سرمقاله
محمد عسلی
ثبات ارز و آرامش بازار در گرو چه اقداماتی است؟
یک حساب سرانگشتی به ما می¬فهماند که قیمت واقعی یک دلار چند ریال است؟
به عنوان مثال با یک دلار در آمریکا یا اروپا چه می¬توان خرید؟ و با ۴۲۰۰ تومان در ایران چه می¬توان؟
به نظر می¬رسد امروز یک دلار آمریکا با ۴۲۰۰ تومان برابری می¬کند و دلار بیشتر از این نمی¬ارزد. حال اینکه شاهد افزایش مقطعی دلار در برابر ریال هستیم دلایل دیگری دارد که جای بحث آن به درازا می¬کشد.
مختصر آنکه اعتماد عمومی نسبت به پول ملی و امانتداری بانک¬ها به شدت کاهش پیدا کرده و باور عمومی این است که به علت افزایش بی¬رویه حقوق و دستمزد و کالاهای تولیدی و وارداتی و خدمات ارزش ریال در برابر ارز خارجی افت کرده است که این اندیشه خود دلایلی دارد.
یکم اینکه از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون دولت نتوانسته یا نخواسته نظارت مستمر و کارشناسانه¬ای بر بازار ارز داشته باشد.
هر کس به هر میزان اراده کرده ارز وارد یا خارج کرده است.
بانک¬ها هم در برابر تقاضای مشتریان برای دریافت وجوهات سپرده¬ ارزی امانتدار خوبی نبوده¬اند و بموقع نتوانسته یا نخواسته¬اند سپرده¬های ارزی را به صاحبانشان بازگردانند و بارها اتفاق افتاده که در برابر تقاضای سپرده¬گذاران اعلام کرده¬اند به جای ارز ریال دریافت کنند.
این مسأله موجب شده تا کمتر کسی ذخیره ارزی خود را در حساب¬های بانکی نگه دارد.
نکته دیگر اینکه فرار سرمایه و سرمایه¬داران به هر دلیل موجب کاهش ذخایر ارزی بانک¬ها شده به گونه¬ای که تناسبی بین ورود و خروج ارز نیست.
یکی از آثار مخرب تحریم¬های پی¬درپی هم عدم وصول بموقع درآمدهای ارزی ناشی از صادرات نفت و گاز و میعانات نفتی و دیگر صادرات غیرنفتی است که دولت را ملزم می¬کند در ازای مطالبات خود از کشورهای خارجی کالا و یا تولیدات صنعتی و کشاورزی دریافت و وارد کند. به عنوان مثال میلیاردها دلار مطالبات از هند و یا چین و سایر کشورهای دیگر مدت¬ها قابل وصول نبود.
خروج ارز توسط مهاجران خود مسأله دیگری است که اگر با ارز مسافرتی که از کشور سالیانه خارج می¬شود جمع کنیم مبالغ قابل توجهی است.
تمامی این شرایط سخت که بعضاً شرایط سیاسی به ما تحمیل کرده است موجب تورم، کاهش بهای پول ملی و عدم امنیت اقتصادی و شغلی شده¬اند.
و اما بعد:
اگر دولت همانند بعضی از کشورهای آسیایی شبیه سوریه در حال جنگ فروش آزاد ارز را قاچاق اعلام کرده بود و خرید و فروش ارز را صرفاً توسط بانک¬ها هدایت می¬کرد و همه ساله ارز را تک¬نرخی اعلام می¬نمود امروز شاهد افسارگسیختگی بازار ارز نبودیم که همگان به این فکر بیفتند که دارایی¬های خود را به ارز تبدیل کنند.
این نوسانات شدید نرخ ارز بسیاری را ورشکسته و رنجور کرده و عده¬ای ساده¬اندیش را به سکته می¬اندازد.
دولت حتی بر صادرات و واردات هم چندان نظارتی ندارد و در مقابل ورود کالاهای قاچاق بیشتر تدافعی عمل می¬کند که حاصل آن دستگیری، محاکمه و مجازات افراد نسبتاً زیادی است که آثار مالی و روانی آن بسیاری از خانواده¬ها را نسبت به عملکرد دولت ناراضی کرده به زحمت می¬اندازد.
در مورد بعضی جرایم دیگر هم کار به همین منوال پیش می¬رود. مثلاً وقتی شرایط برای اختلاس، رشوه، رانت¬خواری و سرقت فراهم باشد برای کسانی که چنین انگیزه¬هایی دارند وسوسه انگیز است.
و اما بعدتر:
امروز در کشورهای جهان به ویژه اروپا و آمریکا ترس از قانون¬گریزی و مجازات است که به صورت قاطع با نظارت پلیس و نیروهای امنیتی اجرایی می¬شود که بسیاری دست به تخلفات و جرایم نمی¬زنند و فرهنگی که از صورت شفاهی به صورت عملی نهادینه شده است. به همین دلیل است که وقتی در نیویورک برای ۱۰ دقیقه برق قطع می¬شود تعداد زیادی از مغازه¬ها و فروشگاه¬های بزرگ غارت می¬شوند.
اهمال ناظرین قانون و مسئولان نظارتی در برابر جرایم و تخلفات آشکار جامعه ما را متأسفانه به لحاظ رفتاری قانون¬گریز کرده است.
موضوع خرید و فروش بی¬رویه ارز هم در چنین شرایطی تحقق می¬یابد و اینک که دولت اعلام نموده هر کس بیش از ده هزار دلار ارز دارد اعلام نماید وگرنه قاچاق محسوب می¬شود؛ تاکنون چه تعداد آمده¬اند اعلام کنند؟
حال اگر این تصمیم در یکی از کشورهایی نظیر سنگاپور و یا آلمان اعلام می¬شد تفاوت اقبال عمومی به فرمان دولت تا چه میزان بود.
اینکه می¬گویند کشور ایران آزادترین کشورهای جهان است و بعضی¬ها آن را به طنز می-گیرند راستی چنین است؛ چون هر کس در بسیاری از اعمال غیرقانونی بخواهد وارد شود مانعی جلوی خود نمی¬بیند. یعنی پیشگیری قبل از درمان و ایجاد سد و مانعی برای عدم تحقق اراده خلافکاران به جز قانون نوشته نداریم.
یکی از راهکارهای نظارتی که امنیت را ضامن است حضور نظارتی مردم و تقید اخلاقی آنان به رعایت قانون است که اسلام آن را امر به معروف و نهی از منکر نامیده است.
برای تحقق چنین امری باید فرهنگ¬سازی می¬شد که بیشتر به وعظ و خطابه و توصیه-های بی¬تأثیر تبدیل شده است.
به عنوان مثال کدام مرجع دینی سوداگری ارز را که امنیت اقتصادی و ملی ما را به خطر می¬اندازد منع کرده و یا آن را حرام اعلام نموده است؟
افکار عمومی امروز نسبت به وضعیت اقتصادی چنان مشوش است که هیچ نقطه مثبت دیگری دیده نمی¬شود و مخالفان و دشمنان داخلی و خارجی هم از این بهانه برای شست و شوی مغزی و تشویش افکار جوانان و دیگر اقشار مردم به خوبی بر علیه نظام تبلیغ می¬کنند چنانکه آثار آن را در بعضی نافرمانی¬های مدنی شاهدیم.
سؤال: آیا اگر این روند در یک کشور پیشرفته امروزی اتفاق می¬افتاد مردم برای تبدیل پول ملی خود به ارز خارجی در برابر صرافی¬ها صف می¬بستند؟ یا اعلام تحریم خرید دلار می-کردند؟
ما به یک تصمیم ملی برای تحریم خریدهای بی¬رویه ارز خارجی نیاز داریم که نیاز به هدایت جمعی و فرهنگ¬سازی دارد.
اگر همگان بدانند که چه کسانی در این آشفته بازار ارزی سودهای کلان می¬برند و چه دست¬هایی پشت پرده این جریانات است قطعاً دست به چنین کاری نمی¬زدند که به قول خودشان برای حفظ ارزش پولشان ارز خریداری کنند.
آیا برای حفظ آنچه معمولاً سوء استفاده¬¬چی¬ها، اشرار و سارقین در کمین آنند فکری کرده¬اند؟
آیا دولت به این موضوع مهم اندیشیده که وقتی ارز نقدی در اختیار بعضی ادارات و یا نهادها قرار می¬دهد برای تبدیل آن به پول ملی در بازار آزاد چه سوء استفاده¬هایی توسط فروشندگان و خریداران می¬شود؟
و در پایان ذکر این مهم ما را بر آن می¬دارد که برای حفظ شأنیت نظام و کشور و آرامش بازار طرحی نو دراندازیم و با جدیت تدبیری بیاندیشیم تا از این مخمصه خلاص شویم.
والسلام
- چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۷
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۳ فروردین ۱۳۹۷