• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷

سرمقاله
محمد عسلی
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد…
در تاریخ ۲۵۰۰ ساله ایران بسیاری اما و اگرهای بی¬پاسخ هست که تجربه¬اندوزی و درس از آنها در علم سیاست و اقتصاد و حتی فرهنگ و ادبیات می¬تواند شرایط را تغییر دهد و مسیر تاریخ ایرانیان را به نحو مطلوب¬تری پیش برد که مهم¬ترین آنها را می¬توان به شرح زیر خلاصه کرد.
یکم پیشگیری از جنگ¬های خانمانسوز که خسارت¬های جانی، مالی و حیثیتی به بار آورده¬اند و حتی در شرایطی که فتوحاتی بزرگ هم به همراه داشته¬اند با خسارات هنگفتی هم همراه بوده¬اند.
مانند جنگ خشایارشاه با سپاه آتن، جنگ جلال¬الدین خوارزمشاه با چنگیز، جنگ شاه اسماعیل صفوی با سلطان سلیم پادشاه عثمانی، جنگ فتحعلی¬شاه قاجار با روس¬ها و نهایتاً جنگ نادرشاه افشار با محمدشاه گورکانی پادشاه هند که هر یک از این جنگ¬ها در اثر بی-تدبیری شاهان و یا سران سپاه و والیان به علت دشمنی و عدم تشخیص موقعیت¬های زمانی مهم موجب خسارات بسیار و جدا شدن قسمت¬هایی از خاک وطن عزیز ما شده است.
و اما بعد:
جنگ تحمیلی یکی از جنگ¬های فرسایشی خسارتبار که گر چه برای ایرانیان مسلمان افتخار آفرید و شجاعت و ازخودگذشتگی رزمندگان ما را زبانزد رسانه¬ها و تحلیلگران نظامی و سیاسی کرد. اما ناگفته پیداست که آثار آن هنوزاهنوز در زندگی مردم ما و در روند تاریخ انقلاب ما مشهود و قابل تحلیل و نقد است.
آری همین جنگ تحمیلی ۸ ساله که هم نعمت شد و هم زحمت، هم باعث قوام و ثبات نظام شد و هم هزینه¬های جانی و مالی بسیار به جای گذاشت.
همین جنگی که عزت و شرف ما بدان وابسته شد و هم فقر و آوارگی به دنبال داشت که اگر می¬شد از وقوع آن پیشگیری کرد چه بسا هزار میلیارد دلار خسارت به بار نمی¬آورد و بزرگمردان شجاعی را از دست نمی¬دادیم.
اینک نیز ما در آستانه یک آزمون بزرگ قرار گرفته¬ایم.
انتخاب با ماست؛ به نمایش گذاشتن قدرت دیپلماسی و یا خود را آماده کنیم برای یک جنگ اقتصادی روی لبه تیغ تحریم¬ها و نهایتاً جنگ نظامی که اگر در آن برنده هم بشویم چیزی به دست نمی¬آوریم زیرا روند سیاست¬گذاری آمریکا و اروپا در سالیان قبل برای پر کردن جیب خالی¬شان فقط یک گزینه پیش رو داشته¬اند و آن جنگ در ابعاد نظامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است.
ما از جنگ نمی¬هراسیم و تاکنون هم ثابت کرده¬ایم که از آن هراسی به دل نداریم اما گزینه بهتری هم پیش رو داریم تا سیاست¬های جنگ¬طلبانه ترامپ و هم¬پیمانانش را نقش بر آب کنیم و اما متحد کردن کشورهای اروپایی و دیگر کشورها در جهت همکاری¬های اقتصادی درازمدت است جدای از کیش و آیین و عقایدشان، زیرا نمی¬توانیم افکار و عقاید دینی، ملی و هویتی خودمان را به آنها تحمیل کنیم.
دشمنان ما در دویست سال گذشته سعی کرده¬اند جنگ مذهب علیه مذهب را گسترش داده و به سراسر کشورهای اسلامی تعمیم دهند؛ صهیونیست¬ها و لابی¬های یهودی آمریکایی با تکیه بر ذخایر ارزی و دلارهای انبار شده برای طرح توسعه جغرافیای سرزمینی تاکنون توانسته¬اند بین کشورهای اسلامی تفرقه و جدایی و دشمنی ایجاد کنند و برادرکشی راه بیاندازند تا از آب گل¬آلود ماهی بگیرند. آن هم ماهی¬های درشت، آنها ما را کرده¬اند سپر بلای خود تا با ایران¬هراسی به کمک آمریکا و کارگردانی انگلیسی¬ها فرصت ایجاد رفاه و توسعه و رشد را از دولت¬های ما بگیرند و چنان در درون فقر و نیازمندی¬ها را دامن زنند که فرصت تأمل و تفکر برای رفع نگرانی¬های معیشتی مردم از دست برود و همه هم و غم دولت و حاکمیت بشود مقابله با دشمنان خا رجی تا از رشد سرطانی دشمنان داخلی غافل شویم و آن شود که شاهدیم هر زمان دسته و گروهی به بهانه¬ای به خیابان بریزند و به قول خودشان برای اعتراض به بی¬عدالتی¬ها، تبعیض¬ها، فسادهای اداری و بانکی فریاد وانفسا بزنند و بهانه¬ای به دست بهانه¬جویان دهند تا آب به آسیاب دشمنان ریخته شود.
با علم و آگاهی از این شرایط و وقایع آیا راهی جز تفکر و تأمل و ایجاد وحدت و یکدلی بین اقشار مردم می¬ماند؟
روایت موثّقی از پیامبر اکرم (ص) داریم که فرمودند: [الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم] «حکومت و پادشاهی با کفر می¬ماند اما با ظلم نمی¬ماند»
سرنخ تمامی ظلم¬ها کارگزاران و مدیران بی¬پاسخ، غیرمسئول و خودخواه هستند که اگر آنها کنار زده نشوند و مدیران شایسته و لایق خدمت جای آنان را نگیرند می¬شوند کرم آسیب-رسانی در دل یک میوه مثلاً سیب.
مردم متدین، وطن¬دوست، فهیم و شجاع ایران عزیز ما به خوبی می¬دانند که اسلام به ذات خود عیبی ندارد و هر عیب که هست در نامسلمانی ماست.
اسلام حراست و حفاظت از تمامی ارزش¬ها را به وسیله باور و ایمان توجیه کرده است؛ پلیس و داروغه هیچگاه نتوانسته¬اند مروّج فرهنگ و ایمان باشند زیرا رشد فرهنگ و ایمان و نهادینه کردن آن درونی است و مهربانی و ارتباطات انسانی و عاطفی میسر می¬شود. روش¬های علی¬گونه و پیامبرگونه می¬خواهد؛ پلیس و نگهبان باید مقابل زور و قلدری و تجاوز و ناامنی بایستد و در پیشگیری از وقایع تلخ جلوگیری کند.
روحانیان، سیاستمداران، فرهنگیان، رسانه¬ها و سایر نهادهایی که هدایت و رهبری جامعه را عهده دارند می¬باید به قول حافظ: درختی دوستی بکارند و نهال دشمنی برکنند.
دوستی هم می¬تواند با کشورهای متخاصم پیوند بندد.
ترامپ یک فرد علیل المزاج روان¬پریشی است که مانند استخوان در گلوی آمریکایی¬ها گیر کرده و امروز یا فردا جای خود را به هر دلیل به دیگری می¬دهد. نمی¬توان دست شیطان را با دوستی گرفت اما می¬توان با مردم کشورها دوست شد و حساب آنها را از سردمداران خائنشان جدا کرد.
کشوری و مردمی که دم از حقوق بشر، رشد علمی و فرهنگی و ارتقای سطح کمی و کیفی صنایعشان می¬زنند قطعاً ترامپ و امثالهم را تحمل نخواهند کرد.
ما با مردم آمریکا دشمنی نداریم بلکه دولت¬های آنها هستند که به بیراهه می¬روند.
شعار راه راست می¬دهند اما به راه چپ می¬روند.
هیچ وقت منافع آمریکا با دشمنی، عناد، جنگ و تحقیر ملت¬های دیگر حفظ نمی¬شود.
این مسایل را مردم آمریکا، اروپا و آسیا و آفریقا هم می¬دانند.
متأسفانه امروز تیغ در دست زنگی مست است. باید این مستی را به هوشیاری تبدیل کرد؛ باید با ترفند و تدبیر تیغ را از دست او گرفت و به وی تفهیم کرد که تهدید و ارعاب، جنگ در پی دارد.
آمریکا در عراق و افغانستان به خاطر جنگ خسارت¬های مالی و جانی بسیار دیده است و حماقت است؛ اگر ترامپ فکر می¬کند با تهدید و جنگ دیگری می¬تواند این خسارت¬ها را جبران کند.
بزرگترین امپراطوری¬های جهان در گذشته¬های دور و نزدیک وقتی در اوج قدرت بوده¬اند فرو ریخته و متزلزل شده¬اند.
به قول سعدی خدابیامرز:
آنچه دیدی بر قرار خود نماند
آنچه هم بینی نماند برقرار
آری قدرت¬ها ناپایدارند و حاکمیت¬ها نیز؛ قدرت فسادآور است و علم سلاح جنگ با شیطان است اگر صاحب صلاح را به اسارت برند شرمساری پیش برد.
مردم عزیز
امروز روز سبقت گرفتن برای خرید ارز و طلا و سکه نیست؛ زیرا در روز واقعه هیچیک از آنها کارساز نیستند.
امروز روز مهر ورزیدن، متحد شدن، مقابله کردن با دشمنان و حفظ امنیت است زیرا به فرمایش امام علی (ع) دو نعمت ناشناخته¬اند؛ تندرستی و امنیت.
امنیت می¬تواند در سایه اسلحه و قدرت نظامی به دست آید اما برای حفظ آن شعور و فهم و همکاری همگانی لازم است.
والسلام

Comments are closed.