داخلی نیروی دولت انقلابی را برای ایجاد امنیت دل¬مشغول مقابله و مواجهه با ترفندهای خارجی با استفاده از نیروهای ناراضی داخلی نمودند که واقعه کردستان، گنبد، خوزستان و آذربایجان نمونه¬هایی از بحران¬های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران بود به گونه¬ای که اگر ۳۸ سال به عقب برگردیم و اظهارات و نوشته¬ها و مصاحبه¬های سران احزاب و گروه¬های افزون بر سی و چند تایی از سهم¬خواهان را مطالعه نماییم هر کدام با تکیه بر اهداف و تلاش¬های ایدئولوژیک خود از مادیون گرفته تا ملیون و مذهبیون ساز خود را می¬زدند و ادعای انقلابی بودن و حمایت از ملت و محروم¬زدایی داشتند. مجموعه¬ای که همانند چند خط متنافر به مرور از یکدیگر فاصله می¬گرفتند و با انحراف از معیارهای انقلاب در طی چندین سالی که از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته بود برای حفظ سازمان یا گروه علیرغم مواضع راهبردی خود به دامن امپریالیسم هم پناه بردند.
و اما بعد…
مخالفت با حاکمیت جمهوری اسلامی علیرغم آنکه در راندن و فرار شاه یک دل و یک زبان بودند هدفی بود که گر چه ناشی بعضی از تعصبات و فشارهای حاکمیت جهت یکدست کردن جامعه و همراه نمودن آنان می¬بود اما امپریالیسم بویژه آمریکای ناراضی از آن برای فشار آوردن به مسئولان نظام استفاده کرد و ایران را به عنوان قوی¬ترین و جدی¬ترین دشمن خود به جهانیان معرفی نمود.
بحران منطقه¬ای را در خاورمیانه و سپس در بعضی کشورهای آسیایی و آفریقایی چنان دامن زد که آمریکا و کشورهای فروشنده سلاح اعم از شرق و غرب برای ایجاد بحران و فراهم نمودن زمینه¬ها و شروع جنگ¬های فرسایشی را وجهه همت و دستور کار خود قرار دادند.
و امروز رئیس جمهور آمریکا حتی در زمان صرف ناهار در رستوران¬ها هم از دشمنی ایران سخن می¬گوید و برای مقابله با قدرت موشکی ما بسیج عمومی تقاضا می¬کند.
و اما بعدتر:
امروز هم همانند سالیان گذشته اپوزسیون خارجی که معمولاً خط دهنده ناراضیان داخلی است مدام خود را مدافع ملت و کشور می¬خواند و به منظور تخریب نیروهای دست¬اندرکار حاکمیت آنان را ناکارآمد، ناموفق، فاسد و ریاکار جلوه داده با تأسی به بعضی اشتباهات مدیران و اتفاقاتی که جنجال برانگیز است نمونه¬هایی از ناکارآمدی نظام ارائه می¬کند.
بالطبع بحران¬هایی مانند بیکاری، اعتیاد، طلاق، قاچاق، فساد اخلاقی و اداری و تبعیض و رانت¬خواری ریشه در بروز وقایع تلخی مانند جنگ تحمیلی ۸ ساله، تهدیدهای نظامی و رسانه-ای، تحریم و ظهور داعش به عنوان یک دشمن مشترک مسلمانان دارد که اینک بیش از هر زمان دیگری خود را در کشورهای ایران، پاکستان، افغانستان، سوریه، عراق، بحرین، یمن و حتی عربستان نشان داده و بخواهیم یا نخواهیم بخش عمده¬ای از سناریوی در حال اجرای خاورمیانه جدید است که در جهت غارت و چپاول سرمایه و معادن به کشورهای نفت¬خیز تحمیل شده است و آمریکا حتی برای دوشیدن کشورهایی مانند عربستان، ترکیه، امارات، قطر، کویت و بحرین هم که آنها را از متحدان خود در منطقه بحران¬زده خاورمیانه محسوب می¬کند برنامه¬ریزی کرده است تا برای خرید اسلحه بیشتر درگیر یک جنگ فرسایشی شوند. لذا آمریکا و تمامی دولت¬های اروپایی که زیر توافق¬نامه برجام امضاء گذاشته¬اند صرفاً برای حفظ منافع خود از چماق حقوق بشر سود می¬برند که هر جا منافعشان ایجاب نماید آن را بلند می¬کنند و هر جا ایجاب نکند چشم بر روی فجایع امیران عرب می¬بندند.
مسلماً دخیل بودن در جنگ¬ها اعم از جنگ تحمیلی ۸ ساله و جنگ¬های نیابتی به هر مقصود و هدفی هزینه دارد و این هزینه¬های سنگین بر اقتصاد کشورها سایه می¬اندازد و به محرومیت¬ها و فقر بیشتر دامن می¬زند اما این سؤال همیشه مطرح است که چگونه می¬توان از زیر بار عظیم چنین هزینه¬های مادی و انسانی بیرون آمد بدون آنکه موجودیت و تمامیت ارضی به خطر افتد و ناامنی داخلی ایجاد کند.
به نظر می¬رسد دولت جمهوری اسلامی تاکنون در شفاف¬سازی ورود خود به عرصه جنگ-های نیابتی و کمک به مردم مظلوم کشورهایی نظیر سوریه، یمن، عراق، لبنان و امثالهم برای روشن شدن افکار عمومی به هر دلیل کوتاهی کرده است و همین موضوع موجب ابهاماتی در اذهان معترضان داخلی شده است هر چند اپوزسیون خارجی به خوبی می¬داند که اگر ایران با داعش و مدعیانی از این دست مقابله نمی¬کرد آنها همانند صدام قصد داشتند به قول خودشان صبحانه را در اهواز و شام را در تهران صرف کنند.
به هر تقدیر:
داشتن یک دشمن قدرقدرت خارجی به همان نسبت که موجب وحدت داخلی و بسیج عمومی می¬شود به همان نسبت هم کشور و ملت را در مخاطره می¬اندازد که برای مقابله با آن می¬باید هزینه¬های جانی و مالی بسیاری را صرف کرد و این موضوع بر صاحب¬نظران سیاسی و نظامی پوشیده نیست که پیش از آنکه ما از دشمنی با آمریکا سود ببریم آمریکا از دشمنی با ما سود می¬برد و این دشمنی را فرصتی برای ایران¬هراسی می¬داند که تاکنون از این طریق توانسته کشورهای منطقه را علیه ما بشوراند و به بهانه حمایت از آنها در مقابل ایران جیب¬هایشان را خالی کند و حتی به قرض هم بکشاند.
حال این سؤال مطرح است که در این عالم وانفسا برای حفظ وحدت ملی، بهبود وضعیت معیشت مردم و مقابله با معضلات اجتماعی ناخواسته چه باید کرد؟
یادم به آن حکایت کلیله و دمنه می¬افتد که دنیا و چاه را به چنین حکایت کوتاهی تمثیل آورده است:
«حکایت مردی که از پیش اشتر مست بگریخت و به ضرورت خویشتن را در چاهی آویخت و دست در دو شاخ زد که بر بالای آن روییده بود و پاهایش بر جایی قرار گرفت. در این میان بهتر بنگریست، هر دو پای بر سر چهار مار بود که سر از سوراخ بیرون گذاشته بودند. نظر به قعر چاه افکند اژدهایی سهمناک دید دهان گشاده و افتاده او را انتظار می¬کشید. به سر چاه التفات نمود موشان سیاه و سفید بیخ آن شاخ¬ها را دایم بی¬فتور می¬بریدند و او در اثنای این محنت تدبیری می¬اندیشید و خلاص خود را طریقی می¬جست؛ پیش خویش زنبورخانه¬ای دید و قدری شهد یافت؛ چیزی از آن به لب برد چنان در حلاوت آن مشغول گشت که از کار خود غافل ماند و نه اندیشید که پای او بر سر چهار مار است و نتوان دانست که کدام وقت در حرکت آیند و موشان در بریدن شاخ¬ها جد بلیغ می¬نمایند و البته فتوری در ایشان راه نمی¬یافت. و چندانکه شاخ بگسست در کام اژدها افتاد و آن لذت حقیر بدو چنین غفلتی راه داد و حجاب تاریک برابر نور عقل او بداشت تا موشان از بریدن شاخ¬ها بپرداختند و بیچاره حریص در دهان اژدها افتاد…»
این حکایت را از آن رو نقل کردم و یادآور شدم که بعضی¬ها غافل از این شرایط سخت علیرغم آنکه در مصایب چنین عقوبتی گرفتارند به خوردن شهد ¬مشغولند و من اژدها را به آمریکا، چهار مار را به ۴ کشور اروپایی، موشان را به اسراییل و شهد را به درآمد نفت تشبیه می¬کنم و شبان و روزان را به فرصت¬هایی که از دست می¬رود برای امیران مسلمانی که از اژدهای زیر پا «آمریکا» غافلند و رهایی نمی¬یابند.
والسلام
- پنج شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۶
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی ” ۱۰ اسفند ۱۳۹۶