• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۹ خرداد ۱۳۹۷

سرمقاله
محمد عسلی
آسیب‌شناسی مفاسد مدرسه‌ای
سال ۱۳۵۲ به کسوت معلمی درآمدم و اولین سال معلمی را در روستایی از توابع فارس تجربه کردم.
روستایی که کل جمعیت دوره ابتدایی و راهنمایی آن به ۵۰ نفر نمی‌رسید. در یکی از روزها وقتی وارد کلاس سوم راهنمایی شدم با تعجب دیدم بیش از نیمی از دانش‌آموزان کلاس غایب بودند، وقتی علت را از دانش آموزان حاضر سؤال کردم همه ساکت بودند جز یکی که با لبخندی معنی‌دار گفت: آقای مدیر ما می‌دانیم کجا؟ چه کار زشتی می‌کنند.
بقیه بچه‌ها همگی خندیدند و من گفتم ساکت که دیگر صدایی از کسی در نیامد…
وقتی متوجه شدم چه اتفاقی افتاده به همراه مدیر و خدمتگزار مدرسه به دنبال دانش‌آموزان به صحرای پشت مدرسه رفتیم و با کمال تعجب صحنه‌ای را مشاهده کردیم که ذکر آن هر چند ما را به عمق مسائل جنسی نزدیک می‌کند اما بیانش در شأن این نوشتار نیست. خلاصه اینکه دانش‌آموزان مذکور به نوبت در حال تجاوز به یک ماده الاغ بودند…
و اما بعد؛
از آن زمان تا به اینک ۴۵ سال گذشته است.
در آن زمان نه از اینترنت، نه موبایل و نه دیگر وسایل ارتباط جمعی خبری نبود و نه حتی آن روستا برق، آب لوله‌کشی، گاز و جاده‌های آسفاله داشت… و گویی آن جمعیت از ۴۰ کیلومتر آنطرف‌تر محل سکنای خودشان هم خبری نداشتند. در طول این ۴۵ سال در همان روستا چه تحولاتی که صورت نگرفته و چه خاطراتی از این دست که معلمان و اولیاء دانش‌آموزان به خاطر ندارند.
آنچه در یکی از دبیرستان‌های تهران اخیراً خبری شد و موجب جنجال آفرینی‌ها در رسانه‌های مجازی شد و هنوز هم ادامه دارد بیشتر جنبه سیاسی پیدا کرده تا جنبه اخلاقی زیرا امروز هر خبری راست یا دروغ که بتواند جمهوری اسلامی و مسئولان آن را زیر سؤال ببرد و به ضعف مدیریت نظام دامن بزند توسط مخالفان و ناراضیان و حتی دشمنان انقلاب مهندسی شده و به صورت گسترده در شبکه‌های مجازی به آن شاخ و برگ می‌دهند و آبروی اشخاص را می‌برند.
هر چند بعد از بررسی‌های قضایی و کارشناسانه معلوم می‌شود که قضیه از مرحله حرف و جابه‌جایی عکس‌های مستهجن بیشتر نرفته لیکن آن هم در شأن یک مدرسه و مسئولان آن نیست.
و اما بعدتر؛
اگر کسی بگوید و یا حکم کند که در مدارس دیگر کشورها هیچ حرف و صحبت یا عملی از این دست اتفاق نمی‌افتد یا کاملاً از وقایع بی‌اطلاع است و یا از میزان و قدرت شهوت آنهم در زمان بلوغ نوجوانان و جوانان خبری ندارد.
آنهم جوانانی که در عصر حاضر به وسیله همین فضاهای مجازی مدام تحریک می‌شوند و امکانات و تجهیزاتی در اختیار دارند که هر وقت اراده کنند می‌توانند به اشکال و تصاویر و فیلم‌های آنچنانی دسترسی داشته باشند.
از آن گذشته جهان غرب و حتی شرق هم از این بلایا به دور نیست وقتی در اخبار می‌شنویم که حتی کشیش‌های کلیسا به چه تعداد کودکان مظلوم تجاوز کرده‌اند و یا فلان خواننده معروف و یا فلان هنرپیشه به تعدادی دختر و پسر کم‌سن و سال تجاوز کرده‌اند آن هم در حد افشا شده که افشا نشده‌ها بسیارند که اگر پرده برافتد خدا می‌داند چه کسی از این امتحان سالم بیرون آید.
این مطالب توجیه‌کننده وقایع تلخ مفاسد اخلاقی در مدارس ما نیست بلکه برعکس زنگ خطری است برای کسانی که مسئولیت خطیر تعلیم و تربیت را بر عهده دارند و بار سنگین این تربیت و تعلیم را در زمانه ‌ما بر دوش می‌کشند.
بهتر است خیلی بی‌تعارف به اصل قضیه بپردازیم و آن راه مقابله با این مفاسد است.
در گذشته‌های دور که سابقه آن از ۶۰ سال تجاوز نمی‌کند، دختران و پسران در سنین بلوغ به عقد و ازدواج هم درمی‌آمدند و تا متوجه نیاز جنسی می‌شدند راه عملی درست و طبیعی و شرعی آن را در اختیار داشتند و چشم و دلشان به دنبال دیگران نبود. داشتن دوست پسر و یا دختر معنی نداشت و اگر موردی مشاهده می‌شد آن قدر زشت و شرم‌آور بود که کسی جرأت افشای آن را نداشت.
اما امروز بسیاری از روابط آزاد و دوستی‌های مفسده‌انگیز رسمیت یافته و یواش یواش به عرف و عادت درآمده است.
سخن از ازدواج سفید و آزاد به مرحله عمل درآمده و بالا رفتن سن ازدواج و مشکلات زندگی اشتراکی توأم با ازدواج‌های پرهزینه راه‌های مفسده‌انگیز را پیش روی جوانان باز گذاشته است. جوانانی که برخلاف جوانان ۶۰ سال قبل هم از مواد غذایی مفید و مغذی بهره‌مندند و هم به کارهای کارگری و سخت که بر کاهش فشار جنسی مؤثرند تن نمی‌دهند و معمولاً به مشاغل کم‌تحرک و یا تحصیلاتی روی آورده‌اند که انرژی متراکم آنها آزاد نمی‌شود.
در چنین شرایطی که رفع نیازهای جنسی هم یک ضرورت است و هم غیرقابل اجتناب راه‌حل می‌طلبد و نمی‌توان با بگیر و ببند با آن مقابله کرد. دو راه بیشتر پیش روی ما نیست. یا تن به فرهنگ برهنگی و بی‌بند و باری غربی بدهیم و بشویم مثل آنها و روابط آزاد دختر و پسر و زن و مرد را پذیرا شویم که با باورهای دینی و مذهبی ما سازگار نیست و یا شرایطی فراهم کنیم که همانند گذشته دختران و پسران در همان سنین بلوغ بتوانند زندگی مشترک تشکیل دهند و به عقد و ازدواج با هم درآیند که البته چنین حالتی بعید است خانواده‌ها به آن شکل تن دهند. متأسفانه در روستاها هم سن ازدواج بالا رفته و میانگین سن ازدواج بر اساس اطلاعات ارائه شده از ادارات ثبت احوال به ۲۰ سال رسیده است هم اینک شرایط جوانان در حالتی شبیه به برزخ است نه دوزخی و نه بهشتی خانواده‌ها در مقابل تعارضات اخلاقی ایجاد شده اخلاقی بین سنت و مدرنیته را شاهدند.
ممکن است یک راننده مینی‌بوس مدرسه اگر فرصت پیدا کند و زمینه ناهنجاری رفتاری هم در آن قوی باشد دست به سوءاستفاده بزند که موارد عدیده آن گزارش شده است.
وقتی معلمان جوان در روستاها بعضاً سوءاستفاده‌هایی کرده‌اند از دانش‌آموزان وقتی در محیط‌های کسب هم گاه و بیگاه چنین وقایع زشت و ضد اخلاقی اتفاق می‌افتد و چه بسا در پرده اسرار می‌ماند و افشا نمی‌شود ما بیش از پیش به فشار نیروی جنسی آگاه می‌شویم که راه مقابله با آن بسیار ظریف است و برمی‌گردد به مدیریت و نظارت و برنامه‌ریزی که متأسفانه مدت‌هاست مقوله نظارت کم‌رنگ شده و همگان به حال خود رها شده‌اند و هر کس به کار خود است و حال خود.
و در پایان:
ما به یک تحول فرهنگی و اخلاقی نیاز داریم که بدون اصلاح ساختار اقتصادی امکان‌پذیر نیست.
ما باید شرایطی فراهم کنیم که مقوله رفع نیازهای جنسی در محدوده بی‌اخلاقی‌ها، سوءاستفاده کردن‌های ناشی از فشارهای اقتصادی فراموش نشوند. ما نباید از طرح مسائل جنسی در مدارس به نحو مطلوب و کارشناسانه آن ترس به خود راه دهیم.
ما نباید در مقابل سؤالات کودکان و نوجوانان سکوت کنیم و یا آنها را از طرح سؤالات جنسی برحذر داریم.
ما باید روابط دوستی و عاطفی خود را با فرزندانمان در حدی استوار سازیم که آنها جرأت طرح تمامی مسائل و حرف‌های جنسی را داشته باشند و مجبور نباشند بروند سراغ دوستانی که چه بسا آنها را منحرف کنند.
والسلام

Comments are closed.