• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۰ اسفند ۱۳۹۷

سرمقاله
محمد عسلی
تیغ تیز اینترنت زیر گلوی کاربران
نشسته، ایستاده، خوابیده، بیدار، رونده و آرام و حتی در حال فرار مثل دستی که یاری¬ات می¬دهد و یا پایی که بلندت می¬کند همراه توست و وقتی از تو جداست که خاموش است.
فکر می¬کنی قلبت هست، کفش و کلاه و لباست هست یا معده¬ای که مدام انرژی می-طلبد؟ نه! هیچکدام!
تلفن همراهت هست. همین وسیله¬ای که تو را به هر آدم و عالم وصل می¬کند تا از حال و احوال جهان و هر آنچه در آن است آگاه شوی.
تو را می¬برد به داخل اتاق خواب محبوبی که هزاران کیلومتر با تو فاصله دارد.
می¬بردت به خانه خالی که کسی در آنجا نیست تا تو با فراغ بال هر آنچه می¬خواهی از آنجا سرقت کنی.
می¬بردت به شهر، روستا، بالای کوه¬ها، عمق اقیانوس¬ها، روی قبر مادرت که سفارش دسته گلی را که داده¬ای در آنجا ببینی.
یک کتابخانه به هر وسعت و به هر تعداد که بخواهی در همین گوشی کوچک تلفن دستی¬ات جا می¬گیرد که می¬توانی در لابلای هزاران صفحه یک کتاب هر کلمه را به فور بیابی و هر فیلم کوتاه یا بلند را در هر جا هستی تماشا کنی.
می¬توانی تمامی عکس¬های خودت و هر آنکس که میل را داری در آن ذخیره کنی.
راهنمایی¬ات می¬کند به هر نقطه دنیا که بخواهی بروی تا درِ خانه به هر آدرسی.
جغرافیای جهان را زنده به تو نشان می¬دهد و نهایتاً به دانشگاهی می¬ماند که می¬توانی تمامی دروس علوم را همراه با سخنان و استدلال اساتید آنها فرا بگیری و به یاد سپاری تمامی این توانمندی¬ها که به مثابه جریان خون به قلب برای حیات و ادامه آن به کار می¬آید در نیروی محرکه و امواج اتصالی است که آن را اینترنت می¬خوانیم یا می¬نامیم که سر اولیه¬اش به ناکجاآباد است.
به جایی است که اگر بخواهد از سیر تا پیاز اعمال و افکار تو را ثبت و ضبط می¬کند. مثل آن دو فرشته¬ای که روی دوشت نشسته¬اند و به قول قدیمی¬ها در قصه¬های کودکانه برای بچه-ها می¬گفتند همه رفتارت را ثبت و ضبط می¬کنند.
آری همین اینترنت را می¬گویم که وسیله اتصال آن کامپیوتر کوچک یا بزرگی است که از تلفن موبایل «همراه» گرفته تا لپ¬تاپ را پوشش می¬دهد.
و اما بعد:
این وسیله کارآمد که سرعت انتقال همه چیز را برای تو و ذهن و زبانت به سرعت نور و صوت رسانده و در یادگیری¬ات بسیار مؤثر است؛ گاه آنچنان ضرر زننده، مخرب و خسارتبار می¬شود که عطایش را به لقایش می¬بخشی اگر بتوانی دل شیر داشته باشی و زور فیل.
بلی همین وسیله می¬شود دزدی کارآمد و آگاه، مال، ناموس و باورهایت را از جلو چشمت می¬رباید؛ حتی به دست خودت و با اصرار خودت تا به آنجا که آن را موفقیت بدانی.
می¬شود نیرویی که چون دیو در درونت خانه می¬کند و تو به فرمانش و به اراده آن هر کاری می¬کنی.
می¬شود رباینده دارایی¬هایت در بانک¬ها در لحظه¬ای که اختیار توقف از دستت خارج است.
می¬شود دختر یا زنی بدکاره در حالت برهنگی و جذابیت که خواب و خوراک و کار و تلاش را از اراده¬ات سلب می¬کند تا تمامی یا بخشی از اوقاتت را با هیجان و اضطراب به وی اختصاص دهی.
می¬شود نیروی محرکی که تو را به گناه و جرایم عدیده بکشاند.
آری این معجزه قرن همان چاقوی تیز و برنده دو دم است که هم زیر گلوی صاحبش را می¬برد و فشار می¬دهد و هم زیر گلوی افرادی غافل و بی¬گناه را.
و اما بعدتر:
چه بایدمان کرد؟ چه می¬توان کرد که این قدرت در اختیار، نفعش از ضررش بیشتر شود و به آن بیارزد که برایش هزینه کنی و با آن مأنوس شوی؟
این سؤالی است که امروز هر معلم، استاد، قاضی، مشاور، پدر و مادر و نهایتاً کارشناس فضاهای مجازی از خود می¬کنند.
کافی است سری بزنیم به راهروهای محاکم و دادگاه¬هایی که در فشار پرونده¬های عدیده¬ی دعاوی کلاهبرداری¬ها و جنایت¬هایی که بدین وسیله تحقق یافته¬اند سرشان را نمی-توانند بخارانند.
یکی بدینوسیله اموال و پولش را از دست داده، یکی ناموس و آبرویش را، دیگری اسرار زندگی و خانوادگی¬اش را، یکی مورد تهدید و انتقامجویی قرار گرفته، دیگری باورهایش مخدوش شده و نهایتاً با این وسیله جرایم زیاد و گناهان کبیره و صغیره¬ای انجام داده و یا مورد و وسیله انجام آن قرار گرفته است.
دختر جوانی از طریق دوست دخترش دعوت به یک جشن تولد می¬شود غافل از آنکه در آنجا چه دامی برای وی پهن کرده¬اند و بعد از آن با قلبی شکسته و عصمت از دست رفته راهی دادگستری می¬شود تا آبروی رفته را باز یابد.
پسر جوانی به مجلس جشن دوستانه¬ای دعوت می¬شود و با طعم الکل و شراب و مواد مخدر راه ورود به باتلاق مواد مخدر را پله¬ پله طی می¬کند.
خانمی به علت سادگی وسیله ربودن نقدینگی دوستان و فامیل می¬شود. این عوارض خسارتبار را همه شادهیم؛ اما میزان و تعداد آن روز به روز افزایش می¬یابد.
راستی چه راهی را بیابیم که گرفتار چنین معضلات فردی و اجتماعی نشویم؟
آیا جز این راهی هست که رسانه¬های جمعی، آموزگاران و معلمان و دبیران مدارس و دانشگاه¬ها و وعاظ مساجد از طریق همین وسیله کاربران را آموزش دهند و آنها را از عوارض نامطلوب و میزان تأثیرپذیری غافلانه آگاه نمایند؟
اگر چنین است قضات دادگستری هم پرونده¬های کلاهبرداری¬های اینترنتی را در فضاهای مجازی و رسانه¬ها بگشایند و برای خبرنگاران و گزارشگران آژیر خطر را به صدا در آورند و شاخک¬های حساس آنها را تحریک نمایند تا با فرهنگ¬سازی و هشدار تمامی راه¬های فریب و تله¬های سوء استفاده کنندگان بسته شود. ان¬شاءالله
والسلام

Comments are closed.