سرمقاله
اسماعیل عسلی
لزوم واردات فرهنگ کار و تلاش
زمانی مائو پیشوای انقلابی چینی ها با لباسی به رنگ سبز کناری و شبیه لباس وزیران و بسیاری از کارکنان و کارمندان چینی در محافل عمومی، کنفرانس ها و نشست های خبری حاضر می شد و به نظرم همین شخص خطاب به مردم چین گفته بود تا زمانی که خودمان کفش تولید نکنیم، پای برهنه راه می رویم. این که انقلاب چین چه ماهیت و اهدافی داشت و به کدام یک از اهداف خود دست یافته و تا چه اندازه از آرمان های خود فاصله گرفته موضوع بحث ما نیست چرا که ظرف یکصد سال گذشته اغلب انقلاب ها دچار انحراف از معیار شده و بازیگران دایره قدرت در متن تلاش برای ماندگاری، بسیاری از اهداف را به حاشیه راندند و انقلاب چین هم از این قاعده مستثنی نبود. به هر حال چینی ها اگر چه هم اکنون عنوان دومین اقتصاد دنیا را یدک می کشند اما نشانه های انحراف از معیار را در فاصله های طبقاتی موجود بین اقشار گوناگون می توان دید. نویسنده این مطلب به دنبال تشریح جسد و کالبدشکافی انقلاب هایی که ظرف یکصد سال گذشته به وقوع پیوسته نیست بلکه می خواهد بگوید اگر چینی ها با وجود عیالواری و مشکلات ژئوپولتیکی و منطقه ای و رقابت ناگزیر با ژاپن، روسیه و هند و دست و پنجه نرم کردن با اروپا و آمریکا توانسته اند به موفقیت های بزرگ اقتصادی دست پیدا کنند و کار و غذا و مسکن و رفاه نسبی نزدیک به یک چهارم مردم جهان را تأمین کنند به دلیل تعصب نسبت به کالای چینی بوده است که گردانندگان و مسئولین این کشور پیشگام آن بوده اند!
چینی ها نیز مانند ایرانی ها همواره در تیررس نگاه آزمند همسایگان خود قرار داشته و رد پای جنگ های نفرت انگیز را در جای جای تاریخ این کشور می توان یافت؛ اما نزدیک به نیم قرن است که پویایی اقتصادی و کار و تلاش همگانی و تعامل با کشورهای جهان را در صدر برنامه های خود قرار داده و با بهره گیری از گونه ای دیکتاتوری قابل توجیه معطوف به منافع ملی و در فضایی بسته، حیات سیاسی و اقتصادی خود را ادامه می دهند و اگر چه با آرمان های مطروحه ی خود در انقلاب فاصله دارند اما چون مشروعیتی زمینی برای خود قائل هستند زاویه گرفتن از مواضع غیرواقع بینانه در ابتدای انقلاب کمونیستی نه تنها برای آنها هزینه ی زیادی ندارد بلکه اتفاقاً در راستای منافع ملی شان است. لذا پیوستن به بازار آزاد و آغوش گشودن به روی سرمایه های خارجی و روشن کردن چراغ سبز برای بخش خصوصی و تن دادن به اصلاحات تدریجی در مناسبات سیاسی و اجتماعی و… همه و همه نشان دهنده ی گونه ای تجدیدنظرطلبی در برخی شعارهای پوپولیستی مبتنی بر برابری و تساوی و طرح دیدگاه های اتوپیایی و هذیان هایی است که در مقطعی خاص از انقلاب به عنوان اهرم جابجایی قدرت برای انگیزه بخشیدن به کشاورزان و طبقات فرودست جامعه چین مورد استفاده قرار گرفت. بگذریم!!
چینی ها با وجود هم عنانی اقتصادی با غول هایی چون آمریکا، ژاپن، آلمان، انگلیس و روسیه و هند و کشورهایی که در آسیای جنوب شرقی به تازگی قد علم کرده اند هم اکنون بهترین بهره را از صنعت گردشگری خود می برند و جمعیت فراوان که می تواند یک تهدید بالقوه باشد را به فرصتی برای پایین آوردن قیمت تمام شده ی کالاهای تولید داخل تبدیل کرده و بستری مناسب برای سرمایه گذاری خارجی فراهم نموده اند! مهمترین شاخصه ای که چینی ها را از بسیاری کشورها متمایز می کند تناسبی است که بین سیاست خارجی و توان اقتصادی آنها وجود دارد؛ در واقع می توان گفت سیاست خارجی چین در خدمت اقتصاد و منافع ملی آن کشور است و سیاستمداران چین مدت هاست که از تبلیغ و هزینه کردن برای انتشار دیدگاه های مائوئیستی دست برداشته اند و شاخصه ی دیگر آنها این است که با وجود دستیابی به قله های تکنولوژی هنوز هم برای رفع تنگناهای معیشتی و اداره ی خانواده و ساماندهی به مناسبات اجتماعی به سنت های ریشه دار خود پای بند هستند به طوری که رضایتمندی، قناعت و تلاش مداوم که سه مؤلفه ی اصلی مردم شرق آسیا ظرف هزاران سال بوده در رفتار و گفتار و پندار آنها موج می زند و در حالی که اغلب کشورهای هم مرز با چین به نوعی با بحران اقتصادی و خصوصا سیاسی و امنیتی مواجه هستند، چینی ها از ظرفیت های خالی همسایگان خود نظیر افغانستان، پاکستان، کره شمالی و کشورهای جدا شده از شوروی سابق فرصت ساخته اند و در تمامی موضع گیری های بین المللی تنها و تنها به دنبال منافع ملت خودشان هستند.
عجیب اینجاست در میان کالاهای متنوعی که ما از چین وارد می کنیم از کالاهایی فرهنگی نظیر تدبیر و پایبندی به منافع ملی چندان خبری نیست! کاش می توانستیم به جای سوزن خیاطی و سنجاق و انواع وسایل برقی و تسبیح و هزار کالای دیگر، فرهنگ کار و تلاش را از چین وارد کنیم.
اگر ما به یک کارآفرین چینی بگوییم در کمتر خانه ای در ایران یک چرخ خیاطی پیدا نمی شود و همچنین اضافه کنیم که در کمتر خانه ای صدای حرکت چرخ خیاطی را می شنویم بسیار تعجب خواهد کرد. بی گمان اگر چینی ها شرایطی مشابه شرایط ما را داشتند تمامی این چرخ خیاطی ها را که به عنوان جهیزیه جایی در خانه اشغال کرده و مصرفی هم ندارد در کارگاه های محله ای روی میز می چیدند و به زنان خانه دار می گفتند شما تنها روزی ۳ ساعت از اوقات خود را در این کارگاه سپری کنید و به تولید لباس بپردازید. همان گونه که صدها زن با حضور در کارگاه های محلی چین قالی می بافند و بازار قالی را از ایرانی ها گرفته اند. اگر واقعاً کسی اهل کار و تلاش باشد بسیاری از این ادا و اطوارها برای کارآفرینی را بهانه جویی تلقی می کند.کافی است از همین فردا صدا و سیما فراخوان بدهد و اعلام کند هر خانواده ای که چرخ خیاطی بلامصرف دارد به صورت امانی در اختیار کارگاه های محلی قرار دهد که کارآفرینان جانمایی آن را انجام داده اند و زنان و دختران بیکار هم در این کارگاه ها حضور پیدا کنند تا سالانه از خروج میلیاردها دلار ارز از کشور برای خرید لباس جلوگیری شود. موضوع چرخ خیاطی را صرفاً برای نمونه مطرح کردم وگرنه در بسیاری از زمینه ها به همین سادگی می توان کارآفرینی کرد. اگر مشاغل خانگی راه بیافتد هزاران نفر بدون اشغال میز و تحمیل هزینه به دولت و بدون ایجاد ترافیک و دردسرها و کاغذ بازی های اداری کسب درآمد می کنند. کافی است دولت زنان و مردانی که در خانه برای خود شغل آبرومند و قانونی دست و پا می کنند را از پرداخت مالیات معاف کند. البته مشاغلی که برای همسایگان ایجاد مزاحمت نکند. لذا در پاسخ به این پرسش که از کجا شروع کنیم باید گفت از خودمان. از همین فردا هیچ مسئولی سوار ماشین تشریفاتی خارجی نشود و تولیدکنندگان کنار شناسنامه و قیمت هر کالایی پرچم ایران را نقش بزنند و مردم به ایرانی بودن کالایی که مصرف می کنند افتخار کنند.
- چهارشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۶ فروردین ۱۳۹